・☾𝑀𝑜𝑜𝑛𝑠𝑡𝑟𝑢𝑐𝑘☽・16


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


★Teahyun(wifey ver.) is rocking on the stage★
Talk to me : @Catzonej_bot

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter




اگه ریکتاش تا فردا برسه آپ پارت آخر داریم


Forward from: . •sweet dream•.
••🍃••
Jaywoon : Part 8

I miss you so much hope you miss me too.
Translation of the story ″you are mine - as you are"


Forward from: ENᵖᵃʳᵗʸ
سرزمین هارامون – غروبی در آستانه سقوط

باد داغ، خاکستر سوخته‌ی درختان را در هوا می‌چرخاند. آسمان، به رنگ سربی درآمده بود و شعله‌های آتش از دوردست‌ها به چشم می‌آمدند؛ مثل پنجه‌هایی شعله‌ور که حریصانه به سمت آسمان کشیده می‌شدند.

در قلب قصر، جایی که دیوارهای سنگی به سردیِ سکوت شب بودند، امپراتور هیسونگ آو دایموند با گام‌های سنگین در تالار قدم می‌زد. ردای سلطنتی‌اش، با نخ‌های نقره‌ای دوخته شده بود و تاجی از یاقوت بر سر داشت، اما چشمانش… چشمانش پر از اندوه مردی بود که سرزمینش را در حال فروپاشی می‌دید.

وزیر اعظم با صدایی لرزان گفت:
— “عالی‌جناب… زمان در حال از دست رفتن است. اگر امروز دست به کار نشوید، فردا حتی قصر هم در امان نخواهد بود.”

هیسونگ دایموند با نگاهی جدی به او خیره شد:
— “و می‌خواهید چه کنم؟ با دستان خود این آتش را خاموش سازم؟”

وزیر با اکراه سر خم کرد. صدایش چون زمزمه‌ای در باد بود:
— “شاید زمان آن رسیده باشد که… به سراغ جادوگر بروید.”

سکوتی سنگین بر فضا حاکم شد. حتی شعله‌های مشعل‌ها در دیوار نیز گویا لحظه‌ای درنگ کردند. نام هاندره همچون سایه‌ای از گذشته بر ذهن امپراتور افتاد.

— “او… هرگز وفادار نبود.”

— “اما قدرتمند بود، عالی‌جناب. و این قدرت اکنون تنها چیزی است که ما داریم.”

بازگشت سایه‌ها

در شبِ تار، امپراتور درون حیاطی متروکه ایستاده بود، جایی که ستارگان جرات تابیدن نداشتند. ناگهان، از دل تاریکی، مردی پدیدار شد. ردایی سیاه و براق به تن داشت که همچون تارهای شب به بدنش چسبیده بود. چشمان سرد و بی‌احساسش حتی نوری برای انعکاس نداشتند. هاندره سونگهون، جادوگر بی‌وفای هارامون، بازگشته بود.

هیسونگ آرام اما با لرزشی در صدا گفت:
— “سال‌هاست که از تو خبری نیست، هاندره.”

هاندره بدون هیچ احساسی پاسخ داد:
— “اگر به من نیاز نداشتی، هرگز مرا فرانمی‌خواندی؟”

نفسِ هیسونگ دایموند بند آمد. دیدن او، حتی با آن سردی و بی‌تفاوتی، چیزی در عمق قلبش را به لرزه انداخت—زخمی قدیمی که هرگز التیام نیافته بود.

— “سرزمینم در حال سوختن است. مردمم در سایه‌ی نابودی ایستاده‌اند. فقط تو… تنها تو می‌توانی این آتش را متوقف کنی.”

چشم‌های سرد هاندره لحظه‌ای به لرزش افتادند؛ شاید فقط یک ثانیه کوتاه، اما برای هیسونگ کافی بود.

— “و اگر بهای این قدرت چیزی باشد که نتوانی بپردازی، امپراتور؟”

هیسونگ جلوتر آمد، فاصله‌ای که زمان و خیانت‌ها میانشان کشیده بودند، شکسته شد:
— “اگر قیمت آن قلب من است… تو از مدتی پیش آن را گرفته‌ای.”

برای اولین بار، سایه‌ای از تردید در چشمان هاندره دیده شد. اما صدایش هنوز همان سردی یخ‌های هزار ساله را داشت:
— “احساسات… ضعیف می‌کنند، هیسونگ.”

