Репост из: شکوفهسیاه
9﹐𝖥𝗈𝗋﹕@Mamondegris
همونطور که توانایی دیدن نیمه پر لیوان رو داشت، نیمه های خالی هیچوقت از نگاهش کنار نمیرفت، میتونست با یک اشتباه کوچیک حتی نیمه پر هم به نیمه خالی تبدیل کنه.
به خودش اومد و احساس کرد تو دنیای متفاوتی در حال زندگیه،، همه جا سیاه و سرد شده بود، نمیدونست کجاست. به سمت روزنامه رنگی ای که به دیوار چسبیده بود رفت: اینجا خرابه های مغز شماست. شما از شدت منفی گری، به این مکان پرتاب شده اید. اگر قصد ترک این مکان را دارید باید انتهای این متن را امضا کنید: اینجا، با رسیدن به این نقطه. میتونم چیزهای عجیبی رو حس کنم. چیزهایی که بی شک میتونه من رو تغییر بده، تفکرم رو، مغزم رو، ذهنم رو، امروز تصمیم گرفتم، به زندگی با دید دیگه ای نگاه کنم. با دیدی که بتونه من رو به زندگی خودم برگردونه. بهم شانس دوباره زندگی رو بده. زندگی ای که پر از امید باشه. امید امید امید.
﹙خرابه های ذهنت،، برای تو﹚
𝖥𝗋𝗈𝗆﹕@BIackBloom
﹣𝗒𝗈𝗎𝗋 𝖿𝗋𝗂𝖾𝗇𝖽, Henry.
همونطور که توانایی دیدن نیمه پر لیوان رو داشت، نیمه های خالی هیچوقت از نگاهش کنار نمیرفت، میتونست با یک اشتباه کوچیک حتی نیمه پر هم به نیمه خالی تبدیل کنه.
به خودش اومد و احساس کرد تو دنیای متفاوتی در حال زندگیه،، همه جا سیاه و سرد شده بود، نمیدونست کجاست. به سمت روزنامه رنگی ای که به دیوار چسبیده بود رفت: اینجا خرابه های مغز شماست. شما از شدت منفی گری، به این مکان پرتاب شده اید. اگر قصد ترک این مکان را دارید باید انتهای این متن را امضا کنید: اینجا، با رسیدن به این نقطه. میتونم چیزهای عجیبی رو حس کنم. چیزهایی که بی شک میتونه من رو تغییر بده، تفکرم رو، مغزم رو، ذهنم رو، امروز تصمیم گرفتم، به زندگی با دید دیگه ای نگاه کنم. با دیدی که بتونه من رو به زندگی خودم برگردونه. بهم شانس دوباره زندگی رو بده. زندگی ای که پر از امید باشه. امید امید امید.
﹙خرابه های ذهنت،، برای تو﹚
𝖥𝗋𝗈𝗆﹕@BIackBloom
﹣𝗒𝗈𝗎𝗋 𝖿𝗋𝗂𝖾𝗇𝖽, Henry.