https://t.me/aboutdutchman
بهم حس یه گرداب رو میدی، پس شاید مثل همون نهنگ 52 هرتز مینوشتمت که هیچ نهنگ دیگهای نمیتونست بفهمه که اون از چی میخونه.
نهنگی که به تدریج بیشتر در عمق دریا فرو میره، بدون اینکه جایی برای رفتن یا برگشتن بهش داشته باشه.
هرچی پایین میره، خاطرات بیشتری رو فراموش میکنه و بیحسی جای دردهاش رو میگیره.
توی خلسه گیر افتاده و اونقدری پایین میره و از غذا خوردن اجتناب میکنه که میمیره، اما همچنان فکر میکنه که زندهست و بالاخره تونسته به جایی که بتونه بهش تعلق داشته باشه برسه.
A self-carved redemption accompanied by a lonely requiem.
بهم حس یه گرداب رو میدی، پس شاید مثل همون نهنگ 52 هرتز مینوشتمت که هیچ نهنگ دیگهای نمیتونست بفهمه که اون از چی میخونه.
نهنگی که به تدریج بیشتر در عمق دریا فرو میره، بدون اینکه جایی برای رفتن یا برگشتن بهش داشته باشه.
هرچی پایین میره، خاطرات بیشتری رو فراموش میکنه و بیحسی جای دردهاش رو میگیره.
توی خلسه گیر افتاده و اونقدری پایین میره و از غذا خوردن اجتناب میکنه که میمیره، اما همچنان فکر میکنه که زندهست و بالاخره تونسته به جایی که بتونه بهش تعلق داشته باشه برسه.
A self-carved redemption accompanied by a lonely requiem.