❄️دیالِکتیک تنهایی❄️


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


تنهایی هم جرم ما و هم بخشودگی ماست. مجازات ماست اما در عین حال بشارتی است بر این که هجرانِ ما را پایانی است. این دیالِکتیک بر همه‌ی زندگی بشر حکمفرماست.
📘دیالِکتیک تنهایی

°•°•°•°°•°•
Call me BlueKoala💙⁦(^^)⁩

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


همچین داستانی رو هم یه روز می‌نویسم🥰


و من دوستت داشتم.


Forward from: Her cemetery.
«اگه یک کتاب بنویسید، راجع به این‌که عاشق کسی بشید که هیچ‌وقت نمی‌تونید داشته باشیدش. آخرین خط کتاب رو چی می‌نویسید؟»


تایید می‌کنم دوستان
نمی‌دونست =))


TMI:
این آهنگ تلفن خواهرمه😔 (شاید خودش ندونه🤣)
منظور اینکه، قشنگه. گوش بدید💙🥺


دلم یه همچین فیکی می‌خواد :((((
کاپلش برام چندان مهم نیست. صد البته دلم می‌خواد یکی از کاپل‌های جین باشه. ولی به طور کلی از داستان‌هایی که رابطه‌ی کاپل تغییر می‌کنه لذت می‌برم.
چه تبدیل دشمن به دوست باشه و چه تبدیل دشمن به عاشق و معشوق.
چه تبدیل دوست به عاشق باشه.
چه تبدیل سکس پارتنر به عاشق و معشوق.

کلا تبدیل داشته باشه دیگه🥺
*یه روز یکی از اینا خواهم نوشت!😌


Forward from: ▷ Liberté Novels ◁
Video is unavailable for watching
Show in Telegram
#GifStory 𒀭 #TaeJin

کیم تهیونگ و کیم سوکجین از بهترین مدل‌های صنعت مد بودن. خبرنگارها سر و دست می‌شکوندن تا خبر داغی مثل دعوا، خط و نشون کشیدن و بحث‌های بین این دو مدلِ جوون رو نقل کنن؛ تهیونگ و سوکجین هم چیزی که اون‌ها می‌خواستن رو بهشون می‌دادن! هرچند که خارج از کادر دوربین و به دور از نگاه قضاوت‌گر مردم، اون دو پسر به قدری با هم صمیمی بودن که تهیونگ بی‌توجه به نگاه سرد روی چهره‌ی سوکجین و بدون نگرانی نسبت به پس‌زده شدن، خیلی یهویی وسط تایم استراحت بین عکس‌برداری سرش رو خم کنه و روی شونه‌ی سوکجین بذاره.
سوکجین چیزی نشون نمی‌داد اما مخفیانه از این کارِ پسر جوون‌تر حسابی لذت می‌برد و تَه دلش آرزو می‌کرد پسر بیشتر این کارش رو تکرار کنه.
دو مدل جوون که در نظر خبرنگارها دو رقیب و در نظر اهالی صنعت مد دوتا دوست صمیمی بودن، در خلوت دونفره‌ی خودشون رابطه‌ی جالبی داشتن. لمس‌های داغ، بوسه‌های خیس و پوست‌های کبود؛ این تمام چیزی بود که رابطه‌ی اون‌ها رو ساخته بود و حالا تهیونگ بیشتر می‌خواست! چیزی بیشتر از یه بوسه‌ی فرانسوی داغ و آتشین. چیزی شبیه به یک تعهد!


