?lezbian?


Channel's geo and language: not specified, not specified
Category: not specified


سد نکن
راه آدمی را که عزمش رفتن است...
کسی که رفتنی‌ست؛
رد میشود!
حتی شده از روی
جنازه ی خاطراتتان... ???
ما کسی رو ی زور نگه نمیداریم ، در بازه.....

Related channels

Channel's geo and language
not specified, not specified
Category
not specified
Statistics
Posts filter




تولدت مبارک آقای خوبی ها❤️❤️
شرمندتم ک دیروز نمیتونستم پست بزارم واست ، خودت میدونی ک چقد میخوامت❤️
@lezbian_video




Kiss me👄🔥

@lezbian_video💛


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
Shane & carmen

@lezbian_video💛


•قسمت بیست ششم•
درحال صبحت با رومینا بودم که رهام گفت:دخترا میزو بچینید که کبابا حاضره!
نیلوفر و ماهرخ رفتن که بشقاب بیارن.اومدم بلند بشم برم کمک که رومینا گفت:تونرو بیا سفره رو پهن کنیم رو میز تا اونا بیان.
خلاصه میزو چیدیم و همگی دور میز نشستیم
منتظر بودم که کفگیرو بگیرم و برنج بکشم
که مهسا گفت:چرا نمیکشی؟
وقتی دید منتظرم کتی کفگیرو بده رو به نیلوفر کردو گفت:نیلوفر جون بی زحمت از اون یکی دیس برنج برای نازی برنج میکشی؟
نیلوفر کمی مکث کردو گفت:چرا تو براش نمیکشی مهسا جان؟
شما که بیشتر باهم جور شدین.اتاقاتون یکیه باهم دیگه همش جیک تو جیک شدین خب خودتم براش برنج بکش!
وقتی حرف نیلوفر تموم شد یه لحظه همه سکوت کردن با خشم زل زدم به نیلوفر و گفتم:این چه حرفیه نیلوفر؟؟؟یعنی چی!
نیلوفر حق به جانب:چیه؟مگه دروغ میگم!
مهسا نفس عمیقی کشید و گفت:بسیار خب نیلوفر جان شما شامتو بخور.
و بعد نگاه تأسف باری به میلاد کرد!و خودش پاشد برای من برنج کشید تشکر کردم و در سکوت مشغول خوردن شام شدیم.
که رامین گفت:نظرتون چیه فردا صبح بریم تالاب انزلی؟میگن خیلی خوبه!
ماهرخ اول از همه موافقت کرد!گفت:اره محشره حتما بریم.
بعد خوردن شام و شستن ظرفا پسرا سریع رفتن که بخوابن
کتی و ماهرخم رفتن رومینا نیلوفرم همین طور فقط منو مهسا نشسته بودیم رو تاب و در سکوت نظاره گر آسموت بودیم.
مهسا گفت:به چی فکر میکنی؟
شونه ای بالا انداختم و چیزی نگفتم که گفت:ولی میدونی من به چی فکر میکنم؟
سوالی نگاهش کردم که گفت:به آیندمون.
من:مگه چی تو آیندمون میبینی؟
مهسا منو تو آغوش کشیدو گفت:اینکه بریم آلمان.یه خونه خوب بگیریم.اونجا اگر دوست داشته باشی یا کار کنیم یا درس بخونیم.
پریدم وسط حرفشو گفتم:بس کن مهسا!تا کی درس بخونیم خسته نشدی؟
از حالت غرغر من خندش گرفتو گفت:باشه خانومم پس برای اینکه حوصلت سر نره
حداقل باید خودمونو مشغول کار کنیم.
اوهومی گفتم که ا‌دامه داد:شبا بریم بگردیم
دوتایی بریم مراسم های مخصوص اونجا
بریم مهمونیا و دیسکو هاشون..
و بعد خسته برگردیم خونه رو تخت خودمون کنار هم من سرتا پاتو پر از بوسه کنم.
دستمو لای موهای شب سیَهِت ببرم:)))
با این حرفاش بی قرارم کرد از آغوشش اومدم بیرون و با دوتا دستام صورتشو قاب گرفتم و لبامو رو لباش گذاشتم😍💜
💖 #جاده_دوست_داشتنی💖
@lezbian_video


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
بوحود اومدی با من باشی💙💜•|
اونوقت کجا میخوای بری بدونِ من!؟

@lezbian_video 💖


درود عشقای من ، اینم از نتیجه نظرسنجی ک همه ادمینا یک روز منتظرش بودن و با استرس دنبال میکردن ، من شخص خودم تشکر میکنم بابت این همه رای و این همه محبت ، امیدوارم لایق این همه لطف باشم ، و همونجور ک قرار گذاشته بودیم باید با نفر آخر خدافظی کنیم و همینجا هم تشکر میکنم از آرمینا عزیز ک با اینک چند روز بیشتر نیست ک ادمینه اما پا ب پای بقیه ادمینا جنگید ولی خب نشد دیگ...
مرسی از همراهیتون


