خط: مرگ 🪽لایت ساید 🪄
تازه از بهشت به زمین اومده بود و هنوز به جسم انسانی عادت نداشت. کمی خسته بود اما باز هم انرژی فراوانی داشت.
هر کسی که چند لحظه کوتاه باهاش برخورد داشت روزش ساخته میشد.
کاملا مشخص بود اون نمیتونه فقط یک انسان باشه.
زیبایی و نیرویی که داشت از چند فرسخی هم قابل تشخصی بود.
_آبنبات بهترین اختراع بشره! هر چند تا ازش هم که بخورم احساس میکنم اون شیرینی که دلم رو قیلی ویلی میده برام تکراری نمیشه!
البته فقط آبنبات... ازشیرینیهای دیگه راستش زیاد خوشم نمیاد...
راستی...بنظرت ممنوعه که فرشته ها عاشق انسان ها بشن؟
+نمیدونم اما مگه خدا عشق رو برای ممنوعه بودنش خلق کرده؟ پس فک نکنم... که مجازات داشته باشه نه؟
_نمیدونم منم همین رو پرسیدم... نمیتونم عشق رو تعریف کنم اما جوری که توی کتاب های بشر خوندم، حجوم احساسات یا واکنش های خاص بدنی رو میگن عشق.
+ آره خوب... ولی بستگی داره.
_میدونی...من شاید ندونم عشق دقیقا چیه اما چشم های تو مثل ماه میدرخشه. حرف زدن باهات گرمم میکنه و دلم میخواد بغلت کنم،بالهام رو باز کنم و ببرمت باهم از بالا به زمین نگاه کنیم...
دوست دارم ببوسمت و هر ثانیه فقط بغلت کنم.من...دوست دارم