🦋🌸🦋🌸🦋
🌸🦋🌸🦋
🦋🌸🦋
🌸🦋
🦋
@Childparentpsychology
🎈چرا نوجوانان به جای دوستی، عاشق میشوند؟
📌 هميشه اين احتمال وجود دارد که نوجوانان عاشق شوند; اما صرف «دلستاني» مشکل اين پديده نيست بلکه مشکل اصلي از ناآگاهي والدين و فرزندان از چگونگي ايجاد اين روابط و حد آن ناشي ميشود.
📌نوجوان به دلیل شرایط سنی که در آن قرار دارد در حال پیدا کردن هویت خویش است. نوجوانان گاهی خود نیز نمی دانند چه می خواهند و چه توقعی از دنیا دارند. آنها گاهی فکر میکنند عیبهای زیادی دارند و از ارزش چندانی برخوردار نیستند. باور راسخ دارند که برای اطرافیان آدم ارزشمند و دوست داشتنی نیستند. نوجوان احساس می کند ارزش آن را ندارد که دیگران او را دوست داشته باشند. لذا در جهت مقابله با این احساس بر میآید و تلاش میکند ثابت کند که دوستداشتنی است و لایق عشق دیگران. لذا در جهت این باور نادرست اقدام میکند.
📌یکی دیگر از علل این رخدادها میتواند ترس از تنهایی و عدم تحمل ناکامی باشد. این که ما فرزندانمان را آنگونه تربیت نکردهایم که بدانند دنیا مملو از ناکامی ها و خواستن ها و نداشتن ها است. برخی اوقات آنها میخواهند هرچه سریعتر ، به عشق برسند و رابطه برقرار کنند و از تنهایی نجات پیدا کنند ....چون به شدت از تنهایی میترسند و در برابر تنهایی، احساس درماندگی و ناتوانی میکنند...نیاز عمیق و شدیدی بهصورت یک عطش روانی برای ایجاد یک رابطه و عشق (و یا در شکل تبدیلیافته خودش مثل سکس) در خودشان احساس میکنند... ولی ولی ولی ولی غافل از این هستند که این نیاز، سرابی بیش نیست و اصل اساسی و مهم در این هست که بتوانند با شجاعت تمام ، تنهایی را بپذیرند و فردیت خودت را قبول کنند و با تنهایی روبرو شوند و باید بتوانند به خود ثابت کنند که حتی تنها و بدون رابطه هم میشود شاد و خوشحال بود. (اروین یالوم)
📌اگر نوجوان احساس کند که مي تواند براساس معيارها و ضوابط، رابطهاي منطقي با جنس مخالف برقرار کند، دچار عوارض شايع اين روابط نمي شود. گذشته از بي کفايتي و ناآگاهي والدين، شرايط محيطي، تناقضات اجتماعي، افراط و تفريط در مناسبات اجتماعي، به هم ريختگي اوضاع فرهنگي و عدم الگوسازي مناسب براي جوانان در کنار عوارض طبيعي دوران نوجواني، شرايط را براي ايجاد ناهنجاري هاي اجتماعي مهيا کرده و موجب ايجاد مشکلات عاطفي و رواني براي نوجوانان شده است.
📌از عوارض عشق هاي دوران بلوغ، رد و بدل شدن قول و قرار ازدواج بين دختر و پسر است. برخي از نوجوانان تحت تاثير هيجانات روحي دوران بلوغ، نسبت به هم متعهد شده و قول ازدواج مي دهند; اما در اکثر موارد پس از چند سال و با تعديل هيجانات روحي، به اين نتيجه مي رسند که تصميم غلطي گرفته اند ; اما به دليل قولي که به هم داده اند ، قادر به جدايي نبوده و مجبور به ازدواج مي شوند. اين احساس تعهد در دختران بيشتر ديده مي شود. در اين حالت، آنها فکر مي کنند که در صورت پايان رابطه، اگر طرف مقابل دچار مشکلي شود ، مسئوليتش با آنهاست و دچار عذاب وجدان مي شوند.
