«اشک و آفتاب»


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


پَرچک⭑ @AshkVaAftab_Bot 📩
شعرها از خودمه؛ فقط فوروارد کنید.

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter




لیوانی روی میز بود
نصفه
مثل دلم
که هر بار پرش میکنی
و
نمینوشی.


خانه خالیست
جز صدای نفسهایم
که توی دیوارها میپیچد
و هیچ کس
نمیداند
چند بار
تنهایی ام را
میشمارم.


سحابی خاکستری — محمد مختاری


قاصدک
روی سبزِ زمین
آرام
مینشیند؛
نرمی اش
مثل خاطره‌ ای
که
در دلِ سبزِ چمن
نمی میرد. ✮




زن
از آینه عبور میکند
اما خودش
در هیچ آینه‌ ای جا نمیماند
آنچنان پخش شده است
در خانه، در نان، در دکمه‌ ی افتاده،
که دیگر خودش نیز
نمیداند کجاست.




قالی را تکاندیم
گرد و خاکش به هوا رفت
و کسی عطسه نکرد.
اما همه یاد کسی افتادند
که دیگر
پاهایش را روی قالی نمیگذارد.


نامهای بسیار — فیروز ناجی


شب افتاده بود
بر کوچه‌ های خیس
و من
با کفشهای خسته
دنبال سایه‌ های تو میگشتم.


رویاهایم را
زیر سقف خانه پنهان کردم
جایی که هیچکس
نمیتواند آنها را بردارد
حتی ستاره ها.


در خلوت این بامداد،
زنی در سکوت دود میشود.




کفش‌ هایم را
کنارِ در جا گذاشتم
کاش میشد
دل را هم
همانجا درآورد
و رفت.




پرده
کمی تکان میخورد
و صدای کوچه
از لای نخ‌ های نازکَش
میریخت توی اتاق.
یک دوچرخه رد شد
یک زن سلام کرد
و گنجشکها
از همه زودتر رفتند.
هیچکس نمیدانست
خانه
به همین صداهای دور
زنده بود.


آوازها و مقامه ها — حسین رسائل


کودکی

در جیبم
یک سنگ بود
یک دکمه
و یک رؤیا
هر سه را
گم کردم
در راهِ بزرگ شدن


Video is unavailable for watching
Show in Telegram

20 last posts shown.

237

subscribers
Channel statistics