By Blue Koala
─────✧─────
@LiberteNovels ཻུ࿐


یه فکت بامزه:
من هنوز درگیر اسباب‌کشی‌ام :)))
ایشالا امروز مستقر می‌شم🤲🤲🤲🤲


But maybe if you follow me
I'll give you my truth
But maybe if you follow me
You'll just see right through

#Music 🎼

یه آهنگ به یاد موندنی💛✨

@TheDialecticOfLoneliness


📘 #نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
✍️ #اوریانا_فالاچی


Forward from: ساکن طبقۀ هشتاد.
#برای_خواندن

فرزندم، سعی می‌کنم به تو بفهمانم مرد بودن یعنی اینکه کسی باشی و این برای من مهم‌ترین چیز است. انسان بودن کلمه‌ی قشنگی است چرا که هیچ حد و مرزی برای زن یا مرد بودن مشخص نمی‌کند. در واقع بین مرد و یا زن بودن تفاوت بسیار ناچیزی وجود دارد. عملا این تفاوت به آن‌جا ختم می‌شود که بتوانی موجود زنده‌ای را در درونت پرورش دهی یا نه. قلب و مغز جنسیت ندارند. رفتار هم ندارند. این را به خاطر داشته باش. اگر قلب و مغز داشته باشی، هرگز تو را مجبور نخواهم کرد به خاطر زن یا مرد بودنت چنین یا چنان رفتاری داشته باشی. فقط از تو می‌خواهم که از معجزه‌ی بودن بهره ببری و هرگز تن به ذلت ندهی. ذلت همچون جانوری است که همیشه در کمین نشسته و هر روز و هر لحظه حمله می‌کند و تنها تعداد کمی از تکه تکه شدن در برابر این حیوان درنده در امان می‌مانند‌.
ذلت به بهانه‌ی احتیاط، مصلحت و گاهی عقل و خرد حمله می‌کند. انسان وقتی در معرض خطری قرار بگیرد، ترس وجودش را فرا می‌گیرد و هنگامی که خطر رفع شد، باز هم جسور و گستاخ می‌شود.
از خطر هراسی نداشته باش. حتی هنگامی که ترس تمام وجودت را فرا گرفته باشد. زاده شدن خودش با خطر همراه است. خطر پشیمانی از به دنیا آمدن.
شاید برای گفتن این حرف‌ها خیلی زود باشد.
شاید بهتر است فعلا درباره‌ی غم‌ها و پلیدی‌ها چیزی به تو نگویم و فقط از دنیای پاک و شاد با تو سخن بگویم. اما فرزندم، من نمی‌خواهم تو را فریب دهم و بگویم زندگی همانند قالی نرمی است که می‌توانی با پای برهنه بر آن راه بروی.
نه.
زندگی جاده‌ی ناهموار و پر از سنگی است که هر لحظه به تو گزند می‌رساند. جز با چکمه‌های آهنین نمی‌توان از سنگ‌های جاده‌ی زندگی گذر کرد؛ اما حتی این هم کافی نیست.
چرا که وقتی از پاهایت مراقبت می‌کنی، همیشه یک نفر پیدا می‌شود که سنگی به سوی سرت پرتاب کند.


- نامه به کودکی که هرگز زاده نشد (اوریانا فالاچی) | ترجمۀ زهره پرواز


Forward from: ساکن طبقۀ هشتاد.
#برای_خواندن

اما اگر پسر زاده شوی نیز برایم خوشایند است. حتی شاید بیشتر از دختر بودنت؛ چرا که از تحقیر و بردگی و سؤاستفاده دور می‌مانی. اگر پسر زاده شوی، کسی در خیابانی تاریک به تو تجاوز نمی‌کند. اگر پسر زاده شوی لازم نیست زیبارو باشی تا در اولین نگاه مورد قبول دیگران قرار بگیری و با اندام شکیلت هوش و ذکاوتت را پنهان کنی. ناچار نیستی وقتی با محبوبت همبستر می‌شوی قضاوت‌های ناخوشایند دیگران را بشنوی؛ و هیچکس به تو نخواهد گفت که گناه آن روزی رخ داد که حوا سیب را چید.
رنج کمتری می‌کشی. لازم نیست بجنگی تا بگویی ممکن است خدایی که وجود دارد پیرزنی سپید مو یا دختری زیباروی باشد. می‌توانی بدون آنکه مورد تمسخر واقع شوی نافرمانی کنی و بدون آنکه مورد استهزا قرار بگیری به خودت ببالی.
از طرفی تو هم باید بندگی و بی‌عدالتی‌های دیگری را تجربه کنی.
می‌دانی که زندگی برای مرد هم آسان نیست.
اگر قوی و تنومند باشی، کارهای دشوارتر و مسئولیت‌های سنگینی بر دوشت قرار می‌دهند. چون ریش داری اگر کنی یا محبت بطلبی به تو خواهند خندید.
کافی است که مرد باشی. به تو دستور می‌دهند تا در جنگ آدم بکشی یا کشته شوی و تو را وادار می‌کنند تا در ظلم و ستم عصر حجر همدست و شریک جرمشان باشی؛ و به همین دلیل مرد بودن ماجرای شگرفی است. باری است که هرگز از آن خسته نمی‌شوی.
اگر مرد زاده شوی، امیدوارم از آن دسته مردهایی باشی که من همیشه در رؤیاهایم به دنبالش می‌گردم: با ضعیفان مهربان، در برابر زورگویان محکم و استوار، با آن‌ها که دوستشان داری بخشنده و در برابر مستبدان بی‌رحم باشی. و در آخر، دشمن همه‌ی آن‌هایی باشی که می‌گویند مسیح پسر پدر و روح‌القدس است و نه پسر زنی که او را زاده است.


