₹


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


I'll Never Be Young Again.
Du Sucre, — t.me/Enmarcada
— https://t.me/BChatBot?start=sc-495636-O10vzc7

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций




دوست دارم همیشه توی خیابون باشم و به مردم نگاه کنم که چطور پشت تلفن حرف می‌زنن، می‌خندن و دست توی دست همدیگه راه می‌رن و از دکۀ کنار پیاده رو روزنامه می‌خرن. به ساختمون ها نگاه کنم که چطور رنگ و روشون رفته و سقف هاشون شیروونیه. به گلدون هایی که کنار پنجره گذاشتن، درخت های بلند اطراف خیابون، مردمی که توی کافه های دنج نشستن و کتاب می‌خونن. دغدغه هاشون روی شونه سنگینی می‌کنن، ولی لذت ‌می‌برن. من هم لذت می‌برم. از بوی مطبوع نم، حس کردن آدم ها. از همه چیز. و این قشنگه. خیلی قشنگ!


به ساختمون های شهر نگاه کردم. دیوارهای قدیمی و ترک برداشته، پنجره هایی که سایه بون داشتن. به بالکن خونه ها نگاه کردم؛ بعضی هاشون کوچیک و اندازۀ قوطی کبریت بودن و روی بند، لباس انداخته بودن، و یا به شکل خیلی زیبایی با گل و گیاه پر شده بودن. به این فکر کردم که توی هرکدوم از خونه ها زندگی های مختلفی جریان داره که از همدیگه متفاوتن. مردم خیلی قشنگن. بامزه ان، مهربونن، دوست داشتنی ان. هرکدوم زندگی خودشون رو دارن، مشکلات خودشون رو دارن و به نحوی از زنده بودنشون لذت می‌برن.




«در یک وضعیت بیمارگونه، رویاها اغلب با کیفیت فوق‌العادۀ گرافیکی، وضوح و شباهت بسیار به زندگی واقعی متمایز می‌شوند. نتیجۀ نهایی گاهی تصویری هیولاگونه است، اما مکان‌ها و تمام روند رویا گاهی آن‌قدر محمل است، و گاهی با جزئیاتی آن‌قدر ظریف و غیرمنتظره است و به شکلی هنرمندانه با کلیت تصویر مطابقت دارد، که حتی خود شخص رویابین نمی‌تواند آن‌ها را در واقعیت خلق کند؛ حتی اگر هنرمندی در سطح پوشکین یا تورگنیف باشد. این رویاها، رویاهای بیمارگونه، همیشه در خاطر فرد قدمت زیادی خواهند داشت و بر ارگانیسم آزرده اما هیجان‌زدۀ او، اثر قدرتمندی می‌گذارند. راسکلنیکف رویای وحشتناکی دیده بود.»

فئودور داستایوفسکی؛ جنایت و مکافات


دقایق مُرده رو نمی‌شه احیا کرد.




تمام انرژی‌ـم توی روز صرف این می‌شه که احساسات بد رو کنار بذارم و برای خودم آهنگ بخونم و برقصم. و به چیزهای زشت فکر نکنم.


بالآخره اومدیم شهر قشنگ رشت. دلم برای بوی نم و مرطوب اینجا، و خونه هایی که سقف شیروونی دارن تنگ شده بود، برای درخت های نخل و هوایی که نسبت به زنجان گرم تره و مردمی که خونگرم و بامزه ان.


امروز با بچه ها پول روی هم گذاشتیم و ساندویچ سفارش دادیم. بعد از اینکه اسکچ کمیک کشیدیم صندلی ها رو کنار هم چیدیم و برای خودمون encanto گذاشتیم، و بعد درحالی که با لذت ساندویچمونو می‌خوردیم از انیمیشن لذت بردیم. خوش گذشت!






Репост из: -My Fucking Life-
─ ꗃ https://t.me/pastilas


سلام. ۵ بهمن ۱۴۰۰


نمی‌دونستم:))) تاحالا نخوردم ولی خوشمزه به نظر میاد.


Репост из: Banana🍌
راستش اپیزود یا پادکستی برای آواکادو نبود،
اما میدونستی اوایل چون میل جنسی رو بالا میبرد خوردنش ممنوع شد تو یه سری مناطق؟ for:https://t.me/pastilas


برتراند راسل می‌نویسد: «ترس از عشق همان ترس از زندگی است و کسی که از زندگی بترسد مرده‌ای بیش نیست.»

مت هیگ؛ کتابخانۀ نیمه‌شب


الآن یادم افتاد. صبح جلوی در مدرسه منتظر بودم، یه دختر دیگه هم با من ایستاده بود. داشتم واسه خودم زیرلب آهنگ می‌خوندم و هر از گاهی می‌رقصیدم که چشمم بهش خورد. نگاه عجیبی داشت. معذب شدم. دیگه نخوندم. 💔




ناروتو کلاسیک رو حذف کردم و ۵۰۰ قسمت از شیپودن موند که توی چهار ماه تموم می‌شه. دیروز دیدمش و شدت دلتنگی‌ـم قلبم رو له کرد.

Показано 20 последних публикаций.

46

подписчиков
Статистика канала