اگه بگم لب به سیگار نزدم دروغه
بچه بودم با چوب گل ختمی یچیزایی درست میکردم. که بابام فهمید و
فَوَقع ما وقع
۱۶ سالم بود خونه خاله با شوهر دختر خاله یکی دو بار قلیون سنتی کشیدم و باز بابام فهمید این بار با ملایمت برخورد کرد.
پشت کنکور بودم و میرفتم سرِکار
انبار داری یه مجتمع ۲۵۵ واحدی مسکن مهر رو میکردم . چند ماه مونده به کنکور در خواست تسویه کردم و قرار شد یه ماه نیمروز برم و به مسئول جدید چم و خم کار رو یاد بدم.
مسئول جدید از اونایی بود که از زرنگی خودشو زده بود به گیجی . یه مرد حدودا۵۰ ساله.
واقعا اون نیمروز به اندازه کل روز خسته میشدم.
تو اون یه ماه هفت هشت بار از سوپری دو کوچه بالاتر یه نخ سیگار خریدم و میومدم خونه اگه کسی نبود ، تو حیاط میکشیدم .
بچه بودم با چوب گل ختمی یچیزایی درست میکردم. که بابام فهمید و
فَوَقع ما وقع
۱۶ سالم بود خونه خاله با شوهر دختر خاله یکی دو بار قلیون سنتی کشیدم و باز بابام فهمید این بار با ملایمت برخورد کرد.
پشت کنکور بودم و میرفتم سرِکار
انبار داری یه مجتمع ۲۵۵ واحدی مسکن مهر رو میکردم . چند ماه مونده به کنکور در خواست تسویه کردم و قرار شد یه ماه نیمروز برم و به مسئول جدید چم و خم کار رو یاد بدم.
مسئول جدید از اونایی بود که از زرنگی خودشو زده بود به گیجی . یه مرد حدودا۵۰ ساله.
واقعا اون نیمروز به اندازه کل روز خسته میشدم.
تو اون یه ماه هفت هشت بار از سوپری دو کوچه بالاتر یه نخ سیگار خریدم و میومدم خونه اگه کسی نبود ، تو حیاط میکشیدم .