- توی زندگی قبلیات برای تو همه چیز خوب پیش نرفت، تو از یک خانوادهی پولدار بودی اما یکسری چیزها با پول هیچوقت حل نمیشه. سعی کردی کارهای زیادی رو امتحان کنی و توی همه موفق بودی. بعد از موفقیتهای فراوانت فهمیدی حتی توی همه چیز خوب بودن هم باعث نمیشه که بتونی خوشحالی رو توی زندگیات پیدا کنی. تو حتی به عنوان زیباترین دختر شهر شناخته شدی اما حتی این هم خوشحالت نمیکرد. گذشت و گذشت تا جایی که تصمیم گرفتی فقط همه چیز رو به زمان بسپاری. ساکت و ساکتتر شدی و پدر و مادرت نفهمیدن چیشد که یک روز جنازهات رو توی اتاق پیدا کردن.
خواهرت میگفت این آخرین حرفی بود که ازت شنید: «فقط امیدوارم زودتر بمیرم، نمیدونم چرا همه چیز این طور شد ولی امیدوارم زودتر بمیرم. اگه یک بار بمیرم، بهتر از اینگه هر لحظه توی تنهاییم بمیرم.»
برای تو ای بهترین!
🌬 @thegreatgodpanisdead
خواهرت میگفت این آخرین حرفی بود که ازت شنید: «فقط امیدوارم زودتر بمیرم، نمیدونم چرا همه چیز این طور شد ولی امیدوارم زودتر بمیرم. اگه یک بار بمیرم، بهتر از اینگه هر لحظه توی تنهاییم بمیرم.»
برای تو ای بهترین!
🌬 @thegreatgodpanisdead