تب?


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified



Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


Forward from: °•اندوه بی پایان•°
♥️
♥️😻
♥️😻♥️
♥️😻♥️♥️
♥️😻♥️♥️♥️
♥️😻♥️♥️♥️♥️
#پارت_۱۳
#هانیع😻
زنگ خورد حوصله جواب دادن نداشتم و خاموشش کردم
تقریبا ۶ ساعت بود تو راه بودم کنار جاده ترمز کردم که حداقل ۱ ساعتی استراحت کنم خواب بودم که چیزی به ماشینم برخورد یخ زده بودم با اینکه بخاری داشت ماشینم از ماشین اومدم پایین وای ماشین پنچر شده بود 😑لاستیک اضافی هم نداشتم تو بیابون مونده بودم امیدی داشتم شاید عجلی بشه و یکی بیاد کمکم کن هوا هی سرد تر و سرد تر میشد دیگه حتی جون راه رفتن هم نداشتم همونجوری تو ماشین خوابم برد دم دمای صبح با نوازش جسمی از خواب بیدار شدم چه جای گرمی بود😍
بلند شدم
چشامو باز کردم با تیله های میشی روبه رو شدم 😳
سریع دستاشو از بین دستام بیرون کشیدم و خواستم فرار کنم که دستاش مانع شد یه نظر چشام بهش خورد چقدر شبیه سروش بود🤔نکنه از دوستاشه و وقتی دوستش صدا زد فهمیدم اسمش سعید هس

من:ولم کن میخوام برم
سعید:کجا میخوای بری خانوم کوچولو. کاری باهات ندارم😶
من:من کجام😑😭😭بزار برم میخوام برم بیمارستان پیش دوستم
سعید:تو جایی نمیری
جیغ و داد زیادی کردم
سعید:الکی خودتو خسته نکن کسی صداتو نمیشنوه‌. نیوشا بیا اینو ببر تو انبار درم ببند
من: من نمیام 😒 منو میخوای کجا ببری تورو خدا نبر😑😭😭من از تنهایی و تاریکی میترسم مگه من چیکار کردم

سعید:خانوم کوچولو تقاص باید پس بدی
من:تقاص چیو مگه من چیکار کردم😭
سعید:به موقعش میفهمی
نیوشا منو به انبار برد و درو قفل کرد
من :تروخدا وایسا یه لحظه
نیوشا:من اجازه ندارم باهات حرف بزنم
من:تروخدا یه درخواست فقط ازت دارم
نیوشا:سریع بگو
من:یه شماره بهت میدم به مامانم خبر بده کجام
نیوشا:بدبخت اگه این کارو بکنم فردا جایه هردومون تو سرد خونه کرمانشاهه

وقت ناهار بود برام ناهار قیمه آوردن وقتی میدیدمش از زندگی سیر میشدم تا ساعت ۵ چیزی نخوردم ولی قار و قور شکمم زیاد شده بود دیگه تحمل نداشتم با هزار تا بدبختی بالاخره قیمه رو خوردم

آخیش گشنگیم برطرف شد 😍 و باز به یاد اینکه الان کجام افتادم دیگه از آینده خودم نا امید شده بودم یعنی دیگه همه چی تموم یعنی باید دست از تیم ملی میکشیدم باید از فینال میگزشتم. قلبم تیر میکشید و گریه میکردم گریه امانم رو بریده بود با صدایی وحشتناک در باز شد و یه مرد هیکلی وارد انبار شد
من:؟؟؟؟؟؟
مرده:با من بیا
من:اگه نیام
مرده :جات وسط گرگایه بیابونه کرمانشاهه
من:با من چیکار دارید بزارید برم😑😭😭😭😭😭😭
مجبور بودم باهاش برم پیشت سرش به راه افتادم وارد یه اتاق شدیم با عکسایی که روی دیوار اون اتاق دیدم تعجب کردم اینا عکسایه .........😟



#panaw
#نویسنده:پناه🙀❤️
@Andoh_bi_payan


męĥdi.aňđ.şárďař 17.20❤
به چنل هوادارای مهدی و سردار خوش اومدید

we like mehdi and sardar
and because of them we gathered in this channel.

support us🌸

ارتباط با مدیر:
@diba_17_9
ادمین تب:
@Faziw_20
فن اینستامون:
mehditaremiofficial17.9
https://t.me/mehditaremiofficil17


Forward from: تب?
ادمین تب میشم🥳🤩
آمار مهم نی😟
اگه ادمین میخوای زود بپر پی😎
کانال همایتی🥺
@Andoh_bi_payan
ادمین🤯
@panaw_S


