رها؛شده


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана


می‌بینی؟ پاییز عزیزمان از راه رسیده!
ناشناس:https://telegram.me/BChatBot?start=sc-761212-EaMKcjQ

Связанные каналы

Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


Репост из: 𝘼𝙇𝙄𝙀𝙉𝙂𝙍𝙀𝙔
یکم زیاد شیم؟
تا شب همه رو پروموت میکنم،24 ساعت میزازم چنل بمونه.


گفتی: میتونی ازم متنفر باشی.
فریاد زدم: ولی من هنوز دوستت دارم.
تو آدمی نبودی که چیزی از یادت بره
ولی خیلی تغییر کردی
نکنه خاطره هامونو فراموش کرده باشی..
نکنه حست موقع به آغوش کشیدنمون و فراموش کرده باشی..
نکنه دیگه دلت برام تنگ نشه..
نکنه دیگه دوستم نداشته باشی...
-SA


و در نهایت آنهایی رهایت میکنند
که روزی برایشان آشکار گفته بودی دوری،
تنها چیزیست که تو را میشکند




خوب و بد فقط بحث زاویه دیده
یه آدم ممکنه برای تو خوب باشه ولی برای دیگری نه..


کاش می شد
در شبانگاهی خاموش،
با چمدانی پر از یادگاری ها
به خاطرات سفر کرد؛
نزد آنهایی که حالا از نبودنشان
حتی صدایشان را هم به خاطر نمی‌آوریم...
سفر کنیم به دیار شادمانی...
به دور از دغدغه ها هرشب،
ستاره ها را بشماریم و
به قصه‌ی کرم شبتاب گوش بسپاریم
و هیچگاه باز نگردیم...


قلبمو درد میارین؛ همتون
طوری رفتار میکنید که من مقصر همه چیزم..
چاقو رو فرو میکنید تو قلبم، بعد در میارین و توقع دارین مثل قبل بتپه؟
بال های پروانه ی آبی رو می کنید و دوباره میچسبونید و ازش میخواین پرواز کنه؟
من فقط میخوام بگم اینا درد داره..
نفس کشیدن درد داره..
زندگی کردن درد داره..
درد داشتن درد داره..
-SA


چه کسی زندگی را تحمل می کرد، اگر به مرگ امید نداشت؟


+دلت برام تنگ شده؟
-از وقتی رفتی انگار صد سال گذشته..
+دیگه تنهات نمیزارم:)


قصر آبی/لوسی ماد مونتگمری


مگر زمان چه ارزشی دارد؟


اینو بدون که من خیلی وقتا ازت ناراحت شدم
اما چیزی نگفتم چون دوستت داشتم..
چون با خودم گفتم دوستم داری.. ولی نداشتی...:)


دلم آغوشت را میخواهد،
اما تو دورتر از آنی که پناهم دهی..


عزیزکرده قلبم، سلام
حال سه ماه گذشته و من هنوز راهی برای فراموش کردنت پیدا نکردم..
روزها در انتظار پرسیدن حالم از طرف تو هستم و شب ها به حال خود میگریم..
با خود فکر میکنم که چیزی که ما را از هم جدا کرده فاصله یا مرگ نیست و این یعنی حیف شده ایم..
کاش بودی و حال این روزهایم را میدیدی که چطور در آتش نبودنت میسوزم..
دیگر دلم تاب نمی آورد، چگونه دلتنگ بوسه ها و آغوش گرممان نمیشوی؟
همیشه تو را همانطور که بودی دوست داشتم و خواهم داشت اما تو آنقدر ها دوست داشتنی نبودی..
تو رفتی و من شب و روز برایت خواهم گریست...
-SA


چقدر دیگه باید صبر کنم تا دلتنگم شی؟:)


یه وقتایی تنها راه فراموش کردن کسی که دوسش داری دوباره دیدنشه. اونجاس که میفهمیکسی که مقابلته اونی نیست که قبلا میشناختی


و سکوت پایان قشنگیست.


تو تنها کسی بودی که حالم باهات خوب بود.


ولی من همیشه تورو همونطور که بودی دوست داشتم..


این دستارو میبینی؟
با همینا بغلش میکردم...با همینا موهاشو نوازش میکردم...با همین دستام، دستاشو میگرفتم میگفتم «همه چی درست میشه، بسپارش به من»
چرا گذاشت به این روز بیوفتن؟

Показано 20 последних публикаций.

33

подписчиков
Статистика канала