Репост из: شکوفهسیاه
4﹐𝖥𝗈𝗋 : @ArtawPrinceOfDarks
مثل همیشه با شدت خواب آلودگی روی تنها صندلی خالی موجود در مترو نشست، هدفون مشکی رنگش رو روی گوشش قرار داد و به مسیر نسبتا طولانیش ارامش بخشید. پس از چند ثانیه با صدای ناگهانی که به گوشش خورد چشم هاش رو باز کرد و با دست پاچگی پخش موزیک رو متوقف کرد: او سلام، بفرمایید.
من از طرف لیندا اومدم، بهم گفت این پاکت رو بهت بدم. نیمه شب بخیر.
پس از مدتی تفکر پاکت رو باز کرد و شروع به خواندنش کرد: به نام زیبایی لبخندت. میدانم چه به تو میگذرد، میدانم چگونه خود را درون سیاه چالی از غم گم کرده ای. میدانم. اما این را هم میدانم که میتوانی از ان سیاه چال عمیق بیرون بیایی. میتوانی مغزت را کنترل کنی،، فقط اگر کمی، به خودت اهمیت دهی. تو یک انسانی. مانند تمام انسان های دیگر روی کره زمین. اری؛ تو ام انسانی. پس تو هم میتوانی خوشحال زندگی کنی، میتوانی به تمام چیزهایی که در ذهنت میگذرد حقیقت ببخشی. میدانم. میدانم که میتوانی.
﹙لیندا،، برای زندگی ات﹚
𝖥𝗋𝗈𝗆﹕@BIackBloom
﹣𝗒𝗈𝗎𝗋 𝖿𝗋𝗂𝖾𝗇𝖽, Henry.
مثل همیشه با شدت خواب آلودگی روی تنها صندلی خالی موجود در مترو نشست، هدفون مشکی رنگش رو روی گوشش قرار داد و به مسیر نسبتا طولانیش ارامش بخشید. پس از چند ثانیه با صدای ناگهانی که به گوشش خورد چشم هاش رو باز کرد و با دست پاچگی پخش موزیک رو متوقف کرد: او سلام، بفرمایید.
من از طرف لیندا اومدم، بهم گفت این پاکت رو بهت بدم. نیمه شب بخیر.
پس از مدتی تفکر پاکت رو باز کرد و شروع به خواندنش کرد: به نام زیبایی لبخندت. میدانم چه به تو میگذرد، میدانم چگونه خود را درون سیاه چالی از غم گم کرده ای. میدانم. اما این را هم میدانم که میتوانی از ان سیاه چال عمیق بیرون بیایی. میتوانی مغزت را کنترل کنی،، فقط اگر کمی، به خودت اهمیت دهی. تو یک انسانی. مانند تمام انسان های دیگر روی کره زمین. اری؛ تو ام انسانی. پس تو هم میتوانی خوشحال زندگی کنی، میتوانی به تمام چیزهایی که در ذهنت میگذرد حقیقت ببخشی. میدانم. میدانم که میتوانی.
﹙لیندا،، برای زندگی ات﹚
𝖥𝗋𝗈𝗆﹕@BIackBloom
﹣𝗒𝗈𝗎𝗋 𝖿𝗋𝗂𝖾𝗇𝖽, Henry.