توتفرنگیِ بی‌دست‌وپا.


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


محل غرغرهای یه گلب قرمز با خال خال زرد.
جایی که میتونی بامن صبت کنی:
http://t.me/HidenChat_bot?start=5689566431

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter




هربار فیلمای کره‌ای با ژانر عاشقانه میبینم بیشتر پی میبرم به یه دوسپسر تو زندگیم نیازمندم


اگر شیطان تورا میدید چشمانت را میبوسید و توبه میکرد..


کاش توت‌فرنگی آدم بود.




اینجا بمونه اهنگش




pov:برگشتی به اون زمانی که خودت رو دوست نداشتی و همش به خودت آسیب میزدی.


پشت هم شعر نوشتم كه بخوانی، خواندی؟
بغض کردم که ببینی و بمانی، ماندی؟
به خدا شعرترين شعرِ منی، می‌فهمی؟
هوس انگيزترين حسِ منی، می‌فهمی؟


حالا خودمونیما اون عروسک مو نارنجی بقل دستم واقعا ترسناکه.


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
مینی سحر پارت 3 دوستان.


میترسم ببوسمت،لبانت بوی شعر بگیرند.
وقتی به خانه برگشتی مادرت بگوید؛دهان کدام شاعر ولگردی را بوسیده‌ای؟!


زمان مرگ اشک چشمانم فرا رسیده.
سنگینی روی دوش قلبم را تنها اشک‌هایم می‌توانند بردارند اما انگار که چشم‌هایم می‌خواهند مرا عذاب بدهند ..
ابر کوچکشان نمیبارد که نمیبارد گویی که با من دشمنند.
حال که حتی خودم هم به فکر خود نیستم چرا تو نمی‌آیی؟چرا نمی‌آیی تا درد دلم را بفهمی و مرا از سیاه‌چاله‌ی غم بیرون بکشانی؟
چرا وقتی درد من هستی درمانم نمیشوی؟ چرا لحظه‌ای مهر و محبتی که به آنها می‌دهی را صرف منه بی‌خانمان نمیکنی؟
من برگشته‌ام به زمانی که خودرا نمی‌شناختم،زمانی که تو در قلب من ماندگار نشده بودی . اگر میخواهی همچنان در دل من باقی بمانی،محبوب من باشی،سویِ چشمانم باشی نشانی بمن بده؛نشانی بده تا بفهمم که عشقی که به تو دارم بیهوده نیست..از تو خواهشمندم..
-سحر نوشت.
۱۳.۲۵..


حتی وقتی به این فکر میکنم که تو این مدت دارم اطرافیانم رو هم اذیت میکنم باز یجور دیگه غمگین میشم


نه حوصله ی درسام رو دارم نه بیرون رفتن رو نه دوستام و خانواده‌م رو


یه چند روزه حس و حال خودم رو از دست دادم
اصلا نمیدونم حتی چمه یا چرا انقد احساس تنهایی و غم میکنم ، تموم انرژی های سیاه بد دور و برمو گرفته


Forward from: آرکی‌تایپ دیلی.
یه شب عادی و مکالمه‌ی بین آفرودیت و هفائستوس؛

زمانی که مشغول خیره شدن به ستاره‌ها بودم، به آرومی کنار گوشم زمزمه کرد:
– "عشق چیه؟"
کلمات تو ذهنم مدام به اطراف فرار می‌کردن و جملات مناسب گم شده بود.
– "اگه نظر منو بخوای می‌گم عشق جریانه. یه جریان ممتد که هرجایی وجود داره. تو نقاشی‌ها، نوشته‌ها، مجسمه‌ها، تو تمام کارهایی که انجام می‌دیم، حتی منفورتریناش، تو جنگ، تو تنفر."
– "اما چطور می‌تونی جنگ و تنفر رو حاصل عشق بدونی؟"
– "بذار من از تو بپرسم، آدما چرا از هم متنفر می‌شن؟ چرا باهم وارد جنگ می‌شن و بهم آسیب می‌زنن؟ به نظرت به این خاطر نیست که شخص مقابلشون به چیز عزیزی آسیب زده یا باعث شده معشوقی در مخاطره قرار بگیره؟"
با شنیدن سکوتش، نگاهم رو به چشماش دادم.
– "فراموش نکن، عشق یه جریان ممتد در تمام اموره."


Video is unavailable for watching
Show in Telegram


تو خیلی من رو ناراحت میکنی و اینو همه میدونن جز خودت


و ازم دوری میکنی

20 last posts shown.

56

subscribers
Channel statistics