ترسیهمدلمریضیهاگربهشمبتلابشیودرمانش
نکنیکلوجودترومیگیره.
وقتی از بین احساساتی که داری چیزی رو به وضوح بیشتری احساسش کنی، اون برای تو قدرتمندتر نشون داده میشه.
خیلیها در این دنیایِ تیره قربانی احساسات خود میشن، یکی از این احساسات؛
ترسه.
ترس برای او، جزو قدرتمندترین احساساتش بود. چیزی که روی کارهایی که انجام میداد تاثیر میگذاشت. چیزی که دنیا رو برای اون از چیزی که هست، تیرهتر میکرد.
اون به بیماریِ ترس مبتلا شده بود.
گاهی وقتها میشد اون بیماری موذی رو تحمل کرد و در آخر بهش مقابله کرد؛
اما یکسری اوقات اون به بینهایتی میرسید که کنترل رو بهدست میگرفت.
ترس برای او مثل انسان بود، میتونست احساساتش رو مثل قسمتهایی از خودش ببینه؛
و ترس، آدمی بود که از رویارویی با اون تا حد امکان دوریی میکرد.
نکنیکلوجودترومیگیره.
وقتی از بین احساساتی که داری چیزی رو به وضوح بیشتری احساسش کنی، اون برای تو قدرتمندتر نشون داده میشه.
خیلیها در این دنیایِ تیره قربانی احساسات خود میشن، یکی از این احساسات؛
ترسه.
ترس برای او، جزو قدرتمندترین احساساتش بود. چیزی که روی کارهایی که انجام میداد تاثیر میگذاشت. چیزی که دنیا رو برای اون از چیزی که هست، تیرهتر میکرد.
اون به بیماریِ ترس مبتلا شده بود.
گاهی وقتها میشد اون بیماری موذی رو تحمل کرد و در آخر بهش مقابله کرد؛
اما یکسری اوقات اون به بینهایتی میرسید که کنترل رو بهدست میگرفت.
ترس برای او مثل انسان بود، میتونست احساساتش رو مثل قسمتهایی از خودش ببینه؛
و ترس، آدمی بود که از رویارویی با اون تا حد امکان دوریی میکرد.