TGStat
TGStat
Type to search
Advanced channel search
  • flag English
    Site language
    flag Russian flag English flag Uzbek
  • Sign In
  • Catalog
    Channels and groups catalog Search for channels
    Add a channel/group
  • Ratings
    Rating of channels Rating of groups Posts rating
    Ratings of brands and people
  • Analytics
  • Search by posts
  • Telegram monitoring
Teexio"/چک

19 Jun, 23:07

Open in Telegram Share Report

Forward from: آرامگاهِ خاطــرات‌
همیشه چیزهای قشنگ، بی‌خطر نیستن.
بعضی وقت‌ها قشنگ‌ترین چیزهای دنیا،
همون چیزهایی هستن که بیشتر از همه بهت آسیب می‌زنن.
مثل لیلیوم،گلی که انقدر زیباست که نمی‌تونی چشم ازش برداری،اما سمیه.و مشکل اینجاست که وقتی عاشقش بشی،دیگه اهمیتی نمی‌دی که داره آروم‌آروم تو رو از بین میبره.
هیونجین و فلیکس هم دقیقاً همین بودن.
دو آدم حساس و زخمی
دو آدمی که بیشتر از هر کسی همدیگه رو دوست داشتن و بیشتر از هر کسی همدیگه رو آزار می‌دادن.
هیونجین زود عصبانی می‌شد.
وقتی ناراحت بود،وقتی می‌ترسید،وقتی احساس می‌کرد ممکنه فلیکس رو از دست بده.
حرف‌هایی می‌زد که حتی خودش هم بهشون اعتقاد نداشت.
و همون لحظه که کلمات از دهنش بیرون می‌اومدن،
پشیمونی شروع می‌شد.
اما دیگه دیر شده بود.
چون بعضی زخم‌ها،حتی بعد از معذرت‌خواهی هم می‌مونن.
فلیکس هم حساس بود.خیلی حساس.
اما هیچ‌وقت بلد نبود دردش رو نشون بده.برای همین هر بار که قلبش می‌شکست،ساکت می‌شد.
فاصله می‌گرفت،لجبازی می‌کرد.
و این سکوت،
هیونجین رو بیشتر دیوونه و عصبی می‌کرد.
هر دو از هم ناراحت می‌شدن.
هر دو گریه می‌کردن.
هر دو شب‌ها به صفحه‌ی گوشی خیره می‌شدن.اما هیچ‌کدوم نمی‌تونستن اولین نفر باشن.
غرورشون نمی‌ذاشت.و همین غرور،
هر بار فاصله رو بیشتر می‌کرد.
بارها به هم قول داده بودن،قول داده بودن دیگه اشک همو درنیارن.
قول داده بودن وقتی ناراحتن فرار نکنن.قول داده بودن بیشتر مراقب قلب هم باشن.
اما آخرش همیشه همون اتفاق می‌افتاد.
دعوا،سکوت،اشک،پشیمونی.
و بعد ساعت‌ها خودخوری.
هیونجین از خودش متنفر می‌شد که چرا باز هم کسی رو که بیشتر از همه دوست داره گریه انداخته.
فلیکس از خودش متنفر می‌شد که چرا باز هم نتونسته حرف دلش رو بزنه.
انگار هر دو داشتن خودشون رو مجازات می‌کردن.
و تلخ‌ترین قسمت داستان این بود که هیچ دشمنی نمی‌تونست به اندازه‌ی خودشون به هم آسیب بزنه.
اما با وجود همه‌ی این دردها،با وجود تمام شب‌هایی که با چشم‌های خیس خوابیدن.با وجود تمام دفعاتی که فکر کردن این بار دیگه تمومه
باز هم نمی‌تونستن برن.
چون نبودن همدیگه،
از بودن کنار تمام این دردها ترسناک‌تر بود.
هیونجین می‌تونست با عذاب وجدان زندگی کنه
اما بدون فلیکس نه.
فلیکس می‌تونست با زخم‌های قلبش کنار بیاد.
اما بدون هیونجین نه.
و این همون چیزی بود که رابطه‌شون رو ترسناک می‌کرد.اینکه هم زخم همدیگه بودن و هم تنها مرهم همدیگه.
انگار هر بار که از هم دور می‌شدن،
یه قسمت از وجودشون هم می‌مرد.
و هر بار که برمی‌گشتن،
می‌فهمیدن هنوز هم نمی‌تونن بدون هم نفس بکشن.
شاید عشقشون سالم نبود،شاید بارها همدیگه رو شکستن،شاید بارها باعث اشک‌های هم شدن.
اما حقیقتی وجود داشت که ازش فرار نمی‌کردن.
اگر قرار بود یکی از اون دو نفر نابود بشه،
اون نابودی از دوری بود.
نه از دعوا،نه از زخم‌ها.
چون بعضی آدم‌ها انقدر عمیق توی قلبت ریشه میزنن که وقتی میرن،
انگار یه تیکه از روح و قلبت رو با خودشون می‌برن.
و هیونجین و فلیکس مدت‌ها بود که تکه‌های روحشون رو به هم سپرده بودن

3 0 0 2
Catalog
Channels and groups catalog Channels compilations Search for channels Add a channel/group
Ratings
Rating of Telegram channels Rating of Telegram groups Posts rating Ratings of brands and people
API
API statistics Search API of posts API Callback
Our channels
@TGStat @TGStat_Chat @telepulse @TGStatAPI
Read
Академия TGStat Telegram Research 2019 Telegram Research 2021 Telegram Research 2023
Contacts
Справочный центр Support Email Jobs
Miscellaneous
Terms and conditions Privacy policy Public offer
Our bots
@TGStat_Bot @SearcheeBot @TGAlertsBot @tg_analytics_bot @TGStatChatBot