Iman Edit


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


اینجا قراره رویاهامون رو از طریق ادیت ویدیو باهم دیگه بسازیم🔥

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


2k شدم🥳

مرسی از حمایتتون😊 بدون شما واقعا رشد تو لینکدین یجورایی نشدنی بود.

من تقریبا از سال 2018 تو لینکدین جوین بودم ولی فعال نبود و چیزی نمیزاشتم…

فعالیت جدیم رو تقریبا ۵-۶ ماهه که شروع کردم که به لطف شما تا الآن به اینجا رسیده🙌🏻✅




Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram
ساخت جیمینی پرو رایگان در یک دقیقه بدون خرید و دردسر های دیگه ...

من امتحان کردم و اوکی شد ولی تا جایی که بشه از جی‌میل فیک وارد بشین که بعد آخر کلیپ متوجه میشین چرا گفتش فیک🙌🏻


یمدت تو گروه بودم و دیدم که آقا هادی تو کانالش یه چالش گذاشته که سریع توش شرکت کردم و جز 10 نفر اول شده بودم که این خودش خیلی بهم انگیزه داد که این راه رو هم کنار درآمد ریالم ادامه بدم.

بعد که هادی جان یه ایونت میخواست برگزار کنه و متاسفانه جنگ شد و کنسل شد ولی یه روز توی همین روزا دیدم که هادی اومده شمال ولی حدود 4 ساعت باهام فاصله داره!
منم چون با خودم و خدای خودم عهد بسته بودم که از این مرحله ای که هستم خودمو بالاتر بکشم گفتم دل رو میزنم به دریا و این فرصت رو از دست نمیدم و همه کارامو کنسل میکنم و میرم پیشش.

رفتم پیش هادی توکلی و ایشون هم لطف کرد و وقت گذاشت برام و اومد جایی که قرار داشتیم و به صورت خصوصی باهم قرار گذاشتیم...
کلی اون روز باهم صحبت کردیم و هادی از بین همه حرفای خوبش یه حرفش خیلی به دلم نشست
گفت میدونی چرا دهه هشتادیا و دهه نودیا زودتر میرسن به درآمد دلاری؟ گفتم چرا؟
گفت چون هیچ دغدغه ی دیگه ای ندارن و صبح تا شب تمرکزشون روی کار بین المللی و ویدیوهای خارجیه!
اگر میخوای پیشرفت کنی تو این کار باید خیلی بیشتر وقت بزاری و از درآمد ریالیت کم کنی و خیلی سختی بشی و حتی شبا بخاطرش گریه کنی و آموزش ببینی و نمونه کار بزنی و فیدبک بگیری و به حرفای منفی توجه نکنی و استمرار زیاد داشته باشی...

منم چون به حرف هادی ایمان داشتم تصمیم گرفتم حرفش رو اجرایی کنم و تا هفته ی بعدش با تموم جاهایی که کار میکردم خداحافظی کردم و استعفا دادم.
( البته بنظرمن اگر میتونید یه کار پاره وقتی که روزی 4 ساعت وقتتونو میگیره داشته باشین تا در حد بخور و نمیر پول تو حسابتون باشه )

تمومم رو و صدم رو گذاشتم پای کار و هر هفته دو تا ویدیو درست میکردم...
یکی از خودم و یکی به عنوان نمونه کار و تا یک ماه تقریبا اینکارو کردم که بعدش هادی جان بهم گفت لوئیس به ما چند وقت پیش پیشنهاد کار داده بود و توام بیا لوئیس رو پیچش کن که بتونی باهاش کار کنی

منم رفتم تموم پست هایی که لوئیس داشت رو آنالیز کردم و ترجمه شون کردم و خلاصه شون کردم و از توش 3-4 تا پست در آوردم که تو دو هفته پستشون کردم که همون هم منجر به این شد لوئیس بیاد دایرکتم ( ولی منجبر به همکاری نشد چون سیستم کاریش رو داشت تغییر میداد ) ولی یه نفر دیگه که خودش برادران توکلی هم باهاشون کار میکنن بهم پیام داد و 5 تا ویدیو تریلر براش زدم که 1000$ بهم داد. ( البته ناگفته نمونه هر ویدیو 2 روز کامل وقتم رو میگرفت )
و یه نفر دیگه هم که من بهش پیام داده بودم یه ویدیو 100 دلاری بهم داد و خود هادی هم یه نفر رو معرفی کرد که منجر به این شد که 70 دلار ازش بگیرم...

بعد از اون اتفاق و اون درآمد تقریبا الآن دو ماه که میگذره و منم دارم تموم سعی و تلاشم رو میکنم که بتونم این درآمدم رو ثابتش کنم در ماه و هیچ وقت نا امید نشدم و توی چالش 30 روزه هادی توکلی شرکت کردم و هر روز دارم پست میزارم و تلاش میکنم که بهتر از دیروزم باشم...