- نامه به کودکی که هرگز زاده نشد (اوریانا فالاچی) | ترجمۀ زهره پرواز


Forward from: ساکن طبقۀ هشتاد.
#برای_خواندن

تو دختر خواهی بود یا پسر؟
دلم می‌خواهد یک دختر باشی. دوست دارم روزی تو نیز آنچه که اکنون حس می‌کنم را حس کنی. من اصلا حرف مادرم را قبول ندارم که می‌گوید دختر بودن یک بدبختی است. وقتی خیلی ناراحت می‌شود می‌گوید: «آخ، کاش مرد به دنیا آمده بودم!»
می‌دانم که دنیای ما به دست مردها و برای خود آن‌ها ساخته شده و استبداد از دیرباز در آن‌ها نهادینه گشته است؛ طوری که در زبان نیز رخنه کرده. انسان یعنی زن و مرد؛ و بشر یعنی همه‌ی انسان‌ها. برخی می‌گویند آدم کشی، حالا چه زن باشد یا مرد.
در داستان‌هایی که مردها برای توجیه زندگی سر هم کرده‌اند، اولین موجود انسانی مردی بوده است به نام آدم. حوا بعدا پیدایش می‌شود، تا با او اوقات خوشی داشته باشد و برایش هم دردسر درست می‌کند. در نقاشی‌های در و پیکر کلیساها، خدا پیرمردی ریش‌سفید است و هرگز پیرزنی سپید مو نیست. تمام قهرمان‌ها هم همه مرد هستند. از پرومته که آتش را کشف کرد و ایکار که می‌خواست پرواز کند گرفته تا حضرت مسیح که پسر پدر و روح‌القدس بود.
با این حال، به همین دلیل زن بودن خوشایند و زیباست. زن بودن ماجرایی است که شجاعت زیادی می‌طلبد و چالشی است که هرگز از آن خسته نمی‌شوی. اگر دختر زاده شوی، باید با خیلی چیزها روبرو شوی.
اول آنکه باید خیلی بجنگی تا بگویی اگر خدایی وجود دارد ممکن است پیرزنی سپید مو یا دختری زیبارو باشد. باز هم باید خیلی بجنگی تا بگویی روزی که حوا سیب را چید گناهی رخ نداد، بلکه آن روز یک فضیلت باشکوه به نام نافرمانی خلق شد‌؛ و در آخر باید خیلی بجنگی تا نشان دهی که درون اندام شکیل و لطیفت، چیزی به نام عقل وجود دارد که باید به ندای آن گوش فرا دهی.
مادر بودن یک حرفه نیست. وظیفه هم نیست. مادر بودن حقی است همچون هزاران حق دیگر. چقدر خسته‌کننده و ملال‌آور است که این واقعیت را به دیگران بقبولانی‌. اغلب هم نمی‌توانی و شکست می‌خوری؛ ولی نباید ناامید شوی. مبارزه بهتر از خود پیروزی، و تلاش برای رسیدن به مقصد نیز دلپذیرتر از رسیدن به مقصد است. وقتی پیروز می‌شوی یا به مقصد می‌رسی، تمام چیزی که حس می‌کنی نوعی خلأ و پوچی است و برای غلبه بر این خلأ و پوچی باید دوباره شروع کرده و اهداف جدیدی خلق کنی.
آری، امیدوارم دختر باشی و هرگز حرف‌های مادرم را بازگو نکنی. من نیز هرگز آن‌ها را تکرار نکردم.


