Репост из: شکوفهسیاه
14﹐𝖥𝗈𝗋﹕@Classy_Reverie
مثل همیشه برای عصبانیت همیشگیش از اطرافیان طرد شده بود، با درست کردن هات چاکلت داغی که بخار از درونش مشاهده میشد روی کاناپه بزرگ و راحتی که گوشه اتاقش بود نشست و انیمه ای که در حال دیدنش بود رو پخش کرد: انسان ها موجودات قدرتمندی هستند، زیرا میتوانند خود را تغییر دهند.
بعد از شنیدن این دیالوگ پخش انیمه رو متوقف کرد و پشت میز نشست، متنی که شنیده بود نوشت و با کشیدن نقاشی های ترسناک و همیشگی که خط خطی های ذهنش رو به تصویر میکشید متن بدخطی پایین دفتر یادداشت کرد: میدونید خب، درسته که همیشه عصبانی ام، اما خب موضوع اصلی اینه که خودتون باعثش میشید، من شخصیت خودم رو دارم. و نمیتونم با سلیقه های شما عوضش کنم. من رو بپذیرید، اگر نمیپذیرید، من امادگی کامل رو برای خروج از زندگیتون دارم.
﹙خط خطی های مغزت،، برای تو﹚
𝖥𝗋𝗈𝗆﹕@BIackBloom
﹣𝗒𝗈𝗎𝗋 𝖿𝗋𝗂𝖾𝗇𝖽, Henry.
مثل همیشه برای عصبانیت همیشگیش از اطرافیان طرد شده بود، با درست کردن هات چاکلت داغی که بخار از درونش مشاهده میشد روی کاناپه بزرگ و راحتی که گوشه اتاقش بود نشست و انیمه ای که در حال دیدنش بود رو پخش کرد: انسان ها موجودات قدرتمندی هستند، زیرا میتوانند خود را تغییر دهند.
بعد از شنیدن این دیالوگ پخش انیمه رو متوقف کرد و پشت میز نشست، متنی که شنیده بود نوشت و با کشیدن نقاشی های ترسناک و همیشگی که خط خطی های ذهنش رو به تصویر میکشید متن بدخطی پایین دفتر یادداشت کرد: میدونید خب، درسته که همیشه عصبانی ام، اما خب موضوع اصلی اینه که خودتون باعثش میشید، من شخصیت خودم رو دارم. و نمیتونم با سلیقه های شما عوضش کنم. من رو بپذیرید، اگر نمیپذیرید، من امادگی کامل رو برای خروج از زندگیتون دارم.
﹙خط خطی های مغزت،، برای تو﹚
𝖥𝗋𝗈𝗆﹕@BIackBloom
﹣𝗒𝗈𝗎𝗋 𝖿𝗋𝗂𝖾𝗇𝖽, Henry.