خب خیلی خلاصه شروع میکنم که من کیم و چطور شد سر از تدوین در آوردم
من تقریبا از بچگی به هنر علاقه مند بودم. البته نه فقط هنر بلکه به تمام رشته هاش مثل موسیقی و سینما و تئاتر و بازیگری و فیلمسازی و نقاشی و ادبیات و شعر و فلسفه و...
ماجرا تقریبا از سن 15 سالگیم شروع میشه که به خودم اومده بودم که دیدم سه تا ساز بلدم بزنم که یکیش گیتار بود و دومیش پیانو بود و سومیش هم ترومپت...
البته زیاد طول نکشید که ولش کردم چون طبق فشار که در اطرافیانم داشتم باید میرفتم رشته ای میخوندم که پولساز باشه مثل مهندسی یا پزشکی و اینا...
که بخاطر همین موضوع اولین دانشگاهی که قبول شدم دانشگاه سراسری دامغان با رشته ی سیالات بود (اونایی که مکانیک خوندن میدونن چقدر رشته سنگینیه) که یه ترم اونجا تو اون شهر بودم و بعدش انصراف دادم و یجورایی مهاجرت کردم به تهران و اونجا به رشته ی کنترل قطعات خودرو تو دانشگاه علمی کاربردی ایران خودرو مشغول به تحصیل شدم که بعدش بخوام همونجا استخدام بشم...
از اونجاا که تنها بودم و باید امور زندگیم رو میگذروندم یکی از آشنایان گفت بیا تو داروخانه با حقوق کار کن و کم کم یاد بگیر و همونجا باش و منم چون پول نیاز بودم به ناچار قبول کردم (هرچند این وسط مسطا هم سر یسری سریال ها هم میرفتم به عنوان هنرور و سیاه لشگر که تو سریال هایی مثل معمای شاه و ... بودم که در نتیجه موجب به یه رول صلی تو سریال خاطره محله ما تو شبکه افق بود که چندباری هم تو تلویزیون پخشش کردن)
بعدش با یه آمزشگاه هنر و سینما آشنا شدم که توش اساتید چهره و درجه یک ایران توش تدریس میکردن و تو شمال تهران هم بود که رفتم اونجا شخصی به نام آرش معیریان که استاد یکی از دروس بازیگریمون بود و خودش کارگردان مطرح کشور بود یه زمانی، منو با تدوین آشنا کرد که اون موقع ادیت با ادیوس و اینا بولد بود تا پریمیر و داوینچی و...
اینجا من فوق دیپلم مکانیکم رو گرفتم و رفتم توی یه دانشگاه هنر تهران به صورت آزاد تو رشته فیلم سازی ثبت نام کردم و شروع به کارهایی که دوست دارم کردم.
اینطوری بودم که یه شیفت داروخانه کار میکردم به صورت عصر تا اوایل نیمه شب و بعدش میرفتم اون آموزشگاه و یسری تیزر با سیستم خودشون با ادیوس آماده میکردم و میخوابیدم همونجا و صبح تمرین تئاتر انجام میدادم و دوباره این چرخه داروخانه و .... ادامه داشت... (انقدری هم تو کار داروخانه حرفه ای شده بودم که به عنوان نسخه پیچ برتر منطقه یک شناخته شده بودم) البته اینم بگم بعضی وقتا من اجرای عموم هم داشتم توی یسری سالن ها و موجب چالش زیادی میشد برام...
خلاصه ش کنم بعدش کرونا اومد و من از داروخانه اومدم بیرون و موقع کنکور ارشدم شده بود کنکور رو دادم و یه دانشگاه غیرانتفایی قبول شدم تو رشته هنرهای نمایشی و به صورت آنلاین تا یمدت کلاس هامون برگزار میشد...
تو این مدت هم من یه لپ تاپ داغون داشتم که افترافکت رو به زور باز میکرد و یه keylight ساده مینداختم داغ میکرد و هنگ میکرد...
خلاصه رفتم خیلی جاها رایگان کار کردم تا تجربه بدست بیارم و بعد با دستمزد خیلی کم شروع کردم توی یسری شرکت های معتبر کار کردم و بعدش پام کشیده شد به شبکه ورزش صدا و سیما و تدوین برنامه ویدیو چک رو با مجری عبدالله روا انجام میدام که انقدر دستمزدم کم بود مجبور شدم بیام بیرون چون نمیصرفید اصلا برام...
