عشق نه آن دوستت دارم هایی که شده بودند برایت یک عادت، نه بهشون عمل می کردی و نه از ته دلت می گفتی.
عشق نه آن فریاد کشیدنت موقع دعوا، که می زدی نابود می کردی هر چه که بینمان بود.
عشق آن نگاهِ خسته است، که پس از شب کاری، هنوز لبخند می زند، هنوز وقت می گذارد برای کسانی که دوستش دارند. شاید نگه دوستت دارم، ولی مدام با چشمانش، غزل های عاشقانه برایت می خواند. شب موقع کابوس دیدن، بیدار می شه یه لیوان آب بهت می ده. موقع چت کردن می فهمه حالت بده، موقع بازی کردن با غذا می دونه از یه چیزی ناراحتی، موقع خندیدن می فهمه که پشت این ماسک خندان یه صورتِ که شبا با گریه می خوابه. عشق همه این هاست، برای من عشق توجه به جزئیات ریز معشوق است
عشق نه آن فریاد کشیدنت موقع دعوا، که می زدی نابود می کردی هر چه که بینمان بود.
عشق آن نگاهِ خسته است، که پس از شب کاری، هنوز لبخند می زند، هنوز وقت می گذارد برای کسانی که دوستش دارند. شاید نگه دوستت دارم، ولی مدام با چشمانش، غزل های عاشقانه برایت می خواند. شب موقع کابوس دیدن، بیدار می شه یه لیوان آب بهت می ده. موقع چت کردن می فهمه حالت بده، موقع بازی کردن با غذا می دونه از یه چیزی ناراحتی، موقع خندیدن می فهمه که پشت این ماسک خندان یه صورتِ که شبا با گریه می خوابه. عشق همه این هاست، برای من عشق توجه به جزئیات ریز معشوق است