امیدوارم این داستان به دردتون خورده باشه


چیشد که من اولین تارگتم که 1000 دلار بود رو زدم؟

(ادامه ی پارت قبلی)

اواسط سربازی بودم که با رضا موج آشنا شدم توی استوری اینستاش که نیاز به ادیتور داشت و منم چون تو شمال خدمت میکردم سریع فرستادم رزومه م رو اونم خیلی حال کرد و گفت تو جز ادیتورای برتر مازندرانی و ... و رفتم پیشش کار کنم که اونم چندی نکشید بخاطره شرایط نامناسب حقوقیش و البته شرایط بد سربازی من اومدم بیرون از پیشش و همیشه میگفت تو نمیتونی توی ایران به درآمد دلاری و کار با شرکت های خفن و بزرگ برسی، ولی من همش میگفتم پس تو چطوری تونستی؟
یه روز اومده بودم خونه و یکی از اعضای خانواده بهم گفت شخصی هست به نام حسام و حامد توکلی توی پادکست کار نکن که ماهی 2 هزار دلار در ماه داره در میاره...
من تا اینو شنیدم گفتم کیه و پیجش رو بهم بده، ولی خب پیجش رو نداشت و فقط پادکست رو مثل بقیه از پادکست کار نکن دیده بود.
من رفتم پادکست رو دیدم و چون چون شب بود و منم زیاد نمیتونستم بیدار بمونم چون صبح باید میرفتم پادگان گرفتم خوابیدم ولی ماجرا تازه شروع شد.
از فردای اون روز کل اینترنت و فضای مجازی رو زیر و رو کردم تا پیج حسام و حامد رو پیدا کنم تا بهشون پیام بدم.
بلاخره اونا رو تو لینکدین یافتم و بعدش لینک کانال تلگرامشون رو برام فرستادن و اومدم تو گروه هادی توکلی برادر بزرگشون که تازه باهاش آشنا شدم و فهمیدم که گنج اصلی رو پیدا کردم.
خدمتم بعد از گذشت 20 ماه تموم شد و رفتم خودم رو به صورت حضوری پرزنت میکردم که من تازه سربازی تموم شده و چندتا پکیج دارم و بهتون کمک میکنه که شما محتواتون و پیجتون بهتر شه و کل کار تصویر و ادیتتون و محتواتون رو انجام میدم که اونجا با مجموعه و هلدینگ رضا فاضلی که خیلیاتون میشناسین آشنا شدم و حدود 6 ماه باهاش کار کردم و کل محتواهای تصویر و ادیتش با من بود که منجر به چندین میلیون ویو تو پیجش شد.

اینجا هم با چندتا شرکت و آموزشگاه معتبر هم به صورت دورکاری کار میکردم...


برگشتم شمال پیش خانواده م و تو اوج نا امیدیام بودم که دیدم یهو تلفنم زنگ میخوره و دیدم علی صبوری داره بهم زنگ میزنه و گفتم بله گفت بیا تهران برات کلی پروژه دارم

موقعیت خیلی خوبی بود و اون موقع پدرم لطف کرد با کلی قرض یه سیستم که هنوزم دارمش برام خرید و دوباره برگشتم تهران و کار با علی برام اینطوری بود که 4 روز روزی 8 ساعت کار میکردم و 12 تومن میگرفتم... البته اینم زیاد طولی نکشید که پول تو جیبش نمونده بود زیاد و نمیتونست پرداختی زیادی داشته باشه و من مجبور بودم برم تو آموزشگاه ها و کارای محتواهاشون رو انجام بدم و رزومه بفرستم تو جاب ویژن...

که در نهایت تنها پروژه بزرگی که با علی کار کردم برنامه رپتامینوفن بود که اولین مصاحبه با محمد رضا شایع و بچه های زدبازی و امیر خلوت و پوری و... بود و بعد اونم علی با شریکش بهم زد و اعتراضات 1401 شروع شد و همه چی بهم ریخت...

تو این مدت من باز مجبور شدم با یسری شرکت های دیگه کار کنم چه به صورت حضوری و چه به صورت دورکاری که همه اینا با شبکه سازی به صورت حضوری و رزومه فرستادن تو سایت های ایرانی شکل گرفت...

بعدش نوبت رسید به پایان نامه ارشدم و انجام دادم و دفاعش هم کردم و یه اجرا هم باید میرفتیم برا تئاتر و اونم انجام دادم و میخواستم برای دکترا اقدام کنم که گفتم واقعا احمقانه ترین کاریه که میتونم انجام بدم و فقط عمرم هدر میره اینطوری

بخاطر همین برای انجام یسری کارها مثل داشتن پاسپورت و ... مجبور بودم برم سربازی...

بخاطر همین مجبور شدم برگردم پیش خانوادم چون تو سربازی نمیتونستم اجاره خونه م رو پرداخت کنم و جمع کردم برگشتم پیش خانوادم و بعد رفتم سربازی که با رضا موج و برادران توکلی آشنا شدم و

(اینم بگم تو این هفت سال تجربه ای که فقط از ادیت ویدیو به دست آوردم رو سعی میکنم اینجا باهتون به اشتراک بزارم)
مرسی که حوصله کردین و تا اینجا رو خوندین...

