دیده شدن و دیده نشدن هر دو مشکل ساز هستن.
اگر دیده شدنی وجود داشته باشه،
در کنارش الگو و چهارچوب هایی میاد که گاهی باعث میشن نتونیم با مقیاس های آسوده خودمون رفتار کنیم.
اما دیده نشدن،
مثل یک فراموشی بزرگ میمونه.
چیز هایی که دیده نمیشن با چه اثباتی وجود دارن؟
چه میراثی از خودشون به جا میذارن که بتونن بگن: من رو نگاه کن. تاثیری که روی جهان بیرون از خودم به جا گذاشتم رو ببین.
من وجود داشتم.
من٫ زمانی اینجا وجود داشتم.
چیز هایی که دیده نمیشن بدون هیچ وجودیتی از بین میرن.
مثل فراموش شدن خاطره ای که هرگز وجود نداشته.
اگر دیده شدنی وجود داشته باشه،
در کنارش الگو و چهارچوب هایی میاد که گاهی باعث میشن نتونیم با مقیاس های آسوده خودمون رفتار کنیم.
اما دیده نشدن،
مثل یک فراموشی بزرگ میمونه.
چیز هایی که دیده نمیشن با چه اثباتی وجود دارن؟
چه میراثی از خودشون به جا میذارن که بتونن بگن: من رو نگاه کن. تاثیری که روی جهان بیرون از خودم به جا گذاشتم رو ببین.
من وجود داشتم.
من٫ زمانی اینجا وجود داشتم.
چیز هایی که دیده نمیشن بدون هیچ وجودیتی از بین میرن.
مثل فراموش شدن خاطره ای که هرگز وجود نداشته.