انتظار، پهنهای بیکران همچون دریاست؛
اندیشههایم چونان موج، بر هم میغلتند و هر دم به ساحل دل هجوم میآورند.
گاه نسیمِ آرامِ خیال، بر این آب تیره میوزد و همهچیز رنگ آرامش میگیرد؛ و گاه، طوفانِ بیرحمِ هجر، روح را در گردابی بیانتها فرو میبرد.
امّا در پسِ این تلاطم، نگاهی جاودانه به افق دوختهام؛
به امید آنکه روزی از دل دریا برآیی و این
بیپایانِ انتظار را به فرجامی روشن بدل سازی.