عُمقِ تفکر | Deep Thinking


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified



Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter


من دارم بزرگ‌ترين كار دنيا رو میكنم،
چون من هم غمگینم هم اميدوار،
هم دلتنگم هم اميدوار،
هم خسته‌ام هم اميدوار،
هم سردرگُمم هم اميدوار.
مى‌دونى اميدوار بودن و ماندن
چه كار سخت و بزرگیه؟!


گاهی آدمیزاد،آنچنان دلتنگ کسی میشود
که اگر او بداند،از نبودنش شرمگین خواهد شد.


من باید میرفتم..
من تمومش کردم زندگی وِل‌کن نیست.


هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم؛
چه دنیای رو به زوالی دارم..


قبلنا تنهایی برای لذت‌بخش بود؛
الان زجرآور.
اولاش بهت حس قدرت میده؛
یکم که میگذره میبینی تو نیاز به خوشحال بودن داشتی نه قدرتمند بودن.


اون قبلنا بود میگفتم تنهایی خوبه،
تنهایی خوب نیست حتی اگه انتخابتم باشه.
اینکه یه آدم امن و پناه برای خودت نداشته باشی کجاش خوبه؟!
اینکه صبح تا شب دهنت سرویس بشه یکی نباشه به حرفات گوش بده کجاش خوبه؟!
اینکه زیربارون تنهایی بری اینور اونور مثل احمقا کجاش خوبه؟!
اینکه همش قوی باشی و حتی یه بغل ساده برای اینکه خستگیت دربره نداشته باشی کجاش خوبه؟!
اینکه دلت از همه که گرفت کسی نباشه پیشش راحت بغض کنی کجاش خوبه؟!
ما فقط داریم خودمون رو گول میزنیم که تنهایی خوبه
وگرنه هرآدمی تک میشکنه.


‏قطعا مي‌تونم بگم اون لحظه‌ای كه دلت براى خودت مي‌سوزه، بدترين و غمگين‌ترين حس دنيا رو تجربه كردی.


Forward from: پسر زمستان
اُمیدوارم به مرحله‌ای نرسید که حس کنید،
تنها راهِ محافظت از خودتون تنها موندنه...


تو به من میگی پرخاشگر،ناامید،اخلاقم مورد پسندت نیست و..
ولی فقط من خودمم که میدونم چقد دارم زیر بار سنگین گذشته،حال،آینده لِه میشم!
از یه طرف گذشته داره اذیتم میکنه
از یه طرف فکر آینده‌ای که هیچی ازش معلوم نیست!
از یه طرفم حالی که نمیتونم درست زندگی بکنمش..
درحالی که به بهترین شکل ممکن میتونستم زندگی بکنمش.
نمیخوام کسی‌رو مقصر بدونم ها نه اصلا،ولی من زندگیم میتونست خیلی بهتر از این بشه و نشد
این داره عذابم میده.
من سهمم از این دنیا با این سن کم این نبود.


من با خیالت از “شب‌یلدا” گُذَر کردم..


منو تو اون “شب‌یلدا” تصور کن.




تو این دنیا به‌ جز خدا و خودم و خانوادم؛
دونفر برام خیلی عزیز بودن
که من هردوتاشم باختم
از این ناراحتم که مفت مفتکی باختم
از این ناراحتم که حدقل وقتی کنار گذاشته شدم و کنار کشیدم بدون خودم حال خوب رو تو وجودشون ندیدم
از این ناراحتم که کسی نتونست اندازه من دوسشون داشته باشه
فقط دیدم دارن توسط ادما حیف‌میل و اذیت میشن..
بعد از دست دادنشون غمگین شدم و شاید تا ابد راجبشون غمگین بمونم.


از این شهر رفتم و پشت سرم
چراغ هیچ پنجره‌ای‌ روشن نشد..
هنوز هم شب ها دنبالم میان.


Senden sonra kalbimi
Sevgilere kapadım.


یه سکانسی تو فیلم “هفت”دیوید فینچر بود؛
که مورگان فریمن میگفت:
بعضیا میگن دنیا جای خوبیه،
ارزش جنگیدن داره
اما من فقط با قسمت دوم این جمله موافقم؛دنیا جای بدیه اما ارزش جنگیدن داره.
بنظرم کُل ماجرای زندگی انسان تو همین یه سکانس خلاصه میشه.


آقای چاووشی یچیزی ساختی که حتی نمیدونم کدوم قسمتش رو باید استوری کنم..






از عاقل و بالغ و خونسرد بازی بزرگسالی بیزارم. دلم می‌خواد گریه و جیغ بزنم تا بدبختیامو حل کنن.

20 last posts shown.

71

subscribers
Channel statistics