Репост из: شکوفهسیاه
𝟣3﹐𝖥𝗈𝗋﹕@smellcherry199O
سکوت همیشگی اش، هر کسی رو کنجکاو به شکستنش میکرد. اما هر بار هر کسی سعی به حرف زدن باهاش میکرد، به طوری طرد میشد.
اما اینبار، شکل و شمایل فردی که مقابلش بود به اون اجازه نمیداد که بخواد صحبت هاش رو قطع کنه: خب راستش میدونی، تو، تو جای تاریکی زندگی میکنی. زندگی یکنواختی داری و ازش رنج میبری. نمیتونی زخم هات رو خوب کنی و در حال اذیت شدنی. میتونم درکت کنم. ازت میخوام برای شفا بخشیدن به زخم هات، به چیزهای جدید و متفاوتی فکر کنی، زندگیت رو از یک نظر دیگه ببینی، خودت رو دوست داشته باشی، زندگی کنی، عشق بورزی، خوشحال باشی. این رو بدون که نمیتونی تا اخر عمرت به تاریکی ادامه بدی. نوری پس از شکستن روزهای تاریک روی صورتت خواهد تابید.
﹙روز های تاریک ات،، برای گیلاسِ مشکی﹚
𝖥𝗋𝗈𝗆﹕@BIackBloom
﹣𝗒𝗈𝗎𝗋 𝖿𝗋𝗂𝖾𝗇𝖽, Henry.
سکوت همیشگی اش، هر کسی رو کنجکاو به شکستنش میکرد. اما هر بار هر کسی سعی به حرف زدن باهاش میکرد، به طوری طرد میشد.
اما اینبار، شکل و شمایل فردی که مقابلش بود به اون اجازه نمیداد که بخواد صحبت هاش رو قطع کنه: خب راستش میدونی، تو، تو جای تاریکی زندگی میکنی. زندگی یکنواختی داری و ازش رنج میبری. نمیتونی زخم هات رو خوب کنی و در حال اذیت شدنی. میتونم درکت کنم. ازت میخوام برای شفا بخشیدن به زخم هات، به چیزهای جدید و متفاوتی فکر کنی، زندگیت رو از یک نظر دیگه ببینی، خودت رو دوست داشته باشی، زندگی کنی، عشق بورزی، خوشحال باشی. این رو بدون که نمیتونی تا اخر عمرت به تاریکی ادامه بدی. نوری پس از شکستن روزهای تاریک روی صورتت خواهد تابید.
﹙روز های تاریک ات،، برای گیلاسِ مشکی﹚
𝖥𝗋𝗈𝗆﹕@BIackBloom
﹣𝗒𝗈𝗎𝗋 𝖿𝗋𝗂𝖾𝗇𝖽, Henry.