𝘕𝘠.


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


https://t.me/BiChatBot?start=sc-859022-CnVPkWM
@Ne1rss

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


Hear me
Can you hear me
I am calling out to you
For the last time






Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram
مودم بعد از هربار ریدن تو آزمونام




Let's go to Paris.


من حتی با دیدن دوتا دوست که تو اتوبوس بلند میخندن یاد تو میوفتم.


I'm the luckiest person because I have you.


Репост из: Made by 97
2022 Memories:
تو همیشه برای من لارک‌ی هستی که موسیو توی ضعیف ترین حالتش بهش تکیه کرد و لارک دوباره بلندش کرد.


باز داره شب میشه و من دلتنگیم شروع.




چقدر جایِ تو
‏اینجا کنارِ من
‏تویِ نگاهِ من
‏خالی است ...

- احمد شاملو




"امید چنان پرنده‌ایست که در روح آشیان دارد"




"از وقتی رفتی ازبس که تو پاریس بارون اومده کاغذ دیواری‌های آپارتمانم بوی نم گرفته، شاید حتی این آب و هوای بد به تو ربطی نداشته باشه ولی دلم می‌خواد کوچیکترین چیزی رو هم به تو ربط بدم مدلمه میدونی که. اگه الان اینجا بودی چی میگفتی بهم؟ آهان یادم اومد "بیبی دنیا همینه" از بچگی ازین جمله میترسیدم و وقتی بزرگتر شدم درحالیکه تو باتلاق مشکلاتم دست و پا میزدم همش یه صدای کذایی از درونم میگفت نکنه کل دنیا همین باشه؟ نکنه تهِ این سختی ها هیچی باشه؟ ولی تو خلافشو بهم ثابت کردی با اولین لبخندی که وقتی تو کافه‌ی کنار خیابون فهمیدم فندکمو تو جیب کاپشن سبزرنگم جا گذاشتم و تو بی هوا از ناکجا آباد پیدات شد و سیگارمو روشن کردی. ولی نشد، نشد که من و تو بشیم ما. بشیم اون دونفری که صاحب کل عشقای دنیان و والدینِ کلِ گربه‌های فرانسه...و تو به همون سرعتی که درخت امید رو و قلبم کاشتی به همون سرعتم به تکه چوب سوخته‌ای تبدیلش کردی. گلایه‌ای نیست. فقط کاش به نامه‌هام جواب بدی من هرچقدرم که ناکافی بودم لایق این بی خبری نیستم. دوست دارم.
برای خدای کوچکِ من
دوستدار تو جئون لارک! "


"نمی‌دانم. نمی‌دانم این «بدترین شب‌ها» را شروع کرده‌ام یا دارم شروع می‌کنم. اما، به هر تقدیر، این ساعات تاریک و بی‌امید، این روزهایی که دست کم، اگر هیچ موفقیت دیگری درش نبود، اینش بود که به امید دیدار تو شروع می‌شد و حتی اگر هم در آخرین ساعات شب با نومیدی کامل، مثل دفتری بر هم نهاده می‌شد، باز این امید که فردا بتوانم ببینمت زنده نگهم می‌داشت"


روزایی که النا میاد از شدت خوشحالی تا ۲۴ ساعت هیچ گوهی نمیتونم بخورم.


Him

Ah, there he is.
That motherfucker.


بچه‌های مدرسه ما جوری ریدن که حتی نمیشه روشون کراش زد بعد دست نیافتنی بشن.

Показано 20 последних публикаций.

24

подписчиков
Статистика канала