دستاتو به من بده و بیا باهم،همراه اون باد خنک پاییزی که لابه لای موهات درحال رقیصدنه به مقصد بی انتهامون بریم،بریم به همون کافه ی همیشگی،بریم به اون پارک هایی که باهم ازشون رد شدیم،بیا بریم،باهم به اون آهنگی که دیگه برای "ما" بود گوش کنیم،بیا وقتی بارون گرفت دستای همو محکم تر بگیریم و زیرش قدم بزنیم،بیا اصلا همه ی اونا و منو تو،چطوره؟
اصلا بیا دستمو بگیر و باهم از این آدما فرار کنیم،آدم هایی که درکمون نکردن،بجای نوازش زخم زدن و...بیا باهم بریم جایی که هیچکدومشون نباشن،فقط من باشم و تو من نگاه کنم به اون چشمای قشنگت که همیشه برام زیبا ترینه و تو؟بخاطر مبهوت شدنم بخاطر زیباییت خندت بگیره و با دیدن خندت بیشتر غرق زیباییت شم...
The end
M-
اصلا بیا دستمو بگیر و باهم از این آدما فرار کنیم،آدم هایی که درکمون نکردن،بجای نوازش زخم زدن و...بیا باهم بریم جایی که هیچکدومشون نباشن،فقط من باشم و تو من نگاه کنم به اون چشمای قشنگت که همیشه برام زیبا ترینه و تو؟بخاطر مبهوت شدنم بخاطر زیباییت خندت بگیره و با دیدن خندت بیشتر غرق زیباییت شم...
The end
M-