Репост из: شکوفهسیاه
11﹐𝖥𝗈𝗋﹕@Querensiia
بدون اهمیت به معلم از کلاس خارج شد و قدم هاش رو سریع تر و سریع تر کرد،، همزمان با برخورد قطرات اشک روی صورتش به خارج از مدرسه دوید، پس از گذشت پنج دیقه به پارک نزدیکی که همیشه ارامش گاهی برای تنهایی اش بود رسید، سرش رو روبه اسمون متمایل کرد و با دست راستش اشک هاش رو پاک کرد: هر چقدر سعی میکنم بهترین باشم نمیتونم، انگار کل دنیا میخواد بر علیه من زندگی کنه.
هدفونش رو از دور گردنش روی لاله گوشش قرار داد و پس از کمی گشتن تو پلی لیست شلوغش، توجهش به پوشه ای جلب شد. پوشه ای که تقریبا از دو سالِ پیش صدایِ نواختن پیانوش رو توش ذخیره میکرد، بعد از پیدا کردن اولین صدای ضبط شده اون رو پلی کرد: سلام، اسم من هیراست. امروز تصمیم گرفتم اهنگ هایی که میزنم رو اینجا ذخیره کنم. امیدوارم سال ها بعد وقتی میشنومشون بتونم حس خوبی رو به خودم منتقل کنم. من، اگر صدام رو میشنوی بدون من گذشته ی تو ام و تو شرایط خیلی سختی قرار دارم، شرایطی که حتی نمیتونی تصورش رو کنی چقدر ازارم میده. میخوام بهت بگم که اگر الان روزهای سختی رو میگذرونی و فکر میکنی خیلی ازارت میدن به من فکر کن، منی که داره تمام توانش رو استفاده میکنه تا از این مشکل خارج شه، پس تو هم میتونی. به خودت ایمان بیار، نه خدا هست و نه ادما. فقط خودت.
همزمان با نواخته شدن صدای پیانو بعد از صحبت هایی که توی ویس شنیده بود، لبخند پررنگی زد و دوباره به اسمون خیره شد.
﹙پیانو ات،، برای تو﹚
𝖥𝗋𝗈𝗆﹕@BIackBloom
﹣𝗒𝗈𝗎𝗋 𝖿𝗋𝗂𝖾𝗇𝖽, Henry.
بدون اهمیت به معلم از کلاس خارج شد و قدم هاش رو سریع تر و سریع تر کرد،، همزمان با برخورد قطرات اشک روی صورتش به خارج از مدرسه دوید، پس از گذشت پنج دیقه به پارک نزدیکی که همیشه ارامش گاهی برای تنهایی اش بود رسید، سرش رو روبه اسمون متمایل کرد و با دست راستش اشک هاش رو پاک کرد: هر چقدر سعی میکنم بهترین باشم نمیتونم، انگار کل دنیا میخواد بر علیه من زندگی کنه.
هدفونش رو از دور گردنش روی لاله گوشش قرار داد و پس از کمی گشتن تو پلی لیست شلوغش، توجهش به پوشه ای جلب شد. پوشه ای که تقریبا از دو سالِ پیش صدایِ نواختن پیانوش رو توش ذخیره میکرد، بعد از پیدا کردن اولین صدای ضبط شده اون رو پلی کرد: سلام، اسم من هیراست. امروز تصمیم گرفتم اهنگ هایی که میزنم رو اینجا ذخیره کنم. امیدوارم سال ها بعد وقتی میشنومشون بتونم حس خوبی رو به خودم منتقل کنم. من، اگر صدام رو میشنوی بدون من گذشته ی تو ام و تو شرایط خیلی سختی قرار دارم، شرایطی که حتی نمیتونی تصورش رو کنی چقدر ازارم میده. میخوام بهت بگم که اگر الان روزهای سختی رو میگذرونی و فکر میکنی خیلی ازارت میدن به من فکر کن، منی که داره تمام توانش رو استفاده میکنه تا از این مشکل خارج شه، پس تو هم میتونی. به خودت ایمان بیار، نه خدا هست و نه ادما. فقط خودت.
همزمان با نواخته شدن صدای پیانو بعد از صحبت هایی که توی ویس شنیده بود، لبخند پررنگی زد و دوباره به اسمون خیره شد.
﹙پیانو ات،، برای تو﹚
𝖥𝗋𝗈𝗆﹕@BIackBloom
﹣𝗒𝗈𝗎𝗋 𝖿𝗋𝗂𝖾𝗇𝖽, Henry.