𝖣𝗂𝗀𝗂𝗍𝖺𝗅 𝖩𝗎𝗌𝗍𝗂𝖼𝖾


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана



Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


Видео недоступно для предпросмотра
Смотреть в Telegram






بنظرم یه کاری بکنم
همه مردا رو عقیم کنم اینجوری ادما زودتر منقرض میشن منم یکم عقده‌ام خالی میشه


وقتی میفهمی صدام حسین کسی بود که توی هفت سالگی نزدیک به ۱۵ بار از طرف پدربزرگش بهش تجاوز شده بود:


آن‌ها که از نابودی جهان حرف می‌زنند، همیشه شیفته‌ی ویرانی نیستند؛ گاهی فقط آخرین انسان‌هایی‌اند که دیگر امیدی به فهمیده شدن ندارند. جهان پیش از آنکه زیر آوار فرو بریزد، در سکوتی که میان انسان‌ها کشیده شده و در بی‌اعتنایی به رنج یکدیگر، بارها نابود شده است. هیچ‌کس با آرزوی خاکستر شدن همه‌چیز آغاز نمی‌کند؛ این آرزو، فرزندِ سال‌هایی است که در آن، هر فریاد به دیوار برخورد کرده و هر زخم، بی‌نام باقی مانده است. شاید اگر جهان اندکی کمتر قضاوت می‌کرد و اندکی بیشتر می‌فهمید، بعضی ذهن‌ها هرگز به این نتیجه نمی‌رسیدند که پایان، صادقانه‌تر از ادامه است. فاجعه آن نیست که کسی رؤیای پایان دنیا را در سر داشته باشد؛ فاجعه آن است که جهان، پیش از آن، او را چنان تنها گذاشته باشد که ویرانی را تنها پاسخ ممکن ببیند.




INTJ


Репост из: Death
⚠️فور کنید
؛MBTI خودت ذکر کنید
تا بگم اگر یک حیوان افسانه ای بودید چه حیوانی میشدید🐦‍🔥


آنهدونیا (Anhedonia) حالتی روان‌شناختی است که در آن فرد توانایی لذت بردن از چیزهایی را که زمانی برایش شادی‌آور بودند، از دست می‌دهد. موسیقی دیگر آرامش‌بخش نیست، دیدن دوستان هیجانی ایجاد نمی‌کند و حتی رسیدن به آرزوها نیز احساس رضایت به همراه ندارد. این حالت صرفاً غمگین بودن نیست؛ بلکه نوعی خاموش شدن واکنش عاطفی نسبت به لذت است که می‌تواند زندگی روزمره را بی‌رنگ و بی‌معنا جلوه دهد.

آنهدونیا معمولاً به‌عنوان یک علامت در اختلالاتی مانند افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و برخی دیگر از مشکلات روان‌شناختی دیده می‌شود، نه یک بیماری مستقل. فرد ممکن است همچنان کارهای روزانه خود را انجام دهد و حتی لبخند بزند، اما در درونش احساس خلأ و بی‌حسی عاطفی داشته باشد. با شناسایی علت زمینه‌ای و دریافت درمان مناسب، در بسیاری از موارد این توانایی برای تجربه دوباره لذت و ارتباط با زندگی به‌تدریج بازمی‌گردد.




مدت‌هاست احساس می‌کنم کسی بی‌صدا تمام رنگ‌های جهان را از من گرفته است. هنوز همان خیابان‌ها را قدم می‌زنم، همان موسیقی را گوش می‌دهم و همان آدم‌ها کنارم می‌خندند، اما هیچ‌چیز به درونم راه پیدا نمی‌کند. انگار قلبم یادش رفته چگونه از زیبایی‌ها بلرزد و روحم پشت پنجره‌ای مه‌گرفته ایستاده، تنها تماشاگر زندگی‌ای که دیگر نمی‌تواند لمسش کند. دردناک‌ترین بخش ماجرا این نیست که غمگینم؛ این است که حتی غم هم دیگر آن‌قدر زنده نیست که چیزی را در من تکان دهد.






ولمکنید چرا چنل جوزا انقدر وایب یونان باستان و شاهنامه رو میده


Репост из: 悪魔,
دانه‌ها جای خاک در آسمان، خونِ مردم جای رگ بر دندان‌هایشان، خدا جای آسمان در کتاب‌ها، و رذالت جای شرافت در انسان.


Репост из: 𐙚˚࿔
💬 𝓓ing 𝓓ing - the deliver's hear . 𝒴our number ;
48


Репост из: 𐙚˚࿔
🪽 Yo @justicefordream fallen angle ❔ Oops 🔞❕ your wings are broken . . . you're out of them . . . 🥀🚷

" 𝓓ear 𝓔vil "

𝒰 ganna stuck ⸸

in the darkness

⛧ for ℐnfinite 🦇




می‌گویند روی پاکتِ سیگار حقیقت را نوشته‌اند؛
«برای ریه‌ها مضر است.»
عجیب است... حقیقت همیشه با جوهرِ سیاه نوشته می‌شود، اما انسان آن را با انگشتانی لرزان می‌خواند و باز هم به سویش دست دراز می‌کند. گویی بعضی هشدارها برای آن نیستند که نجاتمان دهند؛ تنها آمده‌اند تا بعدها، میان ویرانه‌های وجودمان، ثابت کنند که سرنوشت از همان ابتدا راست می‌گفت.
تو نیز همان جمله‌ی کوتاهِ روی پاکتِ سیگار بودی؛ هشداری که پیش از عشق، پایان را روایت می‌کرد. من می‌دانستم هر لبخندت جرعه‌ای از عمرم را خواهد ربود، هر نگاهت زخمی خواهد شد که زمان جرأتِ بستنِ آن را ندارد، و هر بار که نامت را در دل تکرار کنم، تکه‌ای دیگر از خویشتنم به خاکستر بدل خواهد شد. با این همه، مگر عاشق برای رهایی قدم برمی‌دارد؟ عاشق، تنها کسی‌ست که حقیقت را می‌بیند، نابودی را می‌شناسد، و باز با تمام وجود، آغوشش را به سوی همان چیزی می‌گشاید که قرار است آخرین نفس‌های روحش را نیز از او بگیرد. شاید عشق، زیباترین شکلِ سقوط باشد؛ سقوطی که انسان در تمام مسیرش، گمان می‌کند در حال پرواز است.

Показано 20 последних публикаций.