-Faran Challenges-


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


چنل اصلی: https://t.me/allmychampangeproblems

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


امیدوارم خوشتون بیاد اکثرا رندوم بود.
چک کردید ریکت بدید🫶


Done.


For dear Spearmint:
انگار عقربه‌های ساعت تنها برای عذاب دادن من ساخته شده بودند.


For dear N':
هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم اوهم درست مثل من است و از جنس من ساخته شده، یا به عنوان کسی که بتواند مثل من ترس و وحشت را در وجودش حس‌ کند یا توی یک اتاق شلوغ پر از دوست و آشنا، خودش را تنها و منزوی ببیند به او نگاه نکرده بودم.کسی که همه البوم‌های موسیقی و علاقه‌اش به موسیقی را از همه پنهان کرده چون برایش یک مسئله بسیار شخصی بوده و یا شاید فکر می‌کرده این‌که این‌ها را دوست دارد شاید از نظر دیگران قابل قبول نباشد.


For dear Lost star:
ترس، پایه‌ای‌ترین و اساسی‌ترین جلوه‌ی احساس درونی است. احساسی که قبل از به دنیا آمدنمان با ما بوده، قبل از شروع زمین هم بوده. این همان ترسی است که یک ماهی وقتی از دریا به زمین خشک می‌افتد حس‌می‌کند، ترسی که به ما یاد می‌دهد فرار کنیم.


For dear Samuel:
-همه چیز از نزدیک زشت تره.
+ولی تو نه!


For dear هرمن:
وقتی عصبانی هستی و می‌خوای به کسی توهین کنی، حتما باید چیزی بگی که درباره‌اش صدق نمی‌کنه؛ چون هیچ‌وقت نمی‌تونی حرف‌هایی رو که زدی کامل پس بگیری و از ذهن اون شخص پاک کنی. حرفو که بزنی تموم شده رفته. منظورم اینه که بعضی حرفا تو ذهن افراد پررنگ می‌شه و تاثیرشون زیاده. زیرشون خط کشیده می‌شه.


For dear Tara:
در پایین‌ترین و ابتدایی ترین سطوح انسانی بعضی وقتا برامون سخته که درک کنیم بقیه‌ی آدم‌ها هم مثل ما انسان‌ان و هممون از یه چیز مشترک ساخته شدیم و شبیه همیم. ماها بعضی از آدمارو اون‌قدر دست بالا می‌گیریم که برای خودمون ازشون خدا می‌سازیم و بعضیای دیگه رو اون‌قدر سطح پایین می‌بینیم که می‌رسونیمشون به سطح یه حیوون.


For dear Arianator:
اگر با هر اتفاق ناگواری که در دنیا می‌افتد بخواهم به چنین حال و روزی در بیایم و ذهنم را درگیرش کنم، حتما بعد از مدتی دیوانه می‌شوم.


For dear Saji:
وقتی بزرگ‌تر شدی باید بعضی از متنارو به زبونی بنویسی که شاید حتی خودت هم متوجهش نشی، یا اینکه مجبور بشی عمل و عکس‌العملایی نشون بدی که حتی خودت هم تصدیقشون نمی‌کنی.


For dear Potato:
آینده که به وجود اومد، آدما هم شروع کردن بهش فکر کردن. حالا هم زندگی ما تبدیل شده به زمان آینده. داریم هر دقیقه‌شو به خاطر آینده زندگی می‌کنیم. تو هر روز می‌ری مدرسه که دیپلم بگیری که بعدش وارد دانشگاه بشی و بعد از اون یه کار خوب پیدا کنی که بتونی یه خونه‌ی بزرگ بخری و ازدواج کنی و بچه دار بشی و بچه‌هاتو بفرستی دانشگاه تا بتونن واسه خودشون شغل خوب پیدا کنن تا بتونن خونه‌ی بزرگ و با امکاناتی واسه خودشون بخرن و هزینه‌ی فرستادن بچه‌هاشونو به دانشگاه دربیاره. اما همه‌ی اینا بی معنیه به نظرم ما باید زندگیای کاغذی رو رها کنیم و یکمم که شده توی زمان حال زندگی کردن رو یاد بگیریم.


