کمی اینجا بنشین.


Гео и язык канала: не указан, не указан
Категория: не указана



Гео и язык канала
не указан, не указан
Категория
не указана
Статистика
Фильтр публикаций


اوه
قرار نبود یکهویی این همه بشیم :)))))


من رو به خونه برگردون.


من به تو نگاه میکنم و تو فقط من رو می‌بینی.
چشم هام با دقت روی اجزای صورتت دنبال یک نشونه می‌گردن که بهم اثبات کنن تیکه کوچیکی از اهمیت دادن رو دیدن.
چهره آرومت رو خالی از هر احساس، رو به صورتم می‌کنی.
چطور ممکنه که حتی از برق چشم های من هم هیچ انعکاسی توی چشم هات پیدا نباشه؟


دیده شدن و دیده نشدن هر دو مشکل ساز هستن.
اگر دیده شدنی وجود داشته باشه،
در کنارش الگو و چهارچوب هایی میاد که گاهی باعث میشن نتونیم با مقیاس های آسوده خودمون رفتار کنیم.
اما دیده نشدن،
مثل یک فراموشی بزرگ می‌مونه.
چیز هایی که دیده نمی‌شن با چه اثباتی وجود دارن؟
چه میراثی از خودشون به جا میذارن که بتونن بگن: من رو نگاه کن. تاثیری که روی جهان بیرون از خودم به جا گذاشتم رو ببین.
من وجود داشتم.
من٫ زمانی اینجا وجود داشتم.
چیز هایی که دیده نمیشن بدون هیچ وجودیتی از بین می‌رن.
مثل فراموش شدن خاطره ای که هرگز وجود نداشته.


یک روز زمین فقط یک کره خاکی شناور در دریایی از کهکشان هاست و تمام چیز های کوچک‌تر از اهمیت دادن هستن
و روز دیگه ای
درد های کوچک روزمره زیادی در من راهشون رو پیدا میکنن و باعث میشن به این فکر کنم که
انسان تا چقدر می‌تونه بدون اینکه بمیره
درد هارو تحمل کنه؟


چرا انسان با تمام حقایقی که حقیقت داشتن‌شون اذیتش میکنه، می‌جنگه؟




یک شروع



Показано 9 последних публикаций.

209

подписчиков
Статистика канала