21 Aug 2025, 14:02
21 Aug 2025, 14:01
21 Aug 2025, 01:10
آه که اگر بدانم امروز آخرین بار خواهد بود که تو را خفته میبینم، با تمامِ وجود در آغوش میگرفتمت و خداوند را بهخاطر اینکه توانستهام نگهبانِ روحت باشم، شکر میگفتم. اگر بدانم امروز آخرین بار خواهد بود که تو را درحال خروج از خانه میبینم، به آغوش میکشیدمت. فقط برای آنکه اندکی بیشتر بمانی، صدایت میزدم.آه که اگر بدانم امروز آخرین بار خواهد بود که صدایت را میشنوم، فرد فردِ کلماتت را ضبط میکردم تا بینهایتبار بشنومشان.آه که اگر بدانم این آخرین بار است که میبینمت، فقط یک چیز میگفتم: دوستت دارم. بیآنگه ابلهانه بپندارم که تو خود میدانی. همیشه یک فردایی هست. و زندگی برای بهترین کارها فرصتی به ما میدهد. اما اگر اشتباه کنم و امروز همه آن چیزی باشد که از عمر برایما مانده، فقط میخواهم به تو یک چیز بگویم: دوستت دارم. تا هیچگاه از یاد نبری.فردا برای هیچکس تضمین نشده، پیر یا جوان. شاید امروز آخرین باری باشد که کسانی را میبینی که دوستشان داری. پس زمان از کف مده. عمل کن، همین امروز. شاید فردا هیچوقت نیاید و تو بیشک تأسف روزی را خواهی خورد که فرصت داشتی، برای یک لبخند. یک آغوش. اما مشغولیتهای زندگی تو را از برآوردن آخرین خواستهی آنها بازداشتند. دوستانت را حفظ کن و نیازت را به آنها مدام در گوششان زمزمه کن. مهربانانه دوستاشان داشته باش. زمان را برای گفتن ِ یک «متأسفم، مرا ببخش، متشکرم» و دیگر مهر واژههایی که میدانی، از دست مده. هیچکس تو را بهخاطر افکار پنهانت به یاد نمیآرد؛ پس از خداوند، خرد و تواناییِ بیان احساساتت را طلب کن، تا دوستانت بندانند حضورشان تا چه حد برای تو، چقدر عزیز است.
20 Aug 2025, 13:20
20 Aug 2025, 12:50
20 Aug 2025, 12:49
19 Aug 2025, 14:23
18 Aug 2025, 14:45
18 Aug 2025, 14:21
18 Aug 2025, 14:14
17 Aug 2025, 15:54
17 Aug 2025, 15:47
16 Aug 2025, 13:40
16 Aug 2025, 13:39