TGStat
TGStat
Type to search
Advanced channel search
  • flag English
    Site language
    flag Russian flag English flag Uzbek
  • Sign In
  • Catalog
    Channels and groups catalog Search for channels
    Add a channel/group
  • Ratings
    Rating of channels Rating of groups Posts rating
    Ratings of brands and people
  • Analytics
  • Search by posts
  • Telegram monitoring
تب?

21 Jun 2019, 19:19

Open in Telegram Share Report

Forward from: °•اندوه بی پایان•°
♥️
♥️😻
♥️😻♥️
♥️😻♥️♥️
♥️😻♥️♥️♥️
♥️😻♥️♥️♥️♥️
#پارت_۱۳
#هانیع😻
زنگ خورد حوصله جواب دادن نداشتم و خاموشش کردم
تقریبا ۶ ساعت بود تو راه بودم کنار جاده ترمز کردم که حداقل ۱ ساعتی استراحت کنم خواب بودم که چیزی به ماشینم برخورد یخ زده بودم با اینکه بخاری داشت ماشینم از ماشین اومدم پایین وای ماشین پنچر شده بود 😑لاستیک اضافی هم نداشتم تو بیابون مونده بودم امیدی داشتم شاید عجلی بشه و یکی بیاد کمکم کن هوا هی سرد تر و سرد تر میشد دیگه حتی جون راه رفتن هم نداشتم همونجوری تو ماشین خوابم برد دم دمای صبح با نوازش جسمی از خواب بیدار شدم چه جای گرمی بود😍
بلند شدم
چشامو باز کردم با تیله های میشی روبه رو شدم 😳
سریع دستاشو از بین دستام بیرون کشیدم و خواستم فرار کنم که دستاش مانع شد یه نظر چشام بهش خورد چقدر شبیه سروش بود🤔نکنه از دوستاشه و وقتی دوستش صدا زد فهمیدم اسمش سعید هس

من:ولم کن میخوام برم
سعید:کجا میخوای بری خانوم کوچولو. کاری باهات ندارم😶
من:من کجام😑😭😭بزار برم میخوام برم بیمارستان پیش دوستم
سعید:تو جایی نمیری
جیغ و داد زیادی کردم
سعید:الکی خودتو خسته نکن کسی صداتو نمیشنوه‌. نیوشا بیا اینو ببر تو انبار درم ببند
من: من نمیام 😒 منو میخوای کجا ببری تورو خدا نبر😑😭😭من از تنهایی و تاریکی میترسم مگه من چیکار کردم

سعید:خانوم کوچولو تقاص باید پس بدی
من:تقاص چیو مگه من چیکار کردم😭
سعید:به موقعش میفهمی
نیوشا منو به انبار برد و درو قفل کرد
من :تروخدا وایسا یه لحظه
نیوشا:من اجازه ندارم باهات حرف بزنم
من:تروخدا یه درخواست فقط ازت دارم
نیوشا:سریع بگو
من:یه شماره بهت میدم به مامانم خبر بده کجام
نیوشا:بدبخت اگه این کارو بکنم فردا جایه هردومون تو سرد خونه کرمانشاهه

وقت ناهار بود برام ناهار قیمه آوردن وقتی میدیدمش از زندگی سیر میشدم تا ساعت ۵ چیزی نخوردم ولی قار و قور شکمم زیاد شده بود دیگه تحمل نداشتم با هزار تا بدبختی بالاخره قیمه رو خوردم

آخیش گشنگیم برطرف شد 😍 و باز به یاد اینکه الان کجام افتادم دیگه از آینده خودم نا امید شده بودم یعنی دیگه همه چی تموم یعنی باید دست از تیم ملی میکشیدم باید از فینال میگزشتم. قلبم تیر میکشید و گریه میکردم گریه امانم رو بریده بود با صدایی وحشتناک در باز شد و یه مرد هیکلی وارد انبار شد
من:؟؟؟؟؟؟
مرده:با من بیا
من:اگه نیام
مرده :جات وسط گرگایه بیابونه کرمانشاهه
من:با من چیکار دارید بزارید برم😑😭😭😭😭😭😭
مجبور بودم باهاش برم پیشت سرش به راه افتادم وارد یه اتاق شدیم با عکسایی که روی دیوار اون اتاق دیدم تعجب کردم اینا عکسایه .........😟



#panaw
#نویسنده:پناه🙀❤️
@Andoh_bi_payan

173 0 0
Catalog
Channels and groups catalog Channels compilations Search for channels Add a channel/group
Ratings
Rating of Telegram channels Rating of Telegram groups Posts rating Ratings of brands and people
API
API statistics Search API of posts API Callback
Our channels
@TGStat @TGStat_Chat @telepulse @TGStatAPI
Read
Академия TGStat Telegram Research 2019 Telegram Research 2021 Telegram Research 2023
Contacts
Справочный центр Support Email Jobs
Miscellaneous
Terms and conditions Privacy policy Public offer
Our bots
@TGStat_Bot @SearcheeBot @TGAlertsBot @tg_analytics_bot @TGStatChatBot