- تو خودت رو مسئول همه چیز میدونستی، هیچوقت به خودت اجازه ندادی که بگی دیگران شاید دارن اشتباه میکنن و همیشه با خودت میگفتی شاید تقصیر منه، شاید مشکل از منه و شاید باید درکشون کنم و بهشون احترام بذارم. اما کی به تو احترام میذاشت؟ کی در مقابل تو میگفت تقصیر منه؟ کی تو رو درک میکرد؟
همین چیزها شاید تو رو کشت. دردها و حقهایی که هیچوقت به خودت اجازه ندادی که داشته باشیشون، حرفهایی که هیچوقت نزدی و شاید مسئولیتهایی که برای تو نبودن و قبول کردی.
تو بخاطر سرطان و تومور مغزی مردی و قبل از اینکه کاملا از هوشیاری بری این رو به مادرت گفتی: «مامان، تنها پشیمونیم از زندگیم اینه که به خودم هیچوقت حق این رو ندادم که بقیه رو مقصر بدونم. هیچوقت به خودم حق عصبانی بودن و ناراحت بودن رو ندادم. اگه دوباره زندگی میکردم هیچوقت انقدر خودم رو نمیکوبیدم و به خودم اجازهی عصبی بودن رو میدادم، هیج وقت رویای بابا رو دنبال نمیکردم و سعی میکردم خودمو تو هنر پیدا کنم. تنها آرزوم اینه که تو زندگیم حداقل برای یه بار غر میزدم یا حرص میخوردم یا به خودم حق میدادم. احمقانه نیست؟!»
برای تو ای کسی که خیلی حرص میخوری!
🌬
@dailyminebang