‌ ‌ 𝘿𝙖𝙞𝙣


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ❪♰‌❫ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ℑ'𝔳𝔢 𝔟𝔢𝔢𝔫 𝐥𝐨𝐬𝐭 𝔣𝔬𝔯 𝔰𝔬𝔪𝔢 𝔱𝔦𝔪𝔢‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


جوابا*




زود باش دیگه فور شو ابرومونو بردیی




🖤𝕮𝖍𝖆𝖑𝖑𝖊𝖓𝖌𝖊 ◞

فور کنید تا بهتون یه وایب و یه موزیک مطابق دیلیتون تقدیمتون کنم
چک کنید خط خورده یا نه

                     ناشناس
𝐋imit:𝟑𝟎


Forward from: Butterfly lullaby
‌ ✨𝑷𝘭𝘦𝘢𝘴𝘦 𝒉𝘦𝘭𝘱 𝑴𝘳.𝑺𝘢𝘷𝘰𝘳𝘨 ✨

⋆ ࣪ᴹᵉ ֙ .


Forward from: 𝗦𝐡𝐢𝐟𝐭𝐢𝐧𝐠
‌ ‌‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌𝖡𝗅𝗈𝗈𝖽𝗒 𝖽𝖾𝗌𝗍𝗂𝗇𝗒
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌𝖯𝖺𝗋𝗍 𝖳𝗁𝗋𝖾𝖾
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌(ده سال بعد)
ده سال به همین منوال گذشت و ویکتور کنار پدربزرگ یامی(Yami) زندگی می‌کرد..هر روز کتاب هایی از دنیاهای قدیم رو میخوند و بیشتر و بیشتر می‌فهمید که این دنیا چقدر شبیه جهانیه که ازش اومده،با دیدن کلمات کتاب ها خاطرات گذشته او به ذهنش می‌آمد.حتی وقت هایی هم شده بود که مغزش بخاطر حجمی که ناگهان واردش میشد درد می‌گرفت و آن زمان دست از کتاب خوندن برمی‌داشت..همزمان در طول این سال‌ها هم جسمش را تمرین میداد هم مغزش را..طلسم هایی را اجرا می‌کرد که هرکسی نمی‌توانست اجرا کند،یامی رفته رفته از استعداد او حیرت یافت.هرچقدر ویکتور بیشتر می آموخت یامی هم بیشتر مشتاق یادگیری او میشد،درنهایت وقتی که درحال تمرین کردن مهارت سطح ¹B Bloody slash بود تمام جزئیات مهارت را بخاطر می‌سپرد و می‌توانست بدون استفاده از کمک یامی بعد از بار سوم مهارت را اجرا کند،اما ویکتور به همین راضی نمیشد و درنهایت تکنیک پیشرفته تری نسبت به bloody slash را ساخت
- بریدگی خونین یا همان bloody slash مهارتیست که توسط یامی اختراع شده و بجز اعضای قبیله کسی طرز استفاده از آن را بلد نیست..در سطح خبرگی² پایین این مهارت میتوانید شمشیر یا تیغه را به خون خویش آغشته کنید و با خون داغی مانند گدازه حمله ور شوید،ولی در سطح استادی بالای آن میتوانید با دست خالی تیغه ای از خون خویش تشکیل دهید که در هرلحظه بیرون کشیده می‌شود یا ناپدید میشود -
این تکنیک می‌توانست با بریدگی عمیقی با خون خویش بیماری هایی بوجود آورد یا حتی بسته به نوع خون بدن مقتول را نابود کند..ولی وقتی این تکنیک به ذهن ویکتور خطور کرد از یامی درخواست یک دوئل³ را کرد،اوایل یامی سرباز میزد چون باتوجه به استعدادی که ویکتور داشت همین الان هم تمام تکنیک های وی را یاد گرفته و ترسی در درونش برای مدت ها داشت که بعد از تمام شدن معلمیش دیگر ویکتور را نبیند..اما بعد از به یاد آوردن هدف اصلیش کلماتی را زمزمه کرد درحالی که چشمانش را از شرمندگی بسته بود"بنظر میرسه زمان فردا رسیده"لبخندی ملیح بر زبان یامی کشیده شد و سپس شمشیرش را که از آهنی بشدت مرغوب ساخته شده بود را به بیرون کشید..نفسی عمیق کشید و راهی میدان نبرد شد ولی ناگهان صدایی بسیار مهیبی از روستا بسمت کلبه کشیده شد و انگار زمین لرزه ای هم از آن سمت می‌آمد..پیرمرد و ویکتور ناگهان سرشان بسمت صدا چرخید و غولی عظیم را در وسط جنگل مشاهده کردند..با شاخ هایی عظیم و دمی بسیار بلند..قامتش اندازه نصف جنگل شده بود بعد از هر غرش زمین لرزه ای ایجاد میشد و درختان با قدمش خم می‌شدند و می‌شکستند..ویکتور و یامی سپس نیم نگاهی به همدیگر کردند و شمشیر هایشان را غلاف کردند،در کسری از ثانیه هردو راهی جنگل شدند و در راهشان سعی در آنالیز منطقه داشتند




