🆕 ڪَہڪِشانِ خاطِࢪ‌‌اٺ


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


خاطࢪ‌‌ات در ذهنـہایمان لانـہ ڪࢪ‌‌ده اند و گاهے با یاداوࢪ‌‌ےِ گذشتـہ؛از احساساتِ ما تغذیـہ مےڪنند.
دࢪ‌ نـہایت تنـہا هدیـہ اے ڪہ خاطࢪ‌ات بـہ ࢪ‌‌وحمان میدهند؛بغضے سنگین و ذهنے آشفتـہ است.

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


Forward from: ‌ ‌ ‌ ‌ — VANHELLO
_ میشــہ..امشـب‌اینجـابمونـے؟
+ دیگــہ‌حتـے‌مـࢪگ‌هـم‌نمـےتونــہ
بیـن‌مـافاصلــہ‌‌بنـدازه‌بیـون‌آه!

♱


Forward from: ‌ ‌ ‌ ‌ — VANHELLO
🕳️#الوانلو ✨ #Vanello
بابِ 𝟓 : درخواست


_


Forward from: FeelCuts🆕️
این پست رو فور کنید یک پست مشخص کنید فور کنم
لیمیت: تا فردا ساعت 5 میتونید فور کنید


Forward from: FeelCuts🆕️
◟, #bonappetityourmajesty 🥢 ៹┊

◟, for listen 🎧 ៹┊


_


Forward from: ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌Höt gurl 'z club ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
پك ریپـلاي شده رو به همـراه این پیـام فوروارد کنیـد و یـک پست مشخـص کنید فوروارد کنم اینجـا تا ویـو بگیرید ♡


Forward from: ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌Höt gurl 'z club ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
‌
   ‌‌神は緑の色の中にいるかもしれません。
‌            ‌ ‌ ‌ ‌ 🍧    knock knock ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌


بابا اسلی چیه تخمسگ تو مارو هم کر_🗣


Forward from: ᵀʰᵉ ᴴᵉᵃʳᵗ'ˢ ᴾᵃʳᵃᵈᵒˣ
«نیمه‌شب سفید»


نور سرد مهتاب از شیشه‌های بلند بخش بیمارستان روی زمین افتاده بود. سکوتی سنگین توی راهرو پخش بود؛ تنها صدای گاه‌به‌گاه دستگاه‌ها سکوت رو میشکت.

تکیه داده بود به دیوار کنار پنجره. موهای خرمایی‌اش زیر نور آبی مهتاب مثل خطوطی نرم می‌درخشید. نگاهش خیره بود به شهر خواب‌زده.

صدای آرومی سکوت رو شکست:

— « خوابت نمیبره؟»

لیکس از اتاق بیرون اومد. رد کک و مک های روی صورتش تو اون نور کم مثل لکه‌های خورشید روی پوست برف دیده می‌شد. همیشه آروم‌تر از چیزی بود که دنیا بلد بود بفهمه.

نگاهش رو از پنجره گرفت و لبخند کجی زد.

— «آدم چطور بخوابه وقتی تو کنارشی و مدام صدای نفس کشیدنتو می‌شنوه؟»

لیکس لحظه‌ای مکث کرد. گونه‌هاش کمی سرخ شد، هرچند توی این تاریکی کمتر پیدا بود. لبخند کوچیکی زد .

— «تو همیشه همین‌طوری بی‌پروا حرف می‌زنی.»

شانه‌ای بالا انداخت.
— «مگه بده؟»
— «بی پروا حرف زدن همیشه نتیجه ی خوبی نداره»


لحظه‌ای مکث کرد. دست‌هاشو توی جیب لباس بیمارستان فرو برد، انگار دنبال جایی امن برای لرزش انگشتاش می‌گشت.
— «گاهی فکر می‌کنم اگه چیزی نگم، راحت‌تر میشه همه‌چیزو فراموش کرد.»

لیکس نفس عمیقی کشید. نگاهش از چشم‌های هیون فرار کرد و روی کاشی‌های سرد کف راهرو نشست.
— «ولی مگه میشه فراموش کرد؟ آدم بعضی صحنه‌ها رو نمی‌تونه از ذهنش پاک کنه… حتی اگه بخواد.»

سکوتی سنگین دوباره بین‌شون افتاد؛ مثل پرده‌ای که هیچ‌کدوم جرأت نداشتن پاره‌ش کنن. صدای تیک‌تاک ساعتی که بالای در آویزون بود، انگار روی هر ثانیه فشار می‌ذاشت.

با صدایی آروم‌تر گفت:

— «می‌ترسم، می‌فهمی؟ نه از تو یا عشق… از این‌که یه روزی همه‌چی عوض شه. از این‌که تو رو از دست بدم.»

لیکس سر بلند کرد. توی چشماش چیزی بود بین درد و مهربونی. نزدیک شد، نه اون‌قدر که فاصله‌ صفر شه، فقط به اندازه‌ای که نفس‌هاشون تو هم گره بخوره.
— «تو فکر می‌کنی من نترسیدم؟ منم همون‌قدری که می‌خوام نزدیکت باشم، از دست دادنت می‌ترسم.»

هیون لبخند تلخی زد. دستشو به دیوار پشت سرش فشار داد، انگار می‌خواست خودش رو محکم نگه داره که فرو نریزه.
— «پس هر دو داریم می‌جنگیم با چیزی که اسمشو نمی‌دونیم.»

لیکس آه کشید. نگاهش افتاد به شهر خواب‌زده پشت شیشه.


— «شاید بهش میگن نیمه‌شب سفید… لحظه‌ای که نور همه‌جا هست، ولی هیچ‌کس جرأت نداره حقیقت خودشو ببینه.»




بح عجب پستیههه


Forward from: Maybe
Video is unavailable for watching
Show in Telegram


_


Forward from: J
ادمین های تایپ exxx فور بزنید پست مشخص
کنید فور بزنم


Forward from: 𓍯 𝑺𝒊𝒍𝒆𝒏𝒕 𝑳𝒆𝒕𝒕𝒆𝒓𝒔
برم پاکسازی
اگه اینجا رو چک میکنید و فور کنید تا از چنلتون لفت ندم

بن نکنید @mowa_xx




Forward from: J
فور کنید 🔞 ( id ) حدس بزنم چی باعث میشه
دارک سایدتون ✅turn on بشه.




Forward from: 𝐿𝑒𝑒 𝐹𝑒𝓁𝒾𝓍 🎀🎀
“شیپ پارتی”
این پیامو فور کنید چنلتون+آیدی تون تا شیپتون کنم.

-چنل ندارید بات آیدی بدید. @lixro_bot

-پروفایلتون از
کیپاپ
باشه.

-جوین باشید.

20 last posts shown.

122

subscribers
Channel statistics