TGStat
TGStat
Введите текст для поиска
Расширенный поиск каналов
  • Язык сайта
    flag Russian flag English flag Uzbek
  • Вход на сайт
  • Каталог
    Каталог каналов и чатов Поиск каналов
    Добавить канал/чат
  • Рейтинги
    Рейтинг каналов Рейтинг чатов Рейтинг публикаций
    Рейтинги брендов и персон
  • Аналитика
  • Поиск по публикациям
  • Мониторинг Telegram
⋆ lıl star .

19 Dec 2023, 21:59

Открыть в Telegram Поделиться Пожаловаться

‌‌☆   ׄ  ‍خش خش خش* صدا‍یِ برگ‌‍هایِ پاییزی با هر قدمِ دختركِ مومشکیِ کوچك در خیابانی طویل و بی‌انتها بلند می‌شد. او زندگیِ یك‌‍نواخت و روز‍ها‍یِ خسته‌کننده‌‌‍ای داشت. به آدم‌‍ها‍یِ اطرافش اهمیتی نمی‌داد و متقابلاً کسی هم به حضورِ او توجهی نمی‌کرد.  هرروز در خیابان‌‍ها، رویِ کاشی‌‍ها‍یِ مربع‌‍شکل راه می‌رفت بلکه چیزِ جدیدی پیدا کند که شور و هیجان را به زندگی‌‍اش برگرداند.
یك روز درحالی که لی‌‍لی‌کنان کنارِ خیابان را گرفته بود و می‌رفت، دخترك‌ـی را دید که رویِ چمن‌‍ها‍یِ تازه آب زده شده دراز کشیده و مشغولِ کتاب خواندن است. مثلِ همیشه بی‌‍اهمیت گذشت اما بعد از چند قدم انگار حسی در درونش وادارش می‌کرد برگردد.
دخترك نمی‌دانست می‌خواهد چه کند و هیچ ایده‌‍ای نداشت. ولی دلش می‌خواست بداند که او کیست، چرا اینجا دراز کشیده، و چه چیزی باعث شده بدونِ توجه به اطرافش کتاب بخواند. مسیری رو که رفته بود برگشت، اما دختركِ کتاب‌‍خوان آنجا نبود. با خیالِ اینکه شاید همین اطراف باشد چند قدمِ دیگری جلو رفت. کتابش را جا گذاشته بود ?!
با تردید به سمتِ کتاب رفت و آن را برداشت، سرش را چرخاند بلکه بتواند صاحبش را پیدا کند ولی هیچکس نبود. همینطور که کتاب را بین دست‌‍هایِ کوچیکش نگه داشته بود به سمتِ صندلی رفت و با نشستن رویِ آن نفسِ عمیقی کشید و باز اطرافش را از نظر گذراند. چند ساعتی می‌شد که منتظر بود اما کسی حتی از آنجا عبور هم نمی‌کرد. صفحه‌‍یِ اول را باز کرد و نوشته‌‍ای آنجا دید : " اگر بهم نیاز داری دوبار دست بزن ! "
دختركِ مومشکی کنجکاو شده بود برای همین چشم‌‍هایش رو بست و همانطور که نوشته شده بود دوبار کفِ دست‌‌‍هایش را به هم زد. اما اتفاقی نیوفتاد.
- " چقدر مسخره !! چرا باید همچین چیزی نوشته باشه؟ چه آدمِ عجیبی. ㅠㅠ "
انتظار نداشت اتفاقی بیوفتد اما همان لحظه گرمایِ دستی را روی شانه‌‌‍اش احساس کرد.
- " خیلی وقت بود منتظرت بودم‌. "
سرش را برگرداند و با دیدنِ شخص روبه رویش تعجب کرد. زیباتر از چیزی بود که فکرش را می‌کرد؛ ولی چرا باید یك آدمِ مو سیم‌تلفنی را این موقعِ شب آن هم این طوری ملاقات کند !!

201 0 10
Каталог
Каталог каналов и чатов Подборки каналов Поиск каналов Добавить канал/чат
Рейтинги
Рейтинг каналов Telegram Рейтинг чатов Telegram Рейтинг публикаций Рейтинги брендов и персон
API
API статистики API поиска публикаций API Callback
Наши каналы
@TGStat @TGStat_Chat @telepulse @TGStatAPI
Почитать
Академия TGStat Исследование Telegram 2019 Исследование Telegram 2021 Исследование Telegram 2023
Контакты
Справочный центр Поддержка Почта Вакансии
Всякая всячина
Пользовательское соглашение Политика конфиденциальности Публичная оферта
Наши боты
@TGStat_Bot @SearcheeBot @TGAlertsBot @tg_analytics_bot @TGStatChatBot