For dear 💛:
"آینده مجموعه ای از زمانای حاله. -امیلی دیکنسون"
به نظر خودم لازم بود به آینده اعتقاد داشته باشیم ولی در افتادن با امیلی دیکنسون و سخنانش سخت بود.


For dear idA:
متوجه شدم مارگو رات اسپیگلمن وقت‌هایی که برای دیگران مارگو رات اسپیگلمن نبوده، چه حس و حالی پیدا می‌کرده. حس و حال پوچی. احساس محاصره شدن در یک اتاق تنگ، پر از دیوارهای بلند.


For dear Saba:
این‌جا یه شهر کاغذیه. خودت نگاه کن‌ کیو. به تمام این کوچه‌ها، خیابونا و بن‌بستا نگاه کن. به تمام خونه‌هایی که برای جدا کردن آدما از هم ساخته شده. همه‌ی این مردم کاغذی ان و دارن تو خونه‌های کاغذی زندگی می‌کنن. آدم‌هایی که آینده‌شونو آتیش می‌زنن تا گرم بمونن. بچه‌هایی که دنبال خرید یواشکی آبجو از فروشگاهای کاغذی‌ان. همه عاشق و شیفته‌ی تصاحب چیزای مختلف‌ان. همه‌ی این چیزا کاغذی و از بین رفتنی‌ان. آدما هم همین‌طور. تو این هیجده سالی که زندگی کردم تاحالا نشده با کسی آشنا بشم که چیزای اصلی و مهم‌تر زندگی براش اهمیت داشته باشن.


For dear vi-cy-ei:
شاید با تصور کردن این شکل از آینده بود که می‌توانستیم آن را به حقیقت تبدیل کنیم و یا اگر هم نکنیم، بازهم فرقی نمی‌کرد، در هر صورت باید تصورش می‌کردیم.


For dear Niva of Asgard:
-به نظر من خیلی مسخره‌اس که کسی رو فقط به خاطر جذابیت ظاهریش واسه دوستی انتخاب کنن. مثل اینه که بخوایم مربای صبحونه رو فقط واسه رنگش بخوریم، نه مزه‌ش.


For dear Parnian:
رها کردن خیلی سخته، البته تا قبل این‌که رهایش کنی. بعد از رها کردن، این کار تبدیل به راحت‌ترین کار می‌شود.


For dear Addison:
آدما آینه‌ی‌ خوبی برای هم نیستن. خیلی سخته که آدما به ما نشون بدن واقعاً چه شکلی هستیم، و برای ما هم سخته که به همه بگیم و نشون بدیم که واقعاً چه احساسی نسبت بهشون داریم.


For dear Asou:
معمولاً کسایی که از درون یه روحیه‌ی آزاد و رها دارن، زیاد نمی‌تونن با خانوادشون کنار بیان. این‌جور بچه‌ها مثل بالونی می‌مونن‌ که توش پر از هلیوم باشه و با طناب به جایی بسته شده باشن، ولی همه‌ش دوست دارن اون گره رو باز کنن و به طرف بالا حرکت کنن. وقتی اتفاقی طناب پاره بشه، اونا پرواز می‌کنن.


Репост из: -𝒄𝒉𝒂𝒎𝒑𝒂𝒈𝒏𝒆 𝒑𝒓𝒐𝒃𝒍𝒆𝒎𝒔-
~این پیامو فور کنید توی چنل‌های خوشگلتون تا بهتون یه کوت از کتاب "شهرهای کاغذی" اثر "جان گرین" بدم.🫶

-تا وقتی خط بزنم ظرفیت داره و سعی می‌کنم بر اساس وایبتون بهتون متنارو بدم.
مرسیی بابت فور کردن تا اخر امشب جواباتونو میذارم یکم صبور باشید🫂✨

Показано 20 последних публикаций.

1

подписчиков
Статистика канала