18 Nov 2024, 22:11
18 Nov 2024, 21:48
18 Nov 2024, 21:26
18 Nov 2024, 21:16
18 Nov 2024, 21:08
18 Nov 2024, 21:06
18 Nov 2024, 21:03
18 Nov 2024, 21:02
18 Nov 2024, 20:33
روزی به جهان و کهکشان ها قسم میخوردی که مرا کنار خودت نگه میداری...روزی به جنگل و دریاها قسم میخوردی که دست مرا ول نمیکنی...روزی به این دنیا و تمام موجوداتش قسم میخوردی که مرا همانند الماسی گرانبها پیش خودت نگه میداری که حتی به اشتباه خطی رویم نیفتد...تو حتی به جانِ خودم و جانِ خودت قسم میخوردی که این دخترکِ شیرین خود را در آغوش خودت همچون گلی شکننده و زخم خورده نگه میداری تا زخم هایم کمتر درد کند...چه حیف که قسم های این دنیایِ فانی جز سخنان پوچ و تو خالی نیستند...چه حیف که قسم هایِ این جهان همچون صدفی است که سعی در تلاش برای باز کردنش میکنی و در آخر به هیچ چیزی نمیرسی....کاش آدم ها قسم خود را جدی میدانستند که بشود به انسان ها و دنیا کمی تکیه کرد بلکه از زخم ها و خستگی و دردهایت کمی بهتر شود....
18 Nov 2024, 20:31
برام خاص بودی، مثل رد بوی سیگارِ به جا موندهی روی دستموقتی بوش میکردم بوی سرما میداد و تلخ بودمثل تو، سردیِ برف وجودت و تلخیِ مست کنندهی شرابِ لبات و مهم تر از همه، کشنده؛درست مثل چشمات..
18 Nov 2024, 16:04
18 Nov 2024, 15:49
18 Nov 2024, 15:48