جواب"فور کنید"ها🧜🏻‍♂


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


https://t.me/shadowishereee

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


+کد زدن برای امروز کافیه
لبتابو میبندی و سعی میکنی روی یجیزی بجز اون کدای فاکی تمرکز کنی
یادت میاد یه بار نزدیک خونت تازگیا باز شده ولی البته که هیچوقت حتی از کنارشم رد نشدی
لباستو عوض میکنی و بعد برداشتن کلید بدون بیشتر فکر کردن به تصمیم یهوییت میری بیرون تا یه امشبو دور از لبتابت با ادما بگذرونی
For you


بعد چندین ساعت که حسابش از دستت در رفته هدفونو از رو گوشِت بر میداری و از رو صندلی بلند میشی
صدای استخونای بدنت برات عجیب نیس چون هرکس دیگه ای هم بود بعد اونهمه بی وقفه گیم زدن بدنش بفاک میرفت
ولی اینا برات مهم نیس چون وقتی یادت میاد دوس دخترتم یروزی به وسیله همین پیدا کردی هیچوقت بابت ول کردن کالج و گیمر شدن پشیمون نمیشی
For you


استرس توی کل وجودت پیچیده جوری که انگشتاتو بزور روی کیبورد حرکت میدی
متن مورد نظرتو سرچ میکنی و منتظر میمونی تا نتیجه رو ببینی
وقتی میفهمی انیمه کوتاهی که ساختی توی مسابقه رتبه اورده جوری جیغ میزنی که پرنده های خوابالوی رو درختا روح پاکتو نفرین میکنن
For you


بعد یک ساعت پیاده روی همیشگیت رو یه نیمکت تو پارک میشینی تا گوشیتو چک کنی که حس میکنی یکی کنارت نشسته
برمیگردی و همون دختر کیوتو میبینی که چند وقته متوجه شدی وقتی میای پارک دیدت میزنه
برای شروع بحث ازش میپرسی"هی،توعم زیاد این طرفا میای؟"
For you


یه دور دیگه وسایل پیکنیک ینفرتو چک میکنی تا مث همیشه همه چیز بی نقص باشه
توله سگ نه چندان کوچیکتو که بقیه میگن زیادی بهش وابسطه ای رو بغل میکنی ببریش بذاری تو ماشین تا این سفر کوچولوی دونفره‌تونو شروع کنید
For you


خیالت از بابت تماسای کاری راحته چون صبح با منشیت هماهنگ کردیو همه چیز برای امروز رو کنسل کردی
اون حس خوبی که از صبح باهاش بیدار شدی هنوز تو وجودت هرچند کمتر ولی هست
به یکی از پیشخدمت ها میگی تا استخرو برات اماده کنه و زنگ میزنی تا چندتا از رفیقاتم بیان پیشت
میخوای امروزو بدون فک کردن به هیچ فاکی فقط با رفیقات شل کنی
For you


صدای الارم گوشیت باعث میشه کل دنیا مخصوصا اون چنتا کصخلی که مجبورت کردن این ساعت بیدار شی رو به فوش بکشی
وقتی یادت میاد هنوز لباساتو برا این سفر یه هفته ای که خبرش تازه دیشب بت رسیده جمع نکردی با همون چشمای بسته غرغر کنان شروع به بستن جمدون میکنی
For you


خوشحال از تصميمت برای سرمایه‌گذاری روی سینمای کوچیکی هستی که تازگیا توی شهر ساخته شده
ته دلت میدونی این همون چیزی بود که همیشه میخواستیش و فاک به حرف بقیه
For you


بالاخره اخر هفته رسید
جوری تو این یه هفته خسته شدی که از همین الانم پلن کل اخر هفتتو میدونی
قراره لش کنی رو کاناپه مورد علاقت و یه کتاب رندوم انتخاب کنی برای خوندن درحالی که کیتن کوچولوت که چن هفته ای بیشتر نی اومده تو خونت قراره تو بغلت بخوابه
For you


+یکی دیگه
حتی فکر اینکه کم بیاری از کنار مغزتم نمیگذره
قراره امشب تا جایی که میتونی بنوشی و برای یه شب همه افکارتو کنار بذاری
خیالت راحته یه گله ادم اینجا هس که اخر سر حداقل ینفر بتونه جمعتون کنه
For you


یه دستمال سفید از توی جیبت در میاری،دستت و چاقوی جیبی کوچیکی که انگار دیگه جزیی از دستت شده رو باهاش پاک میکنی
شماره ای که خیلی وقته حفظ شدی رو میگیری و به محض شنیدن صدای پشت میگی "انجام شد" و قطع میکنی
For you


گوشیتو برای بار nام توی امروز چک میکنی
گوشیتو که نه،درواقع چک میکنی ببینی اون بلیت واقعیه یا نه
هنوز باورت نمیشه قراره نایل فاکینگ هورانو از نزدیک ببینی
For you


یه روز شلوغ و فاکی دیگه‌س جوری که وقتی به اخرش فک میکنی انگار قراره صد سال طول بکشه
سر و کله زدن با دانشجوهای احمق که فک میکنن شاهکار کردن اومدن دانشگاه
ولی مث همه این چند سال از تختت دل میکنی چون ته دلت میدونی این کاریه که همیشه دوس داشتی انجامش بدی
For you


امپلی فایرو خاموش میکنی و هدفونو پرت میکنی رو تخت
چون چن روزیه یه قطعه رفته رو مخت و نمیتونی درش بیاری فقط همه چیزو میذاری کنار و زنگ میزنی به چنتا از رفیقات تا شب برید بار یکم زندگیو به چپتون بگیرید
For you


یه بار دیگه کلاهتو تو اینه مرتب میکنی و بالاخره بعد برداشتن بوم و رنگات از خونه میزنی بیرون
مقصد امروزتم مث همیشه نامعلومه
شاید شانزلیزه؟
For you


به اینکه لباسات کامل خیس شدن فاکم نمیدی و همچنان مصمم پیاده راهتو از بین ادمایی که اکثرشون حتی به خودشون زحمت نمیدن نگاهت کنن باز میکنی
از دور نور اون مغازه قدیمی و شگفت انگیزو میبینی،جایی که تاحالا دست رد به سینت نخورده،جایی که دیواراش پر از ورقه های جوهر خورده‌س
For you


هدفونو از رو گوشِت بر میداری..
+دمتون گرم بچه ها عالی بود
از استودیو میری بیرون و قبل اینکه گوشیتو در بیاری تا بهش زنگ بزنی یکی از پشت میزنه رو شونت
-چطور بود؟
+این یکی میترکونه مطمئنم
For you


داری حرص میخوری و نگرانی که دیرت نشه ولی پارتنر عزیزت مث همیشه شل و ریلکس نشسته رو تخت داره از حرص خوردن تو لذت میبره
+محض رضای فاک من نمیخوام به اولین اجرام دیر برسمممم
کیف گیتارتو میندازی پشتت و بدون توجخ به صدای خندش میری بیرون(انی وی اون همیشه دنبالت میاد-)
For you


پشت میز چوبیت نشستی و درحالی که حتی صدای بارون،چیزی که عاشقش بودی روی مخته منتظری کلمه بعدی به ذهنت بیاد تا کمتر کاغذ جلوتو خطخطی کنی
For you



20 last posts shown.

1

subscribers
Channel statistics