᭡ For @autophilemeow
| به اون مکان اومده بودن تا ستارهها رو تماشا کنن، چون مینهو به اینکه اون نقاط نورانی رو رصد کنه علاقه داشت و جیسونگ کسی نبود که وقتی اون پسر با اشتیاق درمورد سفر کوتاهش به خارج از شهر با هدف تماشای ستارهها حرف میزنه، بهش «نه» بگه. حالا که اونجا بودن، مینهو با لبخندی گرم با تلسکوپ غول پیکرش به آسمون زل زده بود و گهگاهی از زیباییهای شگفت انگیزش حرف میزد و جیسونگی که شاهد چشمهای ستاره بارون اون بود، با خودش فکر میکرد که اصلا آسمونی زیباتر از اونی که توی چشمهای مینهو شکل گرفته وجود داره یا نه؟ مینهو باید به رصد چشمهای خودش مینشست، جیسونگ شک نداشت که وقتی ستارههای آسمون خودش رو میبینه اونقدر عاشقشون میشه که امکان نداره بتونه ازشون چشم برداره.