Forward from: |في أحْضان|
یه بنده خدایی به عمه م گفته بود که نیازمنده و لباس نداره.. منم لباسایی که دیگه نمیپوشیدم رو جدا گذاشتم که مادرم بده به عمه تا بهش بده.
چندتاشو مامانم دید گفت اینا رو واقعاً نمیپوشی؟ گفتم نه میخوام چند دست لباس جدید بگیرم جایگزین کنم
یهو گفت بنظرم نگهشون دار شاید دیگه نتونی چیزی بخری :))))))
با این جمله فرو ریختم.
ولی خب همه رو دادم بهش تا فرشته سمت راستم حوصله ش سر نره😔
چندتاشو مامانم دید گفت اینا رو واقعاً نمیپوشی؟ گفتم نه میخوام چند دست لباس جدید بگیرم جایگزین کنم
یهو گفت بنظرم نگهشون دار شاید دیگه نتونی چیزی بخری :))))))
با این جمله فرو ریختم.
ولی خب همه رو دادم بهش تا فرشته سمت راستم حوصله ش سر نره😔