#پارت_آینده

آنارام

الان به اندازه همون موقع که دوسش داشتم ازش متنفرم.
رفتم یه وکیل گرفتم تا دنبال کارام باشه من سرهنگ آنارام حسینی کسی که هیچوقت اشتباه نمی کرد اعتراف میکنی اشتباه کردم اونم بدترین اشتباه زندگیم رو.
عشق کورم کرده بود، کرم کرده بود،گول حرف ها و ظاهرش رو خوردم.
چون تکیه گاه میخواستم، احساس کمبود محبت میکردم،فکر میکردم باعشق عروسی کردیم و خوشبخت میشیم اما اشتباه میکردم.

عماد

خدایا من چه غلطی کردم.
الان چیکار کنم هر کاری هم بکنم نمیتونم جبران کنم.
خدایا غلط کردم خودت کمکم کن میدونم دیر فهمیدم اما واقعاً عاشقشم میمیرم براش حاضرم جونمم براش بدم.

@plake_eshgh

رمانی که تکراری نیست و با همه رمان ها فرق میکنه امیدوارم خوشتون بیاد.
https://t.me/plake_eshgh


^^هلو گاعیز^^💁🏽🍼
^^♡یه چنل آوردم با[[چالش عای🦋💘]]ناب♡^^
^^♡نگو که نمیخای کیف[[کیف هلوگرامی🥜🔗]]برندع شی♡^^
^^♡نگو که نمیخای شارژ[[²ºººº🐛🏳‍🌈]]اوپراتورط برندع شی♡^^
^^♡نگو که نمیخای[[ممبر+¹ĸ🌈🌿]]برندع شی♡^^
^^♡خب گایز من یه چنل[[چاعلشی🌼🍫]]آوردم کع همه اینارو دعره♡^^
^^♡چنل[[چالش پینک💗💡]]مونع بدو بیاع♡^^
^^♡ https://t.me/chaleshpink_love ♡^^
^^♡ https://t.me/chaleshpink_love ♡^^


بیآ بگُ چِ چآلِشی میخای مُدیرِش میزارعِ/:🌸💦🌿🔗
^^♡ https://t.me/chaleshpink_love ♡^^




#پارتی_از_آینده
از دور صداش زدم که یک باره به سمتم امد.
سعید:چیه؟هااااا؟
_سعید معذرت میخوام من نمیخواستم....
حرفمو قطع کردو با اعصبانیت داد زد:خفه شو رها بشتراز این دیونه ام نکن
_چرا همش منو مقصر میدونی مگه من گفتم که آرمان .....
اینبار با قرار گرفتن لباش رو لبام حفه شدم و.....

انقدر زرنگ نباش گلم اگه بقیه شو میخوایی جویین شو که کلی اتفاقات جالبو هیجانی منتظرته😉😎
@rooman_10


+وااااااای خدایا باورم نمیشه😍
_چیووو؟
+این رمان عالیهههههه فاطی عالی تازه عزت اللهی ام توش هس
_نکنه همون فوتبالیسته رو میگی
+اره بابا همون
_وااااای جان من بده لینکشو😍
+میدم ولی ب کسی ندی لینکو
_باشه باووو
+بیا اینم لینکش
@rooman_10


عشق رها💞
#پارت_۷۰
سعید:ببین کاری نکن ک....
هادی حرفشو قطع کردو گفت:که چی؟؟هااااا؟؟
سعید خواست ب سمتش بره ک دستشو گرفتمو گفتم:سعید ولش کن بیا بریم
هادی:بهت ک گفتم زوده
یهو اسلحه شو در اوردو ب سمتم گرفت..
سعید:بببن با اون اسحله هیچی دست نمیشه
هادی بدون توجه ب حرف سعید گفت:از کدومتون شروع کنم تو یا تووو؟
اسلحه شو ب سمت سعید گرفت و....

