ناگه...این! 🕊🖤✊


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


بازگشت :)

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


Репост из: برای ایران
📍- ٣ دی صدمین روز انقلاب | یکی از تجربیات مهم در این صد روز این بود که اعتراضات تهران اگر توسط بازاریان اعتصاب کننده آغاز شود، پوشش اخبار آن، جمعیت زیادی را برای عصر به میدان خواهد کشاند.
پس با اقدامات اولیه از صبح به استقبال قیام بازاریان عزیز در ساعت 13 خواهیم رفت.


Репост из: . humint
📍یکصدمین روز انقلاب | ۳ دی، تهران


Репост из: برای ایران
📊- این نظرسنجی برای یک مدیای ایتالیایی هست و خواسته در کنار جنگ اوکراین خبر سال رو انتخاب کنن.

○ انتخاب گزینه
La morte di Mahsa Amini e le proteste in Iran
می‌تونه اهمیت مسئله رو تو این کانال ایتالیایی بالا ببره.
زمان تقریبی کمتر از ۳۰ ثانیه (برای دوستانی که شاید زمان زیادی نداشته باشن واقعا زمان زیادی نیست)
در صورت تمایل می‌تونین از لینک زیر وارد بشید و این گزینه رو انتخاب کنین:

https://www.tgcom24.mediaset.it/rubriche/2022/ditelavostra/vota/qual-e-stata-la-notizia-dell-anno-_58554942-02k.shtml


اگر فکر می‌کنید انتخابتون بین گزینه‌ها اینه، حتماً این‌کار رو بکنید :)


شاید باورتون نشه!
ولی هم به برستنی خیلی خوشمزه رسیدم و هم باقیمونده‌ی پول خونه همونقدر مجیکال جور شد!

من که میگم راه انقلاب هم از حموم می‌گذره.
خواهش می‌کنم بیاید دسته جمعی بریم حموم.
اصلاً مگه از بچگی نمی‌گفتیم:
من و داداشم و بابام و عموم...
والا!


فال یلدا.
حقیقی‌ترین فال سال.
حافظ را نگاه می‌کنم، و نفسم سنگین شده.
یلداهای بسیاری گذشت و در حسرت این ماندم که بگوییدم بیا، باش، ببوسیدم، آغوش بگیریدم و تا صبح چشم نبندیم.
حتی همان یلدا که ماه گرد بود توی چشم‌های سیاچشمون.
همان یلدا که چه‌قدر از ته دل آرش کمانگیر کسرایی شدیم و چه‌قدر خواستم باشی، بمانی.
همان یلدا که آلینا از دادستانی کاوه گلو پاره کرد. حتماً دلیلی داشت که کسی گوشش بدهکار نبود و من آن‌شب، چه‌قدر نفهمیدم.

به‌زبان فروغ، سردم است، و همیشه ته دریا نگهم می‌دارید. سردم است و انگار گرم نمی‌شوم جز با کم شدن فاصله.
به‌زبان خودم، خسته‌م که یلداها هنوز این‌طور می‌گذرند: در انتظار، در حسرت، در تلنبار تجربه، در دوری و نبودن.

یادگار زمانی می‌گفت براش فال بگیرم. انار هم :)
همین حالا، با این فکر، جرئت پیدا میکنم حافظ را باز کنم...

و به زبان حافظ:

یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود
دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود...

خوبی حافظ در این است که تعارف ندارد. :) به همین صراحت می‌گوید که رفته‌اید. و ۱۰، ۲۰ یلدا که هیچ، عمر نوح هم داشته باشم، با هیچ یلدایی، برنمی‌گردید، انگار.


و آخخخ...
الان می‌خوام برم حموم که بشوره ببره همه‌چی رو...
و فکر کن که دربیام :))
اونم با این کمردرد و این هوای سرد.
تنها انگیزه یا همون وعده‌وعیدم به قول امیر، میتونه یلدا و برستنی و اینا باشه.
و اینکه بیام ببینم اون باقیمونده‌ی پول خونه هم جور شده یهو به‌طرز مجیکالی 🥺

قطعاً که زیباترین اتفاق بعد از یه حموم اینه که بیای ببینی انقلاب شده ولی 🤩
شما فکر کن
یه حموم انقلابی.


حالا نه جاشه نه وقتش، ولی جدی فکر میکنم امیرلطیفی یه ژن مشترکی چیزی باهام داره :))))

و اینو خییییلی بخوام لطف کنم، فقط سامی ممکنه بفهمه و یه‌کمی مین و انار.
دیگه بقیه عمراً بفهمن چی میگم :))




امشب همه کنارتونیم...
همه کنار همیم...
صبح میشه این شب، و بلندتر از یلدا نداریم.


یلدا زیباترین و خواستنی‌ترین شب و جشن بوده و خواهد بود همیشه برای من...
در هر شرایطی...
یلدا رو حتی آلینا هم نتونست برام خراب کنه.
یلدا چشمای سیاه‌چشمونه و انعکاس ماه شب چارده تو سیاهی گرد عمیقشون.
یلدا اناره و بوسیدنش و آغوشش.
یلدا انعکاس قدم‌های هفت نفره‌مون توی اتشکده‌ی پیر چک‌چکه...
یلدا برای من تمام خاطرات و داشته‌های باستانیمه.
یلدا همون شط جلیله،
پر مهتاب...

