لبخند زدن، راه رفتن، مسخره بازی در آوردن، حسِ اینکه زنده نیستم، فعلاََ در حال الانم خلاصه میشه. من سعی میکنم. همیشه سعی میکنم. مدام درحالِ جنگیدن و سعی کردنم. واسه زنده موندن و زندگی کردن. واسه ادامه دادن و قوی موندن. میخوام زنده بمونم. میخوام تا جون دارم زندگی کنم. عصبیام، از خودم، از بقیه، از همه.
ناراحتم، از خودم، از بقیه، از همه.
هیچ دلیل قانع کننده ای ندارم تا از بقیه عصبی و ناراحت باشم، اما به طرز احساسیه مزخرفی، بازم هستم.
دلم میخواد وقتی یه گوشه نشستم و خودم و جمع کردم و بغل کردم، یکی بیاد دست هامو باز کنه و منو بغل کنه و نزاره خودم خودمو بغل کنم. هیچوقت نفهمیدم چرا انقدر چشم انتظارِ نجاتم، وقتی خودم میتونم به خودم کمکم کنم.
دلم میخواد گریه نکنم، انقدر پیشه بقیه ناراحت نباشم. اما سخته که خودمو پنهون کنم. مطمئنم به چشمِ بقیه افسردهام. اما اگه سرکوبش کنم، بدتر میشه. دلم میخواد برم یه موزهی عکاسی، همونجا با عکس ها جونِ تازه بگیرم. یا حتی برم یه موزهی نقاشی، از صبح تا شب نقاشی هارو نگاه کنم.
تو «کسی نه درکم میکنه نه حرف هامو متوجه میشه» ترین حالتِ ممکنم.
و حالا؟ حالا میخوام اجازه بدم ناراحت باشم. راسته که میگن همیشه همچی اونطور که ما فکر میکنیم نمیشه. فکر میکردم امشب خوشحالم، اما امشبم ناراحتم. ولی عیب نداره، روز های خوبِ منم میان. حتماََ حکمتی داره. من زنده میمونم، ادامه میدم، واسه فردا و آینده.
خداروشکر، که تونستم امروزم زنده بمونم و دووم بیارم.
ناراحتم، از خودم، از بقیه، از همه.
هیچ دلیل قانع کننده ای ندارم تا از بقیه عصبی و ناراحت باشم، اما به طرز احساسیه مزخرفی، بازم هستم.
دلم میخواد وقتی یه گوشه نشستم و خودم و جمع کردم و بغل کردم، یکی بیاد دست هامو باز کنه و منو بغل کنه و نزاره خودم خودمو بغل کنم. هیچوقت نفهمیدم چرا انقدر چشم انتظارِ نجاتم، وقتی خودم میتونم به خودم کمکم کنم.
دلم میخواد گریه نکنم، انقدر پیشه بقیه ناراحت نباشم. اما سخته که خودمو پنهون کنم. مطمئنم به چشمِ بقیه افسردهام. اما اگه سرکوبش کنم، بدتر میشه. دلم میخواد برم یه موزهی عکاسی، همونجا با عکس ها جونِ تازه بگیرم. یا حتی برم یه موزهی نقاشی، از صبح تا شب نقاشی هارو نگاه کنم.
تو «کسی نه درکم میکنه نه حرف هامو متوجه میشه» ترین حالتِ ممکنم.
و حالا؟ حالا میخوام اجازه بدم ناراحت باشم. راسته که میگن همیشه همچی اونطور که ما فکر میکنیم نمیشه. فکر میکردم امشب خوشحالم، اما امشبم ناراحتم. ولی عیب نداره، روز های خوبِ منم میان. حتماََ حکمتی داره. من زنده میمونم، ادامه میدم، واسه فردا و آینده.
خداروشکر، که تونستم امروزم زنده بمونم و دووم بیارم.