صداےِ گریهےِ ابـرها زیباست، اینطوُر نیستـ؟
با هَر کوبِش باران، بَر پَنجِرِههاےِ چوبے؛ اَشکهایَم را بِه خاطِر مےآوَرَم، هَمانهایے کِه برای توُ اَز چَشم،هایَم سَرازیر شُد!
با اینـحال، اَندوهی نِمےخواهَم؛ توُ را دوست داشتَم، اَما زَمانِه اَشکهایَم را قُربانی دوستَت دارَمهاےِ زَبانَم کَرد...