عه زرنگی اگه ادامه شو میخوایی بیا تو چنل جوین شوو وبقیه شو بخون😜
این رمان باحضور سعید عزت اللهی
بنظر من از دستش نده خیلی باحاله کلی اتفاقایی جالب توش هس


https://t.me/rooman_10


عشق رها💞
#پارت_134
با هر قدمی که به سمتم میومد من عقب تر میرفتم که اخرش به دیوار خوردم نزدیکم شدودستاشو دو طرفم گذاشت و با بی رحمی بهم زل زد.
ارمان:منم دوست داشتم رها
مشت شو به دیوار کوبیدو گفت:دوست داشتم لعنتی من چی از اون پسر فوتبالیسته کم داشتم چی کم داشتم؟
همشو با داد میگفت قلبم داشت از جاش کنه می شود.ترس بدی وجودمو پر کرده بود.
تا خواستم چیزی بگم.
صدای کسی که همه زندگیم بود متوقفم کرد.
سعید:اینجا چه خبره؟
ارمان فورا به سمت سعید برگشتو با بی رحمی گفت:هیچی با عشقم خلوت کرده بود
به چشمایی سعید نگاه کردم رنگ خون گرفته بود.
سعید:چی....چی..این عوضی چی داره میگه رها
_:سعید باور نکن دروغ میگه

خب دیگه زرنگ نباش گل من😎
اگه بقیه شو میخوای جوین شو 🧚‍♀✨
T.me/rooman_10


♡ آزمایش پر دردسر ♡
عشق تبسمی دوست داشتنی‌ست...
می‌توان هر گوشه از آن ایستاد...

و آوازی سر داد...
با صدای من...

با نگاه تو....♥

📖آزمایش پر دردسر: 98/3/26
https://t.me/Azmaieshpordardesar


+هپی ابجی این چنله که هی میگی خوبه رمان داره؟😜🙃
-اره باو اگه زیاد شیم رمان خفن میزاره🥰🤪
+ابجی ابجی لینک بزار عوضین شن دلم لک زده برای یک رمان خفن 🙀🙀
@ https://t.me/joinchat/AAAAAFh0u3iyNud_sbCkzA


♡♥پــــلــــاکـــــ عــــشــــق♡♥
ترسم آمر ز غم عشق تو دیوانه شوم،
بیخود از خود شوم و راهی میخانه شوم،
آنقدر باده بنوشم که شوم مست و خراب،
نه دگر دوست شناسم نه دگر جام شراب.

نویسندگان:AL،FA
در صورت لفت به چنل نمیتوانید بازگردید

@Plake_eshgh
https://t.me/plake_eshgh


Forward from: تب?
ادمین تب میشم🥳🤩
آمار مهم نی😟
اگه ادمین میخوای زود بپر پی😎
کانال همایتی🥺
@Andoh_bi_payan
ادمین🤯
@panaw_S




↯⟮- عًشقَمُون فًُوتباًل کارًمُون فُوتًسَاَل⛹🏐🔞:]▼ⷷ͟❨🇦🇱⃟̶⋟✮⋞🌙⋟✞


رمان باتوآرومم 🥀
بخونین پشیمون نمیشید🙂
دو دختری که با شیطنتشون همرو دیوونه کردن😂
دوپسر خواننده🙈
رمــــانیــ📖ــ بهــ♥️ــ قــــلــــمــــ🖋️
نگین ایرانپور 🥀
طــ😂ــنز، عــــاشــــقــــانهــــ♥️، غــــمــــگــــیــ😔ــن
@macania_rohamir0
............................................................
#پارتی_از_اینده_رمان🥀
#امیر
ساعت 8بود رسیدیم ویلا تمام راه دلسا خوابیده بود پیاده شدم رفتم سمتش درو باز کردم و دستشو گرفتم
_دلسا پاشو رسیدیم دلسا خانوم دلی جان رسیدیم ای بابا دلسا پاشو دیگه
_هان چیه نمیذاری بخوابم
_رسیدیم خب
_جدی؟
_نه الکی
_مریضی بیدارم میکنی الکی میگی رسیدیم
اینو گفتو چشماشو بست منم هنگ کرده بودم چقدر خره این🤦
_دلسا بخدا رسیدیم بلند شو
_اگه رسیدیم چرا میگی الکی میگم؟
_شوخی کردم پاشو....
______________________

#ادامه_دارد
#با_تو_آرومم
#ادمین_نگین_ایرانپور
@macania_rohamir0
اگه میخوای بقیشو بخونی بدو بیا👇🏻
@macania_rohamir0


به چنل بزرگ خیال خوش آمدید
رتبه ممتاز در پیش داریم
عوض شید ضرر نمی کنید
@ https://t.me/joinchat/AAAAAFh0u3iyNud_sbCkzA


+ابجی ابجی
-هان بله چی شده؟
+چنلی که داده بودی
-خوب
+عالی بود
-واقعا خوشت اومد
+اره میشه لینک بدی برای دوستام بفرستم
-اره بیا جیگر
@ https://t.me/joinchat/AAAAAFh0u3iyNud_sbCkzA

20 last posts shown.

1

subscribers
Channel statistics