لحظه دیدنت انگار که یک حادثه بود
حیف چشمان تو این حادثه را دوست نداشت
سیب را چیدم و در دلهره دستانم
سیب را دید ولی دلهره را دوست نداشت
تا سه بس بود که بشمارد و در دام افتد
گفت یک گفت دو افسوس سه را دوست نداشت
من و تو خط موازی نرسیدن هرگز
دلم این قاعده ی هندسه را دوست نداشت
_مهدی جوینی
_GrreenMelody