یلدا رو جشن بگیرید.
جوری که از دماوند آتش عشق‌تون سرازیر بشه و پاک کنه این سرزمین رو.


فرق من و سامی همیشه در این بود که دوست‌های اون خیلی خفن پول‌دار بودن و دوست‌های من خیلی خفن بی‌پول :)))

حالا نه به این شدت، اما تفاوته اینجور جاها خودشو خیلی نشون میده همیشه.
رفقای من خیلی بامرامن. یه لقمه نون هم بوده همیشه دور هم خوردیم و حتی من و تویی نداشتیم باهم.
اما اگه پاش هم برسه، هیچ‌کدوم نمی‌تونیم اون یکی رو بگیریم بکشیم بالا که غرق نشه.

سگ تو استرس. دارم بالا میارم و حتی نوشتن هم کمکی نمی‌کنه.


واقعاً خسته‌م از اینهمه استرس.
یکی بیاد منو ورداره ببره تو خونه‌ش.
چرا دنیای ما دنیای فرندز نیست هیچ‌وقت؟


این بچه قرار بود مامانش نفهمه حکمش اعدامه. همین‌قدر به‌فکر.
حالا یه ایران که هیچی، خیلی بیشتر و فراتر از ایران مادرش شده‌ن.
دوست ندارم "ولی به مامان چیزی نگو" هم بشه یکی از جمله‌های کابوس‌وارمون...
کاش تموم شه این شب‌ها.


Репост из: مهتی ایز تاکینگ
هشتگ #MohammadMehdiKarami رو سرچ کنید و توییت‌های مربوط رو ریتوییت کنید،
دقت کنید که هشتگ فارسی نزنید.


Репост из: Email & Petition Rev
🔴 ایمیل و توییت بزنید:

محمدمهدی کرمی
به گزارش خبرگزاری میزان، تارنمای رسمی قوه قضاییه، جزو پنج نفر متهمان قتل مامور بسیجی، روح‌الله عجمیان است.
محمدمهدی کرمی، جوان ۲۲ساله کاراته‌کار و مدال‌آور، زندانی متهم ردیف اول و در خطر اعدام است. با واقعه امروز زندان کرج بیم جان او می‌رود.
محمدمهدی سه کفیل دارد، به آن‌ها ایمیل می‌زنیم و شرایط را برای اقدام فوری بازگو می‌کنیم‌.


• انتهای متن ایمیل نام و نام خانوادگی‌ را ذکر کنید (می‌تواند مستعار باشد).

• پیش از ارسال حتماً متن را بازنویسی کنید و یا چند کلمه از آن را تغییر دهید.

○ ایمیل‌‌ به صورت خودکار به کفیل‌ها

○ ایمیل به صورت دستی به کفیل‌ها

🔺
د'https://t.me/EmailPetitionRev/763?comment=8216' rel='nofollow'>ر بازنشر این ایمیل کمک کنید.


Репост из: ادیسه
#MohammadMehdiKarami ist in großer Gefahr und droht unmittelbar hingerichtet zu werden. Sein politischer Förderer hat uns öffentlich davor gewarnt.
Bitte sei seine Stimme. Das sollten wir NICHT zulassen
@OlafScholz
@Bundeskanzler
@ABaerbock


لطفاً برای محمدمهدی کرمی توییت و ایمیل بزنیم.
نهایتاً ایمیل و توییت‌ها همه‌ش باهم یک‌ربع وقت می‌بره.
حتی اگر همه رو هم نزنید دو سه دقیقه وقت بگذارید یک قدمش هم ارزشمنده.
دمتون گرم 🖤🕊


Репост из: پلاکارد کم آوردیم.
“According to my information, my godson MohammadMehdi Karami would be executed by hanging tomorrow morning.
This is an absolute disgrace.
France must immediately stop the executions of Iranian opponents by all means at our disposal!”

کفیل سیاسی محمدمهدی کرمی از خطر اعدام محمدمهدی در سحرگاه سه‌شنبه ۲۹ آذر خبر داد.


خداوندا
چیزی که اصلاً دوست ندارم بهش فکر کنم خونه و وام و بدهی و قرض و اثاث‌کشیه...
چیزی که باعث میشه دوباره معده‌م به‌هم بپیچه و تیر بکشه.
چرا بس نمیشه پس؟
چرا تموم نمیشه؟
مشکلم اینه که این‌ها اون چیزهایی نیستن که بخوام درگیرشون باشم.
بخوام وقت و انرژی بذارم سرشون.
و هرکاری می‌کنم که از سر راهم برشون دارم، دوباره از یه سوراخی سبز میشن.

نباید اینقدر سخت و خشک و جدی بود زندگی‌مون.
باید شل می‌گرفتیم.
باید رها می‌کردیم.

Показано 20 последних публикаций.

16

подписчиков
Статистика канала