the main character : @pyiec
شخصیت اصلی که فکر میکرد گل سرخش تنها گل عالم است – و شاید هم بود, چون هیچ گل دیگری بوی خانه نمیداد.
او برای گل دیگری انقدر زحمت نکشیده بود .
میگفت«به عمق نیاز دارم» طوری که انگار از جایی حرف میزند که روحش بالاخره با خیال راحت بتواند دراز شود. میتوانست میان گلها باشد یا میان بازوی آدمی
و رک بگم؟ او شخصیت اصلی داستان عشقیست که جایی بین گلخانه و خیال زندگی میکند. نرم. سبز . هنوز در حال رشد.