من تقریبا از بچگی به هنر علاقه مند بودم. البته نه فقط هنر بلکه به تمام رشته هاش مثل موسیقی و سینما و تئاتر و بازیگری و فیلمسازی و نقاشی و ادبیات و شعر و فلسفه و...
ماجرا تقریبا از سن 15 سالگیم شروع میشه که به خودم اومده بودم که دیدم سه تا ساز بلدم بزنم که یکیش گیتار بود و دومیش پیانو بود و سومیش هم ترومپت...
البته زیاد طول نکشید که ولش کردم چون طبق فشار که در اطرافیانم داشتم باید میرفتم رشته ای میخوندم که پولساز باشه مثل مهندسی یا پزشکی و اینا...
که بخاطر همین موضوع اولین دانشگاهی که قبول شدم دانشگاه سراسری دامغان با رشته ی سیالات بود (اونایی که مکانیک خوندن میدونن چقدر رشته سنگینیه) که یه ترم اونجا تو اون شهر بودم و بعدش انصراف دادم و یجورایی مهاجرت کردم به تهران و اونجا به رشته ی کنترل قطعات خودرو تو دانشگاه علمی کاربردی ایران خودرو مشغول به تحصیل شدم که بعدش بخوام همونجا استخدام بشم...
از اونجاا که تنها بودم و باید امور زندگیم رو میگذروندم یکی از آشنایان گفت بیا تو داروخانه با حقوق کار کن و کم کم یاد بگیر و همونجا باش و منم چون پول نیاز بودم به ناچار قبول کردم (هرچند این وسط مسطا هم سر یسری سریال ها هم میرفتم به عنوان هنرور و سیاه لشگر که تو سریال هایی مثل معمای شاه و ... بودم که در نتیجه موجب به یه رول صلی تو سریال خاطره محله ما تو شبکه افق بود که چندباری هم تو تلویزیون پخشش کردن)
بعدش با یه آمزشگاه هنر و سینما آشنا شدم که توش اساتید چهره و درجه یک ایران توش تدریس میکردن و تو شمال تهران هم بود که رفتم اونجا شخصی به نام آرش معیریان که استاد یکی از دروس بازیگریمون بود و خودش کارگردان مطرح کشور بود یه زمانی، منو با تدوین آشنا کرد که اون موقع ادیت با ادیوس و اینا بولد بود تا پریمیر و داوینچی و...
اینجا من فوق دیپلم مکانیکم رو گرفتم و رفتم توی یه دانشگاه هنر تهران به صورت آزاد تو رشته فیلم سازی ثبت نام کردم و شروع به کارهایی که دوست دارم کردم.
اینطوری بودم که یه شیفت داروخانه کار میکردم به صورت عصر تا اوایل نیمه شب و بعدش میرفتم اون آموزشگاه و یسری تیزر با سیستم خودشون با ادیوس آماده میکردم و میخوابیدم همونجا و صبح تمرین تئاتر انجام میدادم و دوباره این چرخه داروخانه و .... ادامه داشت... (انقدری هم تو کار داروخانه حرفه ای شده بودم که به عنوان نسخه پیچ برتر منطقه یک شناخته شده بودم) البته اینم بگم بعضی وقتا من اجرای عموم هم داشتم توی یسری سالن ها و موجب چالش زیادی میشد برام...
خلاصه ش کنم بعدش کرونا اومد و من از داروخانه اومدم بیرون و موقع کنکور ارشدم شده بود کنکور رو دادم و یه دانشگاه غیرانتفایی قبول شدم تو رشته هنرهای نمایشی و به صورت آنلاین تا یمدت کلاس هامون برگزار میشد...
تو این مدت هم من یه لپ تاپ داغون داشتم که افترافکت رو به زور باز میکرد و یه keylight ساده مینداختم داغ میکرد و هنگ میکرد...
خلاصه رفتم خیلی جاها رایگان کار کردم تا تجربه بدست بیارم و بعد با دستمزد خیلی کم شروع کردم توی یسری شرکت های معتبر کار کردم و بعدش پام کشیده شد به شبکه ورزش صدا و سیما و تدوین برنامه ویدیو چک رو با مجری عبدالله روا انجام میدام که انقدر دستمزدم کم بود مجبور شدم بیام بیرون چون نمیصرفید اصلا برام...