Me & Ross


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


Sometimes I get a little too hurt.
騎士団長殺し
🐟
پیام ناشناس:
t.me/لینک‌دکوری-و-جهت‌پرکردن‌-فضا

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций




امروز دو نفر را دیدم...
بغل کردن روآن بی‌نهایت خوشحال کننده بود.
و دیدن اون یکی از دور دردناک...
نمیدونم اگر بغل اش نمی‌کردم چجوری میتونستم با دومی کنار بیام.


Ooh, what a perfect day
Why do you have to go away?
Now the sky's so grey
I think I'm gonna be okay


تا حالا ۷۲۰ نفر رو از اینجا ریموو کردم، بعد الان نشستم لیست ریموو شده ها رو هم ریموو کردم. موند ۳۰ نفر که جدی جدی دوست ندارم هرگز به اینجا برگردن.


آرام دستانم را گرفت و با ملایمت گفت «تو بزرگ‌ترین دشمن خودتی، بزرگترین دشمنی که میتونی داشته باشی ولی باید باهاش مبارزه کنی. از پسش برمیای.» و این‌ها را در حالی شنیدم که در درون‌ام مدت ها قبل حلق آویز شده بودم. تکرار کرد «از پسش برمیای.» از آن مرده تر مگر میشوم؟ ’’چه سرد باشد، چه نباشد، خدا حی و حاضر است.‘‘ و آنجا همیشه سرد سرد بود، حتی تابستان ها. واقعا سرد بود. یا به طرز خشماوری سرد. یا این، یا آن بود. اگر خدایی باشد، نمی‌شود گفت با من درست رفتار کرده. با صدای آهسته زمرمه کردم «از این بابت متأسفم اما نمیتوانم.» جایی در درون سرم او وجود داشت تا پاسخ را بدهد اما دستانم در میان هوا معلق بود. سرد سرد بود. این خون توست که همچنان از زخم هایم میریزد؟
مثل همیشه ناامیدکننده و غمگین بودم.
(شنبه ۱۵ بهمن ۲۵‌۸۱)


Right now I'm flying
So come and take a shot at me
Not scared of dying
It's sad how sad this life can be...


Last night all I wanted to do was die.




۱۴ بهمن ۲۵‌۸۱




من همیشه آبی دور دست بودم.


از اسکیس ها بیشتر از نتیجه نهایی خوشم میاد


POV: it's getting worse again and it's all your fault (12:21 PM Update)
(1 Feb 2:33 am Update: IM SAD !)
10:28 pm Update: Over and Over




You're so blue
Are you still breathing?
Won't you tell me if you found that deeper meaning?
Do you think I've gone blind?
I know it's not the truth when you say, "I'm fine"


جدی جدی امشب هیچکس نیست.
(آپدیت ۱۱ صبح: همیشه‌هیچکس‌نیست)


هیچوقت نترس
اگه ترسیدی، نلرز
اگه لرزیدی، نیوفت
اگه افتادی نمیر
اگه مُردی دوباره وایستا و بجنگ.
به تموم حرفا بخند
همه میدن بوی گند
همه میدن بوی گند
همه میدن بوی گند




Репост из: 𝐄𝐫𝐨𝐬
آه مادر! بیا نجاتم بده. عقلی که به من دادی از دست دادم. این صداها در رویاهایم در باد زوزه می‌کشند. پدر لطفا به من گوش کن! این ابرها در حال نزدیک شدن هستند و به سختی میتوان همه چیز را به وضوح دید. هنگامی که آنها در پوست من تشکیل می‌شوند من این احساس را دارم که در حال نزدیک شدن هستند.
چگونه به اینجا رسیدیم؟ چطور اینقدر گم شدیم؟
آه ای اِروس! قلب بی‌ثبات من در طوفان پیچ‌ خورده است؛ من سعی می‌کنم آن را بچرخانم وبه شکل اول برگردانم اما باز هم شکست میخورم. برای دنیایی که هرگز ندیده‌ام و برای جایی که هرگز نرفته‌ام، بلیت قطار یک‌طرفه خریدم و نمی‌دانستم دوباره برمی‌گردم یا نه...
چگونه به اینجا رسیدیم؟ چطور اینقدر گم شدیم؟
من، من، من، من، من، من، من، من. اگر قلب‌ام باز طوفان را می‌خواهد دوباره فرامیخوانمش. اگر قلبم باز طوفان را می‌خواهد دوباره رهایش میکنم.
چگونه به اینجا رسیدیم؟ چطور اینقدر گم شدیم؟


Story Of An Unknown Actor: IV: Waltz Of Farewell, Alfred Schnittke

این هم هست، بله غمگینم...
شما هم باشید 3/>

Показано 20 последних публикаций.

52

подписчиков
Статистика канала