@Childparentpsychology
🌸🦋🌸🦋
🦋🌸🦋
🌸🦋
🦋
@Childparentpsychology
🎈چرا نوجوانان به جای دوستی، عاشق میشوند؟
📌 هميشه اين احتمال وجود دارد که نوجوانان عاشق شوند; اما صرف «دلستاني» مشکل اين پديده نيست بلکه مشکل اصلي از ناآگاهي والدين و فرزندان از چگونگي ايجاد اين روابط و حد آن ناشي ميشود.
📌نوجوان به دلیل شرایط سنی که در آن قرار دارد در حال پیدا کردن هویت خویش است. نوجوانان گاهی خود نیز نمی دانند چه می خواهند و چه توقعی از دنیا دارند. آنها گاهی فکر میکنند عیبهای زیادی دارند و از ارزش چندانی برخوردار نیستند. باور راسخ دارند که برای اطرافیان آدم ارزشمند و دوست داشتنی نیستند. نوجوان احساس می کند ارزش آن را ندارد که دیگران او را دوست داشته باشند. لذا در جهت مقابله با این احساس بر میآید و تلاش میکند ثابت کند که دوستداشتنی است و لایق عشق دیگران. لذا در جهت این باور نادرست اقدام میکند.
📌یکی دیگر از علل این رخدادها میتواند ترس از تنهایی و عدم تحمل ناکامی باشد. این که ما فرزندانمان را آنگونه تربیت نکردهایم که بدانند دنیا مملو از ناکامی ها و خواستن ها و نداشتن ها است. برخی اوقات آنها میخواهند هرچه سریعتر ، به عشق برسند و رابطه برقرار کنند و از تنهایی نجات پیدا کنند ....چون به شدت از تنهایی میترسند و در برابر تنهایی، احساس درماندگی و ناتوانی میکنند...نیاز عمیق و شدیدی بهصورت یک عطش روانی برای ایجاد یک رابطه و عشق (و یا در شکل تبدیلیافته خودش مثل سکس) در خودشان احساس میکنند... ولی ولی ولی ولی غافل از این هستند که این نیاز، سرابی بیش نیست و اصل اساسی و مهم در این هست که بتوانند با شجاعت تمام ، تنهایی را بپذیرند و فردیت خودت را قبول کنند و با تنهایی روبرو شوند و باید بتوانند به خود ثابت کنند که حتی تنها و بدون رابطه هم میشود شاد و خوشحال بود. (اروین یالوم)
📌اگر نوجوان احساس کند که مي تواند براساس معيارها و ضوابط، رابطهاي منطقي با جنس مخالف برقرار کند، دچار عوارض شايع اين روابط نمي شود. گذشته از بي کفايتي و ناآگاهي والدين، شرايط محيطي، تناقضات اجتماعي، افراط و تفريط در مناسبات اجتماعي، به هم ريختگي اوضاع فرهنگي و عدم الگوسازي مناسب براي جوانان در کنار عوارض طبيعي دوران نوجواني، شرايط را براي ايجاد ناهنجاري هاي اجتماعي مهيا کرده و موجب ايجاد مشکلات عاطفي و رواني براي نوجوانان شده است.
📌از عوارض عشق هاي دوران بلوغ، رد و بدل شدن قول و قرار ازدواج بين دختر و پسر است. برخي از نوجوانان تحت تاثير هيجانات روحي دوران بلوغ، نسبت به هم متعهد شده و قول ازدواج مي دهند; اما در اکثر موارد پس از چند سال و با تعديل هيجانات روحي، به اين نتيجه مي رسند که تصميم غلطي گرفته اند ; اما به دليل قولي که به هم داده اند ، قادر به جدايي نبوده و مجبور به ازدواج مي شوند. اين احساس تعهد در دختران بيشتر ديده مي شود. در اين حالت، آنها فکر مي کنند که در صورت پايان رابطه، اگر طرف مقابل دچار مشکلي شود ، مسئوليتش با آنهاست و دچار عذاب وجدان مي شوند.
@Childparentpsychology