- نامه به کودکی که هرگز زاده نشد (اوریانا فالاچی) | ترجمۀ زهره پرواز


یه جوری حالم خوب نیست که انگار اعصاب و روانم بالای سرم دست به کمر وایسادن و دارن بهم می‌گن: ای بابا! یه هفته‌ست فرصت نشده با والدین‌مون دعوا کنیم. اینکه نشد زندگی! چه معنی می‌ده که تو با اعصاب راحت زندگی کنی؟ هان؟! ಠ⁠_⁠ಠ⁩


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
من اگه گربه بودم:



❄️ @TheDialecticOfLoneliness ❄️


هنگام مواجه شدن با مشکلات به این شعار قدیمی توجه کنید که: «این نیز بگذرد» و مطمئن باشید که بالاخره راهی برای رفع مشکل پیدا خواهید کرد.

✍️ #آنتونی_رابینز

❄️ @TheDialecticOfLoneliness ❄️


Forward from: [𝘚𝘭𝘪𝘤𝘦 𝘰𝘧 𝙃𝙚𝙧 𝘓𝘪𝘧𝘦🌙]
~این پیام رو توی چنل های پابلیکتون فوروارد کنید؛ منم براساس وایبتون، یه کارکتر کیدراما بهتون میدم🤍

•چک کنید که خط نخورده باشه و اگر دوست داشتین، یه سر به چنلم بزنین.
چنلای پرایوت لینکشون رو برام ناشناس کنن☁️


#LoveIsNotEnough 🥀💙

اسم این داستان برگرفته از اسم کتاب #عشق_کافی_نیست ـه و محتوای خود داستان هم از این کتاب تاثیر گرفته.


Forward from: ▷ Liberté Novels ◁
— #PhotoTeaser

𖥔 #LoveIsNotEnough
𖥔 #JinKook
𖥔 Slice of life, Dram, Romance, Psychological, Sport, Fluff


دلم می‌خواست خیلی چیزا بهش بگم:
«متاسفم؛ ببخشید؛ منو ببخش؛ چی کار کنم تا منو ببخشی؟ شرمنده‌ام؛ دوستت دارم؛ خیلی زیاد دوستت دارم؛ گاهی حس می‌کنم بیشتر از جونم دوستت دارم؛ التماست می‌کنم که بهم نگی دیگه دوستم نداری!»

همه‌ی اینا تو سرم چرخ می‌زدن اما وقتی لبامو باز کردم فقط یه جمله از دهنم خارج شد: «تنهام نذار.»

پیشونی‌ام رو روی دستش گذاشتم. اشک‌هام پر شدت‌تر از کل امشب روی صورتم جاری شده بودن و داشتن دست‌های هردومون رو خیس می‌کردن و من در حالی که شونه‌هام می‌لرزیدن و هق‌هق کنان گریه می‌کردم نالیدم: «د-دلم می‌خواد التماست کنم که دوستم داشته باشی، التماست کنم که نگی دیگه دوستم نداری اما برای ا-الان فقط تنهام نذار. خواهش می‌کنم تنهام نذار‌.»


🧸‌Love Is Not Enough🧸


𖥔 A #Novel by Blue Koala


─────✧─────
@LiberteNovels ཻུ࿐


در راستای مقابله با وسواسم، پیام‌های عر زدن و فنگرلی‌م رو پاک نمی‌کنم☺️
دلم می‌خواد ولی نه! نمی‌کنم.

20 last posts shown.

128

subscribers
Channel statistics