امپراتور با صدایی آرام اما محکم گفت:
— “پس چرا هنوز نگاهت از من نمی‌گریزد؟”

لحظه‌ای سکوت، و باد بار دیگر شروع به وزیدن کرد. این بار، نه با بوی خاکستر، بلکه با عطری از گذشته‌های فراموش‌شده.

هاندره چرخید، پشتش را به هیسونگ کرد، اما صدایش هنوز نزدیک بود:
— “اگر می‌خواهم این سرزمین را نجات دهم، برای تو نیست. برای عهدی است که روزی… به خودم دادم.”

و با آن کلمات، تاریکی اطراف آن‌ها را بلعید—اما برای اولین بار، کورسویی از امید در دل هیسونگ دایموند روشن شد.




Forward from: My Jayhoon
Video is unavailable for watching
Show in Telegram
Part of me lost hope
And part of me just can't let go...


Forward from: قـ‌طره هایـ بارونـ
بوی عطر گلهای بابونه.. کل خونه رو پر کرده بود
کلبه سبز کوچولویی که دوتا پسر، توی اون زندگی میکردن
هر روز میو‌میوی گربشون اونها رو بیدار میکرد و با صدای موزیک دلنشین توی بغل هم، به خواب میرفتن

اونها زیباترین نوع عشق بودن؛کتابی که ده هزاران راز در اون پنهان شده
کتاب عشق.






Forward from: وصیت‌نامـه‌ عشـق
• 𝖳𝗁𝖾 𝐀𝗎𝗍𝗁𝗈𝗋'𝗌 𝐂𝗁𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇𝗀𝖾 𝖺𝖿𝗍𝖾𝗋 𝖺 𝗅𝗈𝗇𝗀 𝗍𝗂𝗆𝖾

با ارسال این پیام داخل خانه‌های زیباتون و قرار دادن آیدی‌هاتون (میتونید در ناشناس هم بفرستید)؛ بر اساس احساسی که از اکانت‌های شما دریافت میکنم:
- ابتدا دو به دو با یکدیگر جفت میشید.
- دیالوگی از یک کتاب با توجه به زوجتون تقدیم میکنم. (کتاب شامل تمامی ژانرها و دسته‌های مختلف آن‌ها میشن.)

چالش محدودیت دارد و مقداری زمان‌بر هستش، از صبوریتون سپاسگزارم؛ به وصیت‌نامه عشق سر بزنید.




Forward from: Mini
چنل‌های کی‌پاپ (با هر موضوعی) ؛
این پیام رو فور کنید توی فولدر قرارتون بدم و جذب بگیرید. (اول شرایط رو بخونید بعد فور کنید)
اینجا و چنل اسپانسر جوین باشید.

آیدیتون رو زیر همین پیام منشن کنید تا جوین بودنتون چک بشه.

تا وقتی که نگفتم این پیام رو از تو چنلتون پاک نکنید.


Forward from: 𝘉𝘭𝘰𝘤𝘬𝘣𝘶𝘴𝘵𝘦𝘳 🧡
୨୧
➼ 𝑱𝒖𝒔𝒕 𝒂 𝑩𝒊𝒕 𝑾𝒓𝒐𝒏𝒈 
➼  𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: Heejake
جیک واقعا از فیزیوتراپش متنفره، ولی یچیزی تو هیسونگ هست که مدام پسر رو به خودش جذب میکنه...
و جه‌یون؟ عاشق به دست آوردن چیز های غیر ممکنه.

𝑁𝑜𝑤 𝑟𝑒𝑎𝑑→Chapter FOUR⁴
‌❥ 𝘢𝘯𝘰𝘯

#JABW
───ʚ˚ɞ ───
@Auhypen 𓂃 ٠


Forward from: ENᵖᵃʳᵗʸ
اگه اینجا فیوتونه و دوسش دارین فور کنید از همه جا میخوام لفت بدم
حتی چنل های فیوم
پوشه هامو آپدیت میکنم
بارها گفتم سین و ریکت برام مهم نیست


Forward from: ㅤ𝘋𝘳𝘦𝘢𝘮
این پست + این پیام رو فور کنید تا بفهمم چه چنلایی اینجارو چک و حمایت میکنن تا یه فولدر بزنم که متقابل حمایت کنم.
فولدر شخصیه و نیازی نیست شما اد کنید.

جوین باشید.




اهم اهم، یک دو سه...
به پارت های آخر نزدیک میشیم-
(پارت بعدی اخریه😭)
میخوام به این مناسبت یکم شرطا رو بالا ببرم، امیدوارم مشکلی نباشه
ریکت +۶۰
نظر +۱۵

17 last posts shown.

362

subscribers
Channel statistics