ᝰ 投稿 Kissable Smile ⋆作家 #𝓢𝓲𝓼𝓲 ⋆
┈─────────────┈
زندگی مین یونگی در یک کلمه خلاصه میشد؛ لبخند...
لبخندی زیبا و بوسیدنی، که هربار با دیدنش از خود بیخود میشد و بوسهای روشون میگذاشت؛ لبخندی درخشان، که هرروز صبح وقتی بیدار میشد، میدیدش. شبها بدون بوسیدن اون لبخند، خواب به چشمهاش نمیاومد، لحظهای دیدنش برای فراموش کردن تمام خشمش کافی بود؛ گرچه وابستگی به یه لبخند اصلاً خوب نیست، اما مین یونگی عاشق این وابستگی بود.
ولی چیزی درمورد اون لبخند وجود داشت که یونگی بجای دوست داشنش اون رو میپرستید و اون، صاحب لبخند بود.
┈─────────────┈
⟶から @One_Lilo ↵✃
┈─────────────┈
زندگی مین یونگی در یک کلمه خلاصه میشد؛ لبخند...
لبخندی زیبا و بوسیدنی، که هربار با دیدنش از خود بیخود میشد و بوسهای روشون میگذاشت؛ لبخندی درخشان، که هرروز صبح وقتی بیدار میشد، میدیدش. شبها بدون بوسیدن اون لبخند، خواب به چشمهاش نمیاومد، لحظهای دیدنش برای فراموش کردن تمام خشمش کافی بود؛ گرچه وابستگی به یه لبخند اصلاً خوب نیست، اما مین یونگی عاشق این وابستگی بود.
ولی چیزی درمورد اون لبخند وجود داشت که یونگی بجای دوست داشنش اون رو میپرستید و اون، صاحب لبخند بود.
┈─────────────┈
⟶から @One_Lilo ↵✃