- تو از یک خانوادهی اشرافی بودی که تعطیلات آخر هفته همیشه توی سالنهای تئاتر موزیکال توی قسمت مخصوص دیده میشن. از بچگی بع دختر سرکش اما باهوش اون خانواده مشهور بودی، تمام مردم شهر از خاطرات شیطنتهای بچگیات و اینکه الان توی جوانی چقدر بانوی برازندهای شدی صحبت میکردند. اما چی میشه اگه توی اشراف زاده که از بچگی نامزد خانوادهی سلطنتی انتخاب شده بودی، عاشق یه پسر مستخدم بشه؟
درسته خانوادهی سلطنتی بخاطر خیانت به ولیعهد تو رو اعدام میکنن و خانوادهات رو از شهر بیرون میکنن.
این آخرین جملات توئه: «حتی اگه بارها و بارها اعدامم کنید، بهم بگید اشتباه کردم و فقط نیازه پا پس بکشم و به همسر ولیعهد بودن ادامه بدم، همونطور که قبلا بودم و شاید هم همونطور که هیچوقت نبودم، باز هم از این عشق میگم. بارها و بارها، تا وقتی که بالاخره روزی که این مردمان نه، تا روزی که این شهر بفهمه نمیشه جلوی عشق رو گرفت.»
برای تو ای عاشقترین!
🌬 @SetarehHayeSiah
درسته خانوادهی سلطنتی بخاطر خیانت به ولیعهد تو رو اعدام میکنن و خانوادهات رو از شهر بیرون میکنن.
این آخرین جملات توئه: «حتی اگه بارها و بارها اعدامم کنید، بهم بگید اشتباه کردم و فقط نیازه پا پس بکشم و به همسر ولیعهد بودن ادامه بدم، همونطور که قبلا بودم و شاید هم همونطور که هیچوقت نبودم، باز هم از این عشق میگم. بارها و بارها، تا وقتی که بالاخره روزی که این مردمان نه، تا روزی که این شهر بفهمه نمیشه جلوی عشق رو گرفت.»
برای تو ای عاشقترین!
🌬 @SetarehHayeSiah