𝖱𝖾𝗏𝖾𝗋𝗂𝖾 ;


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


` 𝙃𝘰𝘱𝘪𝘯𝘨 𝘵𝘰 𝘧𝘭𝘺,
𝙈𝘢𝘺𝘣𝘦 𝘸𝘦 𝘤𝘰𝘶𝘭𝘥 𝘵𝘰𝘶𝘤𝘩 𝘵𝘩𝘦 𝘾𝘭𝘰𝘶𝘥𝘴
𝗜𝗡𝗙𝗝,𝟮𝟬𝟬𝟱.
-https://t.me/BChatsBot?start=sc-VT7kJeaoGw

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


من از همین جا بای میدم میرم دنبال قبر بگردم


🐻: راستش تصمیم دارم غروب کریسمس یه اهنگ با جونگکوک ریلیز کنم.
🐻: همونی که باهم روش کار کردیم.
🐰: چطوری میتونیم ریلیزش کنیم؟
🐻: ما میخوایم اهنگی که شبیه اهنگ کریسمس هست رو غروب اون روز ریلیز کنیم.

✨لایو مکنه لاین بعد از کنسرت✨


من قبرممم حاضر نیستتتتت


اگه جدی ساب یونیت تهکوک باشه چیییییی


من قرار بود با کامبک توباتو بمیرم که تهیونگ تصمیم گرفت زودتر به کشتنم بده


Репост из: " گالری🎨دلوین "
ترکیب (دلتنگی + بی‌حوصلگی + افسردگی + تنهایی + بی‌پولی) به توان ۱۰ = جوان ایرانی
‏


مُردن چیزی نیست
زندگی نکردن است که هولناک است...

-Victor Hugo


Репост из: 𝒀𝒐𝒖𝒓 𝒆𝒚𝒆𝒔
فور کنید بگم وایب کدوم اعضای بنگتن هستید (محض اینکه حوصلم)


روزتون به زیبایی کیم تهیونگ🤍✨


حق


بله شب جمعه است
بعضی ها با دستمال بچه هاشون رو جمع میکنن
منم نشستم باهاش آب دماغو جمع میکنم
همینقدر متفاوت✨


Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram
Me :


"Just take it all, i'm nothing without your love.
I promise i'll never leave you alone, my heart is beating cause of you.
Forever and ever and ever"🤍


MISS HIM
MISS HIM
MISS HIM


Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram
𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐖𝐢𝐧𝐭𝐞𝐫💙❄️☃️


اصلا هم به این معنی نیست من آدم زندگیمو پیدا نکردم و یه سینگل به گورم




زیبا ترین یلدایی که شب تولدش چهل روزگی آسمانی اش را جشن می‌گیرد


یلدای خونین تون مبارک


Репост из: ~𝐀𝐆𝐀𝐈𝐍~
جوون که بودم یه پیر مرد عجیبی هر روز دم صبح اون موقع که هنوز آبی آسمون رنگ حقیقیش رو نشون نداده میومد و برفارو کنار میزد و لبه پل چوبی می‌نشست
سیگارش رو لب دهنش می‌گرفت و فندک کلکسیونیش رو زیر سیگار میزد تا دود بشه
یروز رفتم کنارش نشستم
بدون اینکه بگم برام برفای اون قسمت کنار زد
به دریاچه یخ زده خیره شدیم
گفت مرد جوان هیچ وقت سیگار نکش
پرسیدم چرا
گفت یروزی منم هم سن و سال تو بودم اتفاقی عاشق دختری شدم مشکلات تنفسی امانش رو بریده بود اما بهم نمیگفت یروز ازم پرسید چرا سیگار ترک نمیکنی ؟ بهش گفتم میگرن دارم سردرد هام رو برام قابل تحمل می‌کنه
پیر مرد نفسی بیرون داد و مکث کرد فندکش رو از جیبش در آورد و دستم داد
بگذریم اینو ببین آخرین دیدارمون بهم داد و بعد از دستش دادم حالا من میدمش به تو اگه قول بدی سیگار نکشی به پیر مرد قول دادم اما چرا؟ چرا دادش به من؟ چرا برام تعریف کرد ؟ چرا بعد اون روز دیگه نیومد؟
بروز که داشتم با اون فندک ور میرفتم از ساچمه کنارش یه کاغذ بیرون کشیدم
روش نوشته شده بود
نفس هایم را دادم تا دردت بجانم باشد بعد زلف من دوده های سیگارت را به یادم نوازش کن
https://t.me/blueeReverie

Показано 20 последних публикаций.

40

подписчиков
Статистика канала