「 🖤🖤◞-𝑬𝒗𝒆𝒏𝒊𝒏𝒈 𝒓𝒊𝒔𝒆𝒔, 𝒅𝒂𝒓𝒌𝒏𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒉𝒓𝒆𝒂𝒕𝒆𝒏𝒔 𝒕𝒐 𝒆𝒏𝒈𝒖𝒍𝒇 𝒖𝒔 𝒂𝒍𝒍◞




𝓑𝓾𝓽 𝔀𝓱𝔂 𝓭𝓸 𝓘 𝓵𝓲𝓮 𝓪𝔀𝓪𝓴𝓮 𝓮𝓪𝓬𝓱 𝓷𝓲𝓰𝓱𝓽 𝓽𝓱𝓲𝓷𝓴𝓲𝓷𝓰
"𝓘𝓷𝓼𝓽𝓮𝓪𝓭 𝓸𝓯 𝔂𝓸𝓾, 𝓲𝓽 𝓼𝓱𝓸𝓾𝓵𝓭 𝓫𝓮 𝓶𝓮"?


‌ ◞⋆💒𝕷 ࣪⸥




𔓕𝐹𝑜𝓇 𝒾𝓉 𝒢𝑜𝒹 𝓈𝓅𝒶𝓇𝑒𝒹 𝓃𝑜𝓉 𝓉𝒽𝑒 𝒶𝓃𝑔𝑒𝓁𝓈
𝓉𝒽𝒶𝓉 𝓈𝒾𝓃𝓃𝑒𝒹, 𝒷𝓊𝓉 𝒸𝒶𝓈𝓉 𝓉𝒽𝑒𝓂 𝒹𝑜𝓌𝓃
𝒯𝑜 𝒽𝑒𝓁𝓁, 𝒶𝓃𝒹 𝒹𝑒𝓁𝒾𝓋𝑒𝓇𝑒𝒹 𝓉𝒽𝑒𝓂 𝒾𝓃𝓉𝑜
𝒞𝒽𝒶𝒾𝓃𝓈 𝑜𝒻 𝒹𝒶𝓇𝓀𝓃𝑒𝓈𝓈, 𝓉𝑜 𝒷𝑒 𝓇𝑒𝓈𝑒𝓇𝓋𝑒𝒹 𝓊𝓃𝓉𝑜 𝒿𝓊𝒹𝑔𝓂𝑒𝓃𝓉 ゚・






。゚𝓘 𝓬𝓸𝓾𝓵𝓭 𝓽𝓮𝓪𝓻 𝔂𝓸𝓾 𝓪𝓹𝓪𝓻𝓽 𝓲𝓯 𝓲 𝔀𝓪𝓷𝓽𝓮𝓭 .⁺




𓂃𝑀𝑒𝒸𝒽𝒶𝓃𝒾𝒸𝒶𝓁 𝒽𝑒𝒶𝓇𝓉 ۪࿐



20 last posts shown.

25

subscribers
Channel statistics