Forward from: ?lezbian?
به نظر شما بهترین ادمین چنل چه کسی است؟
anonymous poll

Mobin_makani – 175
👍👍👍👍👍👍👍 36%

Elahe – 68
👍👍👍 14%

Negin🦄🌈 – 37
👍 8%

Mahdis – 36
👍 7%

shaghayegh – 36
👍 7%

Rezvne🦄 – 36
👍 7%

-мaяyaм🌈 – 35
👍 7%

🌈🕶 اِبهام – 35
👍 7%

armiina💙 – 33
👍 7%

👥 491 people voted so far.


دورد دوستان ، روز و روزگار بر شما خوش ، بلاخره زمان حساس ترین نظرسنجی چنل فرا رسید ، ب نظر شما بهترین ادمین چنل چه کسی است؟ لطفا با دقت جواب بدید چون نفر آخر از ادمینی برداشته میشه و باید باهاش خدافظی کنیم مگر اینکه نفر آخر ادمین اصلی یعنی (mobin_makani) بشه ، پس با دقت جواب بدید....🌈


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
@lezbian_video💛


•قسمت بیست پنجم•
با نوازش دست های لطیفی به پهلو خوابیدم
که صدای مهسارو کنار گوشم شنیدم:عروسک من!خانوم خوشگلم بیدار شو دیگه شب شده
آروم خمیازه ای کشیدم و لای چشمامو باز کردم مهسا با حوله ای که دور خودش کشیده بود رو به روم نشسته بود.
لبخندی زدمو گفتم:سلام😊
مهسا دستی تو موهام کشیدو گفت:علیک سلام عروسک:)خوب خوابیدیاااا!
با خجالت خندیدم که گفت:وای وای نگاش کن چه سرخ و سفید میشه وروجک من.
خندیدیم که شروع کرد به قلقلک دادم صدای قهقه خندهامون باهم تلاقی شد
که یهو لباشو گذاشت رو لبام و منو به سکوت دعوت کرد و بعد بالا تنمو آروم نوازش کرد و منم متقابلا این کارو کردم.
که خودشو کشید کنار گفت:پاشو نازنینم!
پاشو یه دوش بگیر بریم تو حیاط!
سری تکون دادم و رفتم که دوش بگیرم.
وقتی از حموم اومدم بیرون مهسا داشت لباساشو میزاشت تو کمد.
با صدای در حموم برگشت و منو نگاه کرد
وگفت:عافیت باشه گُلَکم:)))
زیر لب ممنونی گفتم و مشغول حاضر شدن شدم.نشستم که موهامو خشک کنم که دستی مانع شد و سشوار ازم گرفت و گفت:این کار منه نه شما خانوم خانوما:)
دلم برای این حرفش لرزید آخ که چقدر من دیوونه این دختر بودم.
مهسا اروم اروم و با حوصله موهامو خشک کرد و بافت و گفت:من دیوونه موهاتم.
مثل شب سیه میمونن خیلی مراقبشون باش
لبخندی زدم و باهم به حیاط رفتیم.
میلاد و رامین(برادر رومینا)درگیر کباب بودن
و رهام محمد(برادر ماهرخ)داشتن تخته نرد بازی میکردن.دخترا هم پیش هم نشسته بودن در اولین نگاه متوجه اخمای توهم رفته نیلوفر شدم فهمیدم بخاطر قضیه اتاقا هنوز دلگیره.
کنار رومینا نشستم و مشغول صحبت با دخترا شدم و تصمیم گرفتم سر فرصت از دل نیلوفر در بیارم.
💖 #جاده_دوست_داشتنی💖
@lezbian_video


مهم نيس بقيه چي ميگن مهم اينه كه من بخاطر تو زندگي ميكنم..!
@lezbian_video🖤


من به فداي خنده هات🖤
@lezbian_video


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
جوری ببوسیش انگار تنها راه زنده موندنت لباشه !
@lezbian_video 💜


چشماتو باز کن!
من به هیچکس اهمیت نمیدم
اما برای تو میمیرم..!
@lezbian_video💚


اَصلا نِمیفهمم ینی چِی ما دور باشیم؟!:/
قَطعاً بارون میاد بایَد یِجا بآشیم😃✨
@lezbian_video💚


Video is unavailable for watching
Show in Telegram
Kiss me hard 💜
@lezbian_video


زِندِگی بَعدِ تو واسَم میشِع سَختِ سَخت..!👀👄
@lezbian_video💚


لَعنَتی آره مَنم طَرفدارِت~😃👐🏻
@lezbian_video💚

20 last posts shown.

2 352

subscribers
Channel statistics