حالا چیشد که من با درآمد دلاری آشنا شدم و چیشد که تونستم اولین تارگت هزار دلاریم رو بزنم تو قسمت بعدی بهتون میگم


خب خیلی خلاصه شروع میکنم که من کیم و چطور شد سر از تدوین در آوردم

من تقریبا از بچگی به هنر علاقه مند بودم. البته نه فقط هنر بلکه به تمام رشته هاش مثل موسیقی و سینما و تئاتر و بازیگری و فیلمسازی و نقاشی و ادبیات و شعر و فلسفه و...

ماجرا تقریبا از سن 15 سالگیم شروع میشه که به خودم اومده بودم که دیدم سه تا ساز بلدم بزنم که یکیش گیتار بود و دومیش پیانو بود و سومیش هم ترومپت...

البته زیاد طول نکشید که ولش کردم چون طبق فشار که در اطرافیانم داشتم باید میرفتم رشته ای میخوندم که پولساز باشه مثل مهندسی یا پزشکی و اینا...

که بخاطر همین موضوع اولین دانشگاهی که قبول شدم دانشگاه سراسری دامغان با رشته ی سیالات بود (اونایی که مکانیک خوندن میدونن چقدر رشته سنگینیه) که یه ترم اونجا تو اون شهر بودم و بعدش انصراف دادم و یجورایی مهاجرت کردم به تهران و اونجا به رشته ی کنترل قطعات خودرو تو دانشگاه علمی کاربردی ایران خودرو مشغول به تحصیل شدم که بعدش بخوام همونجا استخدام بشم...

از اونجاا که تنها بودم و باید امور زندگیم رو میگذروندم یکی از آشنایان گفت بیا تو داروخانه با حقوق کار کن و کم کم یاد بگیر و همونجا باش و منم چون پول نیاز بودم به ناچار قبول کردم (هرچند این وسط مسطا هم سر یسری سریال ها هم میرفتم به عنوان هنرور و سیاه لشگر که تو سریال هایی مثل معمای شاه و ... بودم که در نتیجه موجب به یه رول صلی تو سریال خاطره محله ما تو شبکه افق بود که چندباری هم تو تلویزیون پخشش کردن)

بعدش با یه آمزشگاه هنر و سینما آشنا شدم که توش اساتید چهره و درجه یک ایران توش تدریس میکردن و تو شمال تهران هم بود که رفتم اونجا شخصی به نام آرش معیریان که استاد یکی از دروس بازیگریمون بود و خودش کارگردان مطرح کشور بود یه زمانی، منو با تدوین آشنا کرد که اون موقع ادیت با ادیوس و اینا بولد بود تا پریمیر و داوینچی و...

اینجا من فوق دیپلم مکانیکم رو گرفتم و رفتم توی یه دانشگاه هنر تهران به صورت آزاد تو رشته فیلم سازی ثبت نام کردم و شروع به کارهایی که دوست دارم کردم.

اینطوری بودم که یه شیفت داروخانه کار میکردم به صورت عصر تا اوایل نیمه شب و بعدش میرفتم اون آموزشگاه و یسری تیزر با سیستم خودشون با ادیوس آماده میکردم و میخوابیدم همونجا و صبح تمرین تئاتر انجام میدادم و دوباره این چرخه داروخانه و .... ادامه داشت... (انقدری هم تو کار داروخانه حرفه ای شده بودم که به عنوان نسخه پیچ برتر منطقه یک شناخته شده بودم) البته اینم بگم بعضی وقتا من اجرای عموم هم داشتم توی یسری سالن ها و موجب چالش زیادی میشد برام...

خلاصه ش کنم بعدش کرونا اومد و من از داروخانه اومدم بیرون و موقع کنکور ارشدم شده بود کنکور رو دادم و یه دانشگاه غیرانتفایی قبول شدم تو رشته هنرهای نمایشی و به صورت آنلاین تا یمدت کلاس هامون برگزار میشد...

تو این مدت هم من یه لپ تاپ داغون داشتم که افترافکت رو به زور باز میکرد و یه keylight ساده مینداختم داغ میکرد و هنگ میکرد...
خلاصه رفتم خیلی جاها رایگان کار کردم تا تجربه بدست بیارم و بعد با دستمزد خیلی کم شروع کردم توی یسری شرکت های معتبر کار کردم و بعدش پام کشیده شد به شبکه ورزش صدا و سیما و تدوین برنامه ویدیو چک رو با مجری عبدالله روا انجام میدام که انقدر دستمزدم کم بود مجبور شدم بیام بیرون چون نمیصرفید اصلا برام...


اینجا بگین
Опрос
  •   اول از تجربیاتت بگو
  •   نکات ادیت رو بگو
34 голосов


خب سلام
دوست دارین اول از تجربیاتم تو این زمینه بگم؟ یا نکاتی راجع به ادیت های روز دنیا؟


به زودی…🔥

Показано 10 последних публикаций.

38